۱۳۸۹/۱۰/۰۷

هدفمندي يارانه ها يا هدف قرار دادن معيشت مردم

کارشناسان ايران سبز بر اين باورند که در پس پرده آزاد سازي قيمت ها تحت عنوان " هدفمند سازي يارانه ها " انديشه انحصار طلبانه ناگواري پنهان است که تعبير" کودتاي اقتصادي" در باره آن کمترين صفتي است که مي توان به آن نسبت داد.آگاه بايد بود و ايستادگي بايد کرد. تاخير در برخورد با شرايط تحميل شده به مردم خسارات جبران ناپذيري را به همراه دارد.



طرح آزاد سازي قيمت ها که از روز يک شنبه 28 آذرماه آغاز شد ، واجد هيچگونه تمهيد اقتصادي دور انديشانه نيست و بنابر اين نمي توان نام هدفمند سازي يارانه ها را بر آن نهاد.
بنظر مي رسد کشدار شدن زمان اعلام رسمي اين طرح پيش از آنکه موقوف به پيش بيني ضرورت هاي معيشتي مردم و رفع اشکالات اقتصادي پيش رو و مهيا ساختن زمينه هاي اجتماعي طرح باشد ، معطوف به آماده سازي نيروهاي امنيتي و مهيا ساختن ابزار سرکوب مخالفان شده است.

وابسته دانستن منتقدان طرح آزاد سازي قيمت ها به دولتهاي بيگانه ( پيش از اجرايي شدن طرح!) که مکررا از سوي مقامهاي سياسي و روحاني مورد اشاره قرار مي گرفت ، امنيتي شدن فضاي شهرهاي بزرگ کشور و اسقرار نيروهاي ضد شورش در آستانه اجراي طرح ، سخنان ساده انگارانه احمدي نژاد در تلويزيون که به دليل خلاء آشکار مکانيسم هاي کنترل و هدايت متعادل در طرح جديد اقتصادي از مردم درخواست مراعات حال يکديگر را داشت و نيز بحرانهاي گسترده داخلي و خارجي حاکميت همه با هم نشان از بي برنامگي و آشفتگي زايد الوصف دولت کودتا و تسلط انديشه استبدادي و امنيتي بر خرد اقتصادي کشور، همزمان با اجراي اين طرح دارد .

هم اکنون تعداد زيادي از کارشناسان اقتصادي و اجتماعي ايران ، منتقدان و روزنامه نگاران متخصص که اجراي چنين طرحي جز با استفاده همه جانبه از تخصص هاي آنان امکان پذير نبود يا در زندانهاي حکومت به زنجير کشيده شده اند ، يا با وثيقه هاي سنگين و محکوميت ها و تهديد هاي گوناگون صدايشان را خاموش کرده اند .
معدود کارشناسان اقتصادي منتقد نيز که امکان اعتراض يا نقد علمي طرحهاي اقتصادي را دارند هم طبق برنامه از قبل تعيين شده در آستانه دستگيري و محکوميت قرار دارند که بازداشت شب گذشته فريبزرز رئيس دانا پس از گفتگو با بخش فارسي تلويزيون بي بي سي نمونه اي از اين نوع برخوردهاست



کارشناسان ايران سبز بر اين باورند که در پس پرده آزاد سازي قيمت ها تحت عنوان " هدفمند سازي يارانه ها " انديشه انحصار طلبانه ناگواري پنهان است که تعبير " کودتاي اقتصادي" در باره آن کمترين صفتي است که مي توان به آن نسبت داد.

آنچه در اين بين به طور حتم بوقوع مي پيوندد ، سقوط حدود 4 و نيم ميليون نفر ديگر از شهروندان به زير خط فقر تا پايان سالجاري خورشيدي ، کاهش شديد ارزش پول ملي در برابر ارزهاي خارجي ، انحصار بازرگاني خارجي در دست شرکتهاي وابسته به سپاه پاسداران و نيز ورشکستگي گسترده توليد کنندگان داخلي است. نکته ديگري که بزودي اطلاعات مربوط به آن انتشار مي يابد ، به قربانگاه بردن بخش خصوصي غير وابسته به نيروهاي امنيتي است که فاجعه اي اقتصادي بزرگي را رقم خواهد زد.

نظر به اينکه تاثير طرح "کودتاي اقتصادي" بر زندگي شهروندان محسوس تر و آشکارتر از "کودتاي انتخاباتي" است و بي تفاوتي در برابر آن سبب از ميان رفتن سرمايه هاي اندک و نازک شدن بيش از پيش طبقه متوسط و فروپاشي طبقات فقير خواهد شد، ضروري است تا حساسيت تک تک افراد جامعه در اين باره برانگيخته شود و "هوشياري و مقاومت" جانشين "متابعت و صبوري " شود

آگاه بايد بود و ايستادگي بايد کرد. تاخير در برخورد با شرايط تحميل شده به مردم خسارات جبران ناپذيري را به همراه دارد.

۱۳۸۹/۰۹/۰۶

فراخوان به اعتصاب سراسري دانشگاهها در روز 16 آذر

خيالي نيست اگر ديروز، شقايق‌هاي دشت ميهنم را يک به يک چيدند و سرخي را ستاندند از کف اين دشت پهناور
به قدري خرم است اين دشت، که گر سرخي ستاني، سبز ميرويد
من اکنون سبز مي بينم سراسر خاک ميهن را

16.jpg

جمعي از دانشجويان دانشگاه‌ تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، دانشگاه علم وصنعت، دانشگاه امير كبير، دانشگاه صنعتي شريف، دانشگاه شهيد بهشتي و دانشگاه تربيت معلم تهران اعلام کردند به مناسبت فرارسيدن 16 اذر روز دانشجو، از 15 تا 17 آذر به مدت سه روز دست به اعتصاب زده و از حضور در کلاس‌هاي درس خودداري خواهند کرد.

در بيانيه‌ي شماره‌ي 2 اين دانشجويان اعلام شده است که اين اعتصاب در اعتراض به جو امنيتي و پليسي حاکم بر جامعه، امنيتي شدن محيط دانشگاه‌ها و زنداني شدن فعالان دانشجويي صورت خواهد گرفت. بيانيه روز 15 آذر را روز خودداري از رفتن به کلاس‌ها و اجتماع در محيط دانشگاه، روز 16 آذر را روز اجتماع در دانشگاه و سردادن فرياد حق‌طلبي، و 17 آذر را تجمع در دانشگاه و سپس راهپيمايي آرام اعلام کرده است. در بيانيه از دانشجويان خواسته شده است تا براي جلوگيري از هرگونه سوء استفاده، در طول اعتراضات هشياري و آرامش خود را حفظ کنند.

خواست‌هاي اعتراضات روز 16 آذر در بيانيه به اين شکل تبيين شده است:

"در اين روز دانشجويان بايد خواستار آزادي بي قيد و شرط همه زندانيان سياسي و عقيدتي شده و محاكمه عاملين اين جنايت ضد بشري را خواستار شوند. دانشجويان بايد بر مسأله استقلال و آزادي دانشگاه تاكيد كرده و خواستار بازگشت اساتيد دلسوز و گرانقدر بازداشت شده و اخراج شده به جمع دانشگاه شوند. در اين روز همچنين بايد ياد شهداي سبز گرامي داشته شود تا نشان بدهيم كه ياد آنها هنوز زنده است و جنبش مردمي سبز زنده تر.


۱۳۸۹/۰۸/۲۳

تبليغ و اشاعه تمرين سنگسار در شبكه دوم سيماي حكومت اسلامي


video

دراين فيلم مشاهده ميشود كه در يكي از روستاها مردم به تمرين سنگسار كردن تشويق ميشوند و حتي شبكه دوم سيماي حكومتي ايران نيز از آن گزارش تهيه كرده است

۱۳۸۹/۰۶/۰۵

درگيري لفظي آيت الله خامنه اي و آقاي احمدي نژاد



بنابر گزارشهاي رسيده به تازگي و در يك محفل بسيار خصوصي كه سران بسيار نزديك نظام در آن شركت داشته اند ، آيت الله علي خامنه اي نسبت به استفاده آقاي احمدي نژاد از اسفنديار رحيم مشايي به آقاي احمدي نژاد گله كرده و گفته است كه اكثريت مسئولان دلسوز نظام نسبت به استفاده از اين شخص روي خوش نشان نميدهند و بهتر است كه ايشان را بركنار كنيد و از ديگر نيروهاي دلسوز نظام بهره بگيريد.

در مقابل آقاي محمود احمدي نژاد نسبت به اين سخنان آشفته شده و در مقابل پاسخ ميدهد من نماينده 25 ميليون نفر از مردم ايران هستم و مردم به من راي داده اند و از من و تصميمات من حمايت ميكنند و شما را خبرگاني انتخاب كرده اند كه دو ميليون نفر هم مردم به آنها راي نداده اند.

در اين لحظه علي مطهري غضبناك شده و فرياد ميزند كه آقاي احمدي نژاد اصلا و ابدا نسبت به رهبر اعتقادي ندارد و هرگاه كه ميگويد به ولي فقيه التزام دارد منظورش امام زمان است و به مقام رهبري هيچ التزامي ندارد

در پايان اين كش و قوس با وساطت اطرافيان ، اين درگيري لفظي خاتمه پيدا ميكند

۱۳۸۹/۰۵/۱۳

سازمان تامين اجتماعي در چنگال گروه هفتاد



سازمان تامين اجتماعي به عنوان يكي از نهادهاي قدرتمند مالي در كشور مطرح است كه منابع مالي فرارواني دارد و ثروت اين سازمان بدون اغراق در ايران بي نظير است. (البته اگر بنياد مستظعفان را از در اين مقال نياوريم) سازمان تامين اجتماعي يك سازمان غير دولتي بود كه متاسفانه طب يك مصوبه ننگين و غير قانوني (غير قانوي از آن جهت كه اين سازمان با پول 60 درصد مردم تهيه شده است و بايد براي فقط آن 60 درصد خدمات ارايه دهد حال آنكه وزارت رفاه به كل آن را مال خود نمود) در مجلس زير مجموعه وزارت رفاه و تامين اجتماعي شد و دولت با اين كار قصد آن را داشت تا بدهي عظيم خود به اين سازمان را مختومه كند

به گمان در زمان رياست آقاي ذبيحي در اين سازمان قببح ترين اعمال در اين سازمان انجام گرديد كه تنها به ذكر اين موضوع ميپردازيم كه در تاريخ بين 30 خرداد تا روز قدس تمامي چماقداراني كه در خيابان به ضرب و شتم مردم بي دفاع مي پرداختند توسط سازمان تامين اجتماعي اجير شده بودند و بودجه اين امر از طريق سازمان تامين اجتماعي تامين شده بود!؟ سازماني كه شعار آن نياز امروز پشتوانه فردا بود تبديل شد به مركز پرورش چماقداران .

اما كار به اينجا ختم نشد و دولت براي قبضه كردن تمامي اين ثروت طرح تشكيل گروه هفتاد را داد ، گروه هفتاد عبارت است از هفتاد تن از نزديكان دولت محمود احمدي نژاد كه از سپاهيان نزديك به ايشان هستند اين گروه هفتاد ، بيش از دويست تن از مديران ارشد و كار آمد اين سازمان را با تجربه هاي بسيار يا خانه نشين نمود و يا به شغل هاي پست وادار ساخت كه اين امر خود برخلاف تمامي قوانين خود حكومت اسلامي است

جالب تر از آن اين است كه تعدادي از اين افراد از كار بيكار شده جهت احقاق حق خود به ديوان عالي كشور هم مراجعه نموده اند اما اين مرجع قضايي نيز گفته است كه كسي توان مقابله با گروه هفتاد را ندارد !؟ براستي گروه هفتاد چيست ؟ توسط چه كس يا كساني اداره ميشود ؟

۱۳۸۹/۰۵/۱۲

آيا بر طبل جنگ نواخته خواهد شد ؟


درياسالار مايك مالن طي سخناني اعلام نمود كه ارتش ايالات متحده اين آمادگي را دارد كه به ايران حمله كند ، البته هريك از سياستمداران آنگونه كه دوست دارند به تفسير اين خبر پرد اخته اند اما واقعيت اين است كه ايالات متحده اصلا قرار نيست در خاك ايران سرباز پياده كند (البته در صورت حمله احتمالي) براي اين عمليات 11 نقطه در خاك ايران مشخص شده است و قرار است در صورت حمله احتمالي به اين يازده نقطه حمله شود.
البته اين حمله از هنگامي كه ناوگان يازده گانه نيروي دريايي ايالات متحده هنگامي كه از كانال سوئز گذشت بسيار محتمل گشت و تقريبا از همان زمان بود كه ارتش ايران در آماده باش كامل قرار گرفت (نيروهاي سپاه بيش از يك سال است كه در آماده باش هستند) .
طبق گزارشهاي رسيده از ايران ، يك لشكر كشي پنهاني توسط ارتش ايران در مناطق جنوبي كشور صورت گرفته و خصوصا نيروهاي پدافند هوايي در شهر اميديه حضوري بسيار پررنگ دارند ، بنا به گزارش ناظران محلي اميديه به يك پادگان نظامي تبديل شده است.
اما در عين حال مقامات رسمي ايران همچنان ميگويند كه آمريكا هيچ غلطي نميتواند بكند، آيا ميتوان اين سخنان را باور كرد ؟ از طرفي ديگر ، سخنان درياسالار مايك مالن در شرايطي مطرح ميشود كه تا 29 روز ديگر يكصدهزار سرباز آمريكايي از عراق خارج خواهند شد. و تنها پنجاه هزار سرباز در داخل عراق باقي خواهند ماند. آيا اين امكان وجود دارد كه اين يكصد هزار سرباز آماده براي حمله به نقطه اي ديگر آماده ميشوند؟
آرام حسامي (استاد دانشگاه مونت گومري و كارشمناس مسائل ايران): تا جايي كه من ميدانم آمريكا در سواحل ايران نيرو پياده نخواد كرد ، و تنها نقاط حساس ايران را مورد هدف خود قرار خواهد داد نقاطي همچون مراكز اتمي ، فرودگاههاي نظامي و كلا به مناطق نظامي كه در جهت تجهيز اتمي ايران مشغول هستند خواهد پرداخت ، البته اين را هم بگويم كه بنده گمان نميكنم كه دولت ايران بخواهد كه آمريكا به ايران حمله كند و تصور ميكنم كه دولت ايران حتما با آمريكا وارد مذاكره خواهد شد و شرايط آمريكا را خواهد پذيرفت . آرام حسامي ادامه ميدهد : البته اين را هم بگويم كه اگر ولي فقيه در اين امر دخالت كند اصلا معلوم نيست كه چه خواهد شد. اقاي حسامي گفت ، براي ايران چهار گزينه پيش رو بود تصويب قطعنامه – تحريم – محاصره اقتصادي و حمله نظامي ، در حال حاضر قطعنامه صادر شده است در مرحله قطعنامه ايران ميتوانست با كمترين هزينه اين بحران بر طرف كند اما در مقابل آن قرار گرفت و آقاي احمدي نژاد نيز بتازگي گفت 4 تا كه هيچ 4 هزار تا قطعنامه صادر كنند هيچ چيزي نميشود. مرحله بعدي تحريم بود كه تحريم بسيار بر اقتصاد ايران تاثير بدي خواهد گذاشت. محاصره اقتصادي نيز در حال آغاز است و مرحله بعدي ممكن است كه حمله باشد.
پاتريك كلاوسون كارشناس مسائل خاورميانه معاون موسسه مطالعات خاور نزدیک : من مدتهاست كه گفته ام كه دولت ايران به سمت جنگ پيش ميرود متاسفانه تا وقتي كه آقاي احمدي نژاد در راس اين دولت باشد شكي نيست كه ايران به سمت جنگ پيش خواهد رفت و از آن بدتر اين است كه رهبر ايران هم از اين جنگ حمايت ميكند ، فكر ميكنم سران حكومت ايران هنوز نميدانند كه در مقابل چه قدرتي ميخواهند قرار بگيرند.وي در مورد يكصدهزار سربازي كه تا 29 روز ديگر كشور عراق را ترك خواهند كرد گفت : اين نيروها به ايران حمله نميكنند بلكه بخشي از آن ها به افغانستان ميروند و بخشي ديگر نيز به ناوگان دريايي ايالات متحده مستقر در خليج فارس خواهند پيوست.آقاي كلاوسون در مورد حمله زميني ايالات متحده به ايران گفت ، هنوز زود است در مورد اين گزينه صحبت كنيم.

بارها گفته شده و باز هم ميتوان به عينه ديد كه راهي كه حكومت اسلامي ايران در آن قدم گذشاهته است شباهتهاي بسياري با راه عراق صدام حسين دارد. راستي آيا در خاورميانه شاهد جنگ جديد خواهيم بود ؟ آيا بازهم بر طبل جنگ نواخته خواهد شد ؟

۱۳۸۹/۰۳/۲۴

گذر از فتنه ، باجي كه قاليباف به شغال داد



كمتر از يك ماه قبل قراردادي ميان آقاي قاليباف و وزارت كشور بسته شد كه كاملا يكطرفه بود ، آقاي قاليباف حق هيچ دخل و تصرفي در آن را نداشت و فقط بايد آن را امضا ميكرد. بر اساس اين قرارداد ، عده اي از طرف وزارت كشور مامور مي شدند كه به روزنامه همشهري بروند و در آن روزنامه ميانه رو اقدام به انتشار يك مجله نمايند.
مجله اي كه در روزهاي اول هيچكس در روزنامه همشهري از آن خبر نداشت ، ‌حتي عنوان شده بود كه اين عده براي اين استخدام شده اند كه براي سالگرد ارتحال امام خميني مجله تهيه كنند.
از قضا كسي كه مسوليت تهيه اين مجله را بر عهده داشت خود زماني درروزنامه همشهري عضويت داشت ، و حتي سابقه تهيه مجله هاي همشهري خردنامه و همشهري ديپلماتيك را نيز برعهده داشت او كسي نبود جز ابوالفضل عمويي، كه پس از قبولي دكترا در رشته علوم سياسي در دانشگاه تهران (با نوع قبول شدنش كاري نيست) بسيار به وزارت كشور نزديك شد. و از همشهري رفت ، اما بازگشت خويش به صحنه مطبوعات را با گذر از فتنه آغاز كرد.
چيزي كه بسيار جاي تعجب داشت اين بود كه اعضاي اين گروه 25 نفره متشكل از وزارت كشور و گروه سياسي سيماي جمهوري اسلامي وقتي كه متوجه شدند كسي به سيماي حكومتي ايشان توجه ندارد چاره را در آن ديدند كه اين مجله را در قالب روزنامه پر طرفدار همشهري به چاپ برسانند. اين كه رسانه اي ملي خود را حتي كمتر از همشهري ميبيند و دست به دامان همشهري ميشود در نوع خود مورد توجه است.
اما نكته اي كه فراموش شد اين بود كه مردم بسيار عاقل تر ازاين هستند كه به اسم نگاه كنند براي مردم فرقي نميكند كه اين مطلب را همشهري به چاپ برساند و يا جام جم و يا كيهان ،‌مردم خود عقل دارند و خوب و بد را تشخيص ميدهند. كه تشخيص هم دادند و بنا بر اطلاعات رسيده 85 درصد نسخه هاي اين مجله به همشهري بازگردانده شد.
و عجيب تر اينكه بعداز انتشار اين مجله ارگانهاي حكومتي در تيترهاي خبري خود با صداي بلند اعلام كردند كه "همشهري گذر از فتنه را منتشر كرده است" (ياد ماجراي كي بود كي بود من نبودم به خير) رجا نيوز سايت الف
اما گويا اين هزينه اي كه بر دوش همشهري نهاده شد (مجله اي با آن كيفيت كاغذ بي نظير و نوع چاپ) وهرگز طرفداري نداشت ؛ براي ايشان درس عبرت نشده است و شنيده ميشود كه نسخه دوم اين مجله به زودي در راه است البته با تيم جديد و محتواي جديد.
با توجه به اين روشي كه حكومت اسلامي پيش گرفته فردا روز ممكن است روزنامه هايي همچون جامعه ، طوس ؛ نشاط و ... فك پلپ شوند تا براي اين حكومت مجله هايي اين چنيني چاپ كنند.
هرچه هست از آقاي قاليباف با آن مديريت خوب و تحسين برانگيز ؛ انتظار ميرفت كه اهل باج دادن نباشد ، آنهم به شغال

۱۳۸۹/۰۳/۲۲

مناطق مركزي تهران در آتش و دود - تهران ديشب نخوابيد


ديروز تهران ، پايتخت ام القراي جهان اسلام (به گفته سران حكومت اسلامي) در آتش و دود بود ، خيابانهاي آزادي تا امام حسين درگيري ها پراكنده وجود داشت ، شعار هاي مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنه اي در تمامي سطح اين خيابانها موج ميزد نيروهاي ضد شورش تغريبا از اين حركات مردمي سردگم شده بودند هرگز تصور نمي كردند اينقدر جمعيت بيايد.
صداي گلوله هم شنيده مي شد ، در خيابان كه بوديم شايعه شد كه عده اي هم به سمت جام جم رفته اند و درگيري در جام جم هم وجود دارد، خبر رسيد كه آيت الله خامنه اي به مشهد رفته است و از آقاي احمدنژاد هم خبري نيست. قرار بود نيروهاي سپاه در درگيري ها مداخله نكنند اما آنها بصورت كاملا آشكار دخالت كردند.
نيروهاي ضد شورش در سطح زياد در شهر مستقر شده بودند. گزارش شد كه ميدان ونك تبديل به يك انبار باروت شده است و تنها به يك جرقه نياز دارد. حضور مردم در ميدان ونك بي سابقه بوده است.
ميدان آزادي همگان را به ياد روزهاي انقلاب انداخته بود . با نزديك شدن به تاريكي هوا اين احتمال نيز ميرفت كه نيروهاي ضد شورش ناتوانتر نيز بشوند و احتمالا در نزديكي همديگر و به صورت فشرده تر مستقر شوند.
مردم فرياد ميزدند اين اولين روز است منتظر روزهاي ديگر باشيد. تقريبا هيچ سطل زباله اي در خيابانهاي مركزي شهر سالم نمانده است همگي در آتش و دود هستند.
ميدان آرياشهر مملو از پليس و جمعيت بود. شعار دهندگان در طول خيابان كاشاني در حال تردد و زدوخورد با نيروهاي ضد شورش بودند.
لباس شخصي ها به شدت در حال عوض كردن موقعيت هاي خود بودند چرا كه با شناسايي شدن مجبور به فرار مي شدند. اكثر لباس شخصي ها با موتوربودند تا بتوانند به سرعت فرار كنند.
شهر حالت نيمه جنگي به خود گرفته بود ، پليس هاي مشكي پوش و يگان ويژه سپاه در سطح وسيعي وجود داشتند ، اما تعداد مردم حاضر در محل خيلي بيش از تصور آنها بود.
گويا به نيروهاي ضد شورش گفته شده بود به حمله هاي كوتاه دست بزنند و پس از فراري دادن مردم دوباره به موقعيت خود باز گردند چون به تعقيب مردم نميپرداختند
اين امكان نيز وجودداشت كه با توجه به انبوهي جمعيت و كم بود نيروهاي ضد شورش چاره را در آن ديدند كه فقط در خيابانهاي اصلي شهر باشند و در خيابانهاي فرعي نروند چراكه ممكن است براي خود نيروهاي ضد شورش مشكل ايجاد شود.
بنده خود شاهد بودم كه به دفعات در نقاط مختلف شهر نيروهاي پليس به صورت تدافعي عمل ميكردند و هرگز به سوي مردم هجوم نميبردند چون تعداد مردم خيلي زياد بود.
خيابانهاي فرعي منتهي به انقلاب و آزادي پر بود از مردم خشمگين كه فريادهاي ضد حكومتي سر ميدادند. جوانان دخترو پسر ، پير و جوان همه در حيابانها بودند. گويا كسي قصد خانه رفتن نداشت.
شب هم كه صداي الله اكبر تا ديروقت به گوش ميرسيد
راستي آيا ديشب تهران خوابيد ؟

هستم اگر ميروم گر نروم نيستم - آمديم تا 22 خرداد در ايران باشيم

بالاخره رسيد نوبت به ما هم رسيد ، نوبت به همكاري بزرگ ، پارسال اينموقع هم در ايران بوديم ،‌تمامي تلاش خودمان را كرديم كه امسال هم بياييم و آمديم ، آمديم تا 22 خرداد در تهران باشيم ، و خوشحاليم كه هستيم ، نميدانم مجوز صادر شده است يا ميشود اما اين را ميدانم كه امديم تا در 22 خرداد در تهران باشيم و همراه با ديگر همميهنان عزيزمان باشيم.
آمديم تا نوزادي را كه پارسال به هم ميهنان سپرده بوديم را ببينيم ، نوزادي كه اكنون يكساله شده است و خوب هم رشد كرده است اين نوزاد، و ديگر نوزاد نيست كودكي يكساله است كه جنبش سبز ايران زمين را در كالبد خود دارد.
اين نوزاد به همياري من و تو نياز داشته و دارد ، پس آمديم تا با شما باشيم. چه كسي ميخواهد من و تو ما نشويم ؟ خانه اش ويران باد. نميدانم بناي سخنان آقايان كروبي و موسوي چه بوده است اما به همراه تعدادي از دوستان خارج نشين به ايران آمديم تا در كنار اين كودك باشيم و نه در فراغ آن ، آمديم تا با شما باشيم و ندا را فرياد كنيم ، سهراب را صدا بزنيم ، اشكان را بخوانيم .
كم نيستند عزيزاني كه خونشان سيراب گر نهال اين جنبش شد ، ندا ؛ سهراب ؛ اشكان ؛ كيانوش ؛ عليرضا ؛ محمود ؛ مسعود ؛ فاطمه ؛ ايمان ؛ كامبيز كسري ؛ محسن ؛ مصطفي ؛ مبينا ؛ سرور ، ناصر ؛ فهيمه ؛ مهدي ؛ حسين و ...
صدايمان ميكنند اين عزيزان ، فراخوان ما ايشان بودند نه ديگران ، دوستي گفت اشتباه كرديد كه به ايران آمديد ، ‌كدام اشتباه ؟ آمدن به ميهن خويش اشتباه است ؟ نوار سبز در دست داريم . آمده ايم و آماده ايم . هر دوازده نفرمان با هم آمديم ايران ، براي آن كودك يكساله آمده ايم براي حمايت از آن كودك آمديم. كودكي كه به شدت نيازمند ياري سبز مااست.
وعده ديدار خيابان آزادي - ميدان آزادي
هستم اگر ميروم گر نروم نيستم

۱۳۸۹/۰۳/۱۸

گلي عامري: طرح امنيت اجتماعي جهت مقابله با جنبش سبز است

گلي عامري در وزارت امور خارجه ايالات متحده كم شخصيتي نيست. وي در دوران وزارت خانم كاندوليزا رايس به مقام معاونت امور فرهنگي در وزارت امور خارجه ايالات متحده رسيد. اين خود نشان از آن دارد كه اين شخصيت ، توان اداره كردن بزرگترين معاونت فرهنگي دنيا را داد. لذا اگر در جايي فرصت دست داد تا با اين شخصيت ايراني الاصل مصاحبه اي داشته باشيد هرگز اين فرصت را از دست ندهيد. خانم گلي عامري عليرغم اينكه سالها از ايران دور بوده به زبان فارسي بسيار مسلط است. در اينجا مصابه اي انجام شده با خانم عامري جهت دوستان و علاقه مندان تقديم ميگردد:

سوال : خانم گلي عامري شما كه در امور فرهنگي و اجتماعي تخصص داريد در مورد طرح امنيت اجتماعي كه در ايران مدتي است برپا شده چه نظري داريد ؟ و ديگر اينكه چرا حكومت اسلامي ، اين طرح را به اجرا در آورده است ؟ و خصوصا اينكه چرا اين زمان را براي ارايه آن انتخاب كرده است؟

خانم عامري: شك ندارم كه حكومت ايران خود بزرگترين ناقض امنيت اجتماعي است ، كشته شدن مردم ايران در خيابانها و خصوصا خانم ندا آقا سلطان نمونه بارز نقض امنيت اجتماعي است. بنابراين باور ندارم كه اين حكومت از امنيت اجتماعي حمايت كرده باشد ، اما از طرفي شك دارم كه اين حكومت اصلا بداند كه امنيت اجتماعي يعني چه !؟ در مورد اينكه چرا اين طرح را به اجرا در آورده و در مورد زمان اجراي آن اين مسئله كاملا مشخص است ، اول اينكه مردم را بترساند ، حكومت فكر ميكند با ترساندن مردم ميتواند همچنان بر مردم حكمراني كند، اما زمان آن چرا حالا انتخاب شده است دليل آن اين است كه علاوه بر ترساندن مردم توجه مردم را از وقايع جنبش سبز به سمت و سوي ديگر سوق دهد ، تا مردم تمركزشان بر روي طرح امنيت اجتماعي باشد و نه جنبش سبز .

حكومت ميخواد مردم نگران اين باشند كه مثلا فردا چه لباسي بپوشند تا مورد تهاجم پليس امنيت اجتماعي قرار نگيرند و اگر به اين موضوعات فكر كنند كمتر به فكر جنبش سبز و حواشي آن خواهند پرداخت.

سوال: خانم عامري شما براي مقابه با اين مشكل چه پيشنهادي داريد ؟

خانم عامري: جواب اين سوال قدري مشكل است ، اين به آن ميماند كه ما بيرون گود باشيم و از پهلوان داخل گود بخواهيم كه عملي متحيركننده انجام دهد. هرچند من ميدانم كه مردم داخل ايران خود براي آن راه پيدا كرده اند اما براي اينكه به سوال شما جواب داده باشم ميگويم كه بهترين كار اين است كه براي مقابله با اين طرح ، عدم توجه به آن است.

حكومت و يا بهتر بگويم پليس امنيت اجتماعي ميتواند با تعداد معدودي در راستاي طرح خويش برخورد كند اما اگر اين طرح توسط اكثريت مردم ناديده گرفته شود ، خود به خود طرح به دست فراموشي سپرده ميشود.

سوال: خانم عامري در مورد جنبش سبز صحبت كرديد ، آيا به نظر شما اين جنبش به پيروزي ميرسد؟

خانم عامري: من بيش از آنكه سياستمدار باشم ، يك جامعه شناس هستم ، اما نيك ميدانم كه هرگز در هيچ جاي دنيا هيچ حكومتي نتوانسته است در مقابل مردم خود بياستد و دير يا زود يا از بين رفته است و يا از مردم شكست خورده است نمونه بارز آن در كشورهاي شوروي ، روماني بخوبي نمايان است كه چگونه شكست خوردند و نابود شدند.

سوال : خانم عامري ميخواستم از شما در مورد جامعه فرهنگي ايران سوال كنم ، چه آينده اي براي جامعه فرهنگي ايران پيش بيني ميكنيد ؟

خانم عامري: متاسفانه در ايران دولتي بر سر كار است كه وزارتخانه فرهنگي اش بزرگترين دشمن فرهنگ است. بستن روزنامه ها زنداني كردن روزنامه نگاران آنهم توسط وزارت فرهنگي يك كشور بيشتر شبيه يك جوك است تا هرچيز ديگر، من قاطعانه ميگويم كه براي جامعه فرهنگي ايران ابراز نگراني ميكنم چون حكومت اسلامي ايران تنها روزنامه و روزنامه نگاراني را ميخواهد كه چاپلوسي ايشان را بكنند. در چنين فضاي مسمومي چگونه ميتوان به آينده فرهنگي اميدوار بود؟ در فضايي كه دانشجوياني كه نداي حق سر ميدهند جوابشان يا گلوله است و يا زندان و شكنجه و اگر در بهترين حالت تصور كنيم فرار از ميهن ، چگونه ميتوان براي آينده فرهنگي تصوري خوب داشت؟

هنگامي كه خانه انجمن روزنامه نگاران به دلايلي كه اصلا معلوم نيست پلمپ شده ، دبير اين انجمن خانم بدرالسادات مفيدي مدتها است بدون هيچ دليلي زنداني شده ، روزنامه نگاران عضو اين انجمن يا زنداني هستند ، يا فراري شده اند . روزنامه نگاران حق اظهار نظر ندارند. اگر روزنامه نگاري بخواهد حرفي بزند كه حكومت تاب تحمل شنيدن آن را ندارد و بلا فاصله روزنامه نگار نگون بخت به اتهام هاي سنگيني همچون ، اقدام عليه امنيت ملي ، توهين به مقدسات و .... متهم ميشود. چه جايي براي تصور آينده فرهنگي است ؟

سوالي كه من همواره با آن درگير بوده ام اين است كه آيا يك خبر نگار ميتواند به امنيت يك كشور توسط يك مقاله ضربه بزند ؟ اگر چنين است كه پس اين امنيت شكننده تر از آن است كه تصور شود پس همان بهتر كه شكسته شود. من در اين مورد درك نميكنم كه آقاي احمد زيدآبادي به چه گناهي اين همه مدت در زندان است ؟

و يا در مورد توهين به مقدسات ، اين مقدسات را چه كسي تعيين ميكند ؟ چه كسي گفته است كه رهبر ايران مقدس است ؟ اين تقدس را بايد مردم به رهبر بدهند اما ميبينيم كه عكس او را در خيابانها آتش ميزنند و بر او فرياد مرگ سر ميدهند ،

اين چه قداست خود ساخته اي است ؟ ياد داستان حاكمي افتادم كه خياط برايش لباسي ندوخت و گفت برايت لباسي دوخته ام كه هركسي كه حرامزاده باشد نميتواند آن لباس را ببيند ، حاكم در خيابانها به راه افتاد تا مردم لباس اورا ببينند و تصور كرد كه لباس بر تنش است اما هيچ نداشت. رهبر ايران نيز اكنون هيچ ندارد ، اما در تصور خويش همه چيز دارد .

لذا تا وقتي كه اين حكومت وجود دارد من هيچ آينده اي براي جامعه فرهنگي ايران پيش بيني نميكنم.

به عنوان آخرين سوال آيا تابحال بر عليه روزنامه نگاري توسط مديريت تحت امر شما شكايت شده است ؟

خانم عامري: دراينجا خبرنگاران بسيار آزاد هستند كه در مورد هر مسئله اي تحقيق كنند ، و اگر شخص ، مقام و يا هركسي بخواهد به نحوي جلوي تحقيقات خبرنگار را بگيرد در واقع جرم مرتكب شده است و بر اساس قوانين آن خبرنگار ميتواند در دادگاه شكايت كرده و از حق خود دفاع كند. شكايت از خبرنگار به جرم اينكه در حال جستجوي خبر است يا به جرم نوشتن مقاله و يا ديدگاه در هيچ كجاي دادگاه هاي عدالت محور جايي ندارد.

ايالات متحده ميداند كه يك خبرنگار نميتواند و اين قدرت را ندارد كه بخواهد بر عليه امنيت ملي اين كشور اقدام كند.

با سپاس از شما سركار خانم گلي عامري

۱۳۸۹/۰۲/۱۴

چوب دوسر طلا ، هم زنداني شدن هم دروغگو خطاب شدن (صفانه دلدار)

صفانه دلدار- اين يكي دو روز توي سايتهاي مختلف ديدم كه در مورد من چه حرفهايي زدن ،‌بعضي ها به من گفتن دروغگو هستم ،‌بعضي ها منو داستانساز گفتن اونم از نوع س ك س ي ،‌ باورم نميشه اين همه سختي كشيده باشم اما اين حرفها رو بهم نسبت بدن البته ممكن هم هستش كه عوامل رژيم اين حرفها رو بزنن تا منو اينجور بين مردم نشون بدن ، بعضي ها هم از اسم من تعجب كردن ، براي تنوير افكار عمومي ميگم كه صفانه دلدار اسم مستعار من هستش پس نگران نباشيد كه اينقدر راحت صحبت ميكنم . من ادامه 79 روز زنداني شدنم رو رو موكول ميكنم به روزهاي آينده. تاسف آوره ياد ماجراي چوب دوسر طلا فتادم ، هم زنداني شدن هم مورد ازار قرار گرفتن و هم دروغگو خطاب شدن

۱۳۸۹/۰۲/۱۲

چگونه در 22 بهمن دستگير شدم ؟ (صفانه دلدار) قسمت اول

تا قبل از سال نو از دوست خوبم صفانه دلدار هيچ خبري نداشتم ، براي امنيت بيشتر به گوشي اش زنگ هم نميزدم كه برايش مشكلي ايجاد نشود (چون همواره از طريق ايميل با هم تبادل طلاعات ميكنيم) ، اما در طول تعطيلات سال نو فرصتي داد تا به ايران بروم و علاوه بر ديدار اقوام ، از صفانه عزيز نيز اطلاعاتي كسب كنم ، اما كسي درمنزل نبود نتوانستم اطلاعاي بدست آورم و اين احتمال را دادم كه به مسافرت رفته باشد ، به هرجهت پس از تعطيلات از ايران خارج شدم و همچنان بيخبر از دوست خوب ، صفانه.

باري تا اينكه ديروز يك ايميل از دوست خوبم صفانه دريافت كردم كه عيننا در ادامه آمده است:

صفانه دلدار : روز 22 بهمن مثل دفعه هاي ققبل تصميم كرفتيم با دوستان بريم به راهپيمايي ، قرارمون ساعت 10 صبح ، ضلع جنوبي فلكه دوم آرياشهر بود. ساعت 10 كه رسيدم به قرار، ديدم كه آرياشهر بيشتر از اوني كه شبيه به فلكه شهري باشه شبيه پادگان نظامي هستش ، اما مردم همه واستاده بودن كنار خيابون و منتظر آقاي كروبي بودن ، كم كم دوستان يكي يكي ميومدن ، مردم كه زياد ميشدن ، شعار هم ميدادن ، شعار مرگ بر ديكتاتور و كروبي حمايتت ميكنيم و البته شعارهاي ديگه هم بود كه يادم نيست (هشتاد روز پيش بود) .

يك دفعه صداي تير شنيديم و پشت سرش بازم صداي تيرهاي ديگه و گاز اشك آورهاي پي در پي ، لباسهاي بعضي ها هم حسابي رنگي شده بود و ما از اين رنگها تعجب كرده بوديم ، توي تعجب بوديم كه نيروي هاي سركوبگر به ما حمله كردن ، و ما هم كه در حال فرار بوديم مي خورديم به هم و من تنم خورد به يكي كه لباسش رنگي شده بود و لباسهاي منم رنگي شد.

در حال فرار كه بوديم دقت كردم مزدوراي رژيم روي من زووم كردن و ميخوان منو بگيرن با تمام قدرتم فرار ميكردم اما ديدم كه ديگه راهي براي فرار نيست و منو محاصره كرده بودن ، و وقتي كه وايستادم يكي از مزدوراي رژيم از پشت محكم با يك چيزي كه فك كنم شلنگ بود زد به پشتم ، ضربه اينقدر محكم بود كه با صورت خوردم زمين ، تا اومدم بلند بشم ، يكي از مزدوراي رژيم كه پوتين پاش كرده بود يك پاشو گذاشت روي گردنم و فشار داد و گفت از جات تكون نخور .

يكي ديگه دستامو از پشت بست و من كه هنوز از اون ضربه هايي كه خورده بودم احساس درد ميكردم يك درد ديگه هم احساس كردم و اون پرت شدن با صورت به كف ماشين ون بود، كه پرده هاش آبي بودن ، توي ماشين ون انتظار داشتم كه پليس هاي خانم باشن اما دوتا مرد كه خيلي خيلي بي ادب بودن ما رو تحويل گرفتن و زشت ترين حرفها رو نثار ما كردن و چشمامونم بستن.

نميدونم چند نفر شديم كه ماشين حركت كرد روي زمين بودم و چشمامم بسته بود ، اما احساس كردم كه ماشين حركت كرد ، نميدونم چقدر حركت كردم و كجا رفتيم اما اينقدر ميدونم كه 15 دقيقه اي توي راه بوديم ، به محض رسيدن به مقر مزدوران رژيم ، باز هم زشت ترين حرفها رو به ما گفتن و از ماشين پرتمون كردن بيرون ، احساس ميكردم يه جاي بسته و تاريك بود ، چون صداها مي پيچيد ،

بلندمون كردن از روي زمين و حرفهاي زشتي كه به يك زن تن فروش ميشه گفت رو به ما گفتن ، يكي شون گفت هرشب بايد با يكي شون بخوابيم ، وحشت كردم ،از زمان دست گيري ‌خيلي ترسيده بودم اما با شنيدن اين حرفها وحشت كردم ، يكي ديگ شون كه فكر كنم سن بالايي هم داشت گفت همشونو لخت كنيم و بعد همشون بهمون مي خنديدن.

يكي ديگه گفت بايد بگيم سهميه مارو بيشتر كنن ،‌ اين تعداد دختر واسه ما كمه ، هرجور كه ميخواستن مارو تحقير ميكردن ، خيلي خسته بوديم و يواش يواش تشنگي و گشنگي هم داشت به ما فشار مي آورد. بعد بهمون گفتن ميريم و شب مياييم سراغتون.

نميدونم چند نفر بوديم اما صداي گريه آهسته دختراي ديگه رو ميشنيدم ، آخراي شب بود كه اومدن سراغمون هوا سرد بود و سرمون شده بود ، نميدونستيم ، كجا هستيم و جرات اينكه از جامونم بلند بشيم نداشتيم ، تا مزدوراي رژيم اومدن صداي وحشتناكشون ترس مارو دوچندان كرد. دونه دونه از روي زمين بلندمون ميكردن و ميبردن به يه اتاقي ، اول همه از يه دختري شروع كردن و بهش گفتن پاشو ، از جاش كه بلندش كردن ،‌جيغ و داد ميكرد و نميخواست كه بره صداي چك و مشت و لگد ميومد به همراه داد و فرياد و فحش به دختره كه هيچي نگه و باهاشون بره و ما هم ترسمون بيشتر شده بود چون ميدونستيم كه نفر بعدي يكي از ما ها هستيم .

اتفاقا نفر دوم من بودم ، كه جيغ كشيدم و داد زدم كه نميام و با چك و لگد و فحش منو كشون كشون بردن كه فكر ميكنم يه اتاق توي همون جا بود، دستامو باز كردن و گفتن لباساتو در بيار ، گفتم در نميارم گريه ميكردم ترسيده بودم التماس ميكردم گفتم مگه خودتون خواهر نداريد كه يه چك محكم زدن توي گوشم كه خودتو با خواهر ما يكي نكن ج ن د ه ،

از ترس تكون نخوردم ، گفت لباساتو در بيار خيلي ترسيده بودم لباسامو در آوردم ، گفت پس چرا واستادي بقيه شو هم در بيار(لباسهاي زير) ، گفتم اين ها آبرو و عصمت يك دخترو نشون ميده اگه اين دو تكه لباس رو هم در بيارم آبروي شما هم ميره ، دوباره بهم اون فحش زشت و دادن و از پشت يكي زد به باسنم و گفت يالا ادامه بده ،‌ گفتم از اين بيشتر ديگه در نميارم ميدونم شما هم اونقدر غيرت داريد كه نميخواين من اين دوتا تيكه لباسمو در بيارم ، يكي از مزدورا يك دفعه با وحشي گري تمامي به من حمله ور شد هم كتكم زد و هم لباسهاي زيرمو پاره كرد و حالا ديگه كامل لخت شده بودم .

فكر كنم چهار نفر بودن و داشتن منو كه حالا لخت مادرزاد شده بودم ورانداز ميكردن ، يكي شون منو بلند كرد و روي ميز گذاشت تا در كمال وقاحت بتونن منو بهتر ورانداز كنن ، يكي از مزدورا گفت حاجي امشب اين مال من بشه ؟ صدايي كه فكر كنم حاجي شون بود گفت هنوز كه بقيه رو لخت نكرديم صبر كن شايد بهترم گيرت بياد. اما مرد اولي گفت نه همه رو ورانداز كردم اين توشون خوبه بعد حاجي گفت پس ببرش ، تا اومد منو بغل كنه ببره حاجي گفت صبر كن ميخواي باهاش نري ؟

برق ايد توي دلم جوونه زد ، با خوشحالي گفتم آره حاجي دستم به دامنت تورو خدا منو نجات بده هرچي بگي گوش ميكنم ، گفت يه صندلي براش بزارين بشينه ، نشستم روي صندلي گفت هر سوالي ازت ميپرسم درست جواب بده ، اسم و فاميلتو ميدونم چيه ميدون مكجا كار ميكني ، ميخوام همدستاتو بگي ، بگي از كي دستور مييگري ؟ جزو دارو دسته موسوي هستي يا كروبي ؟ توي محل كارت چه كساني ضد رژيم هستن ؟ و خيلي سوال هاي ديگه كه يادم نمياد.

گفتم چه جوري بايد اين همه رو بنويسم ؟ من كه چشمام بسته هستن ؟ گفت نگران نباش چشم بندشو باز كنيد ، چشم بندمو باز كردن ، حاجي رو ديدم مردي حدودا 50 ساله ريش تسبتا جو گندمي كم پشت داشت ، 3 تا پسر جوون ، خيلي جوون فكر كنم 17 يا شايد 18 ساله بودن كه باهاش بودن تازه فهميدم كه اين پسرهاي جوون بودن كه ميخواستن شب رو با من سر كنن ،

بيشتر از اوني كه بترسم سردرد گرفته بودم ، حكومت اسلامي بين جووناي ما توي بسيج چي ترويج ميكنه ؟ سكس ؟ همخوابگي ؟ ياد گفته اما خميني افتادم كه گفته بود : بسيج مدرسه عشق است ، راستي بسيج مدرسه عشق هستش يا مدرسه عشق بازي ؟ يا شايدم مدرسه سكس بازي ؟

خلاصه هرچي حاجي گفت نوشتم به همه چيز هم اقرار كردم ، حتي اگه ميگفت بمبگذاري 7 تير هم كار تو هستش بنويس مينوشتم هرچند اون موقع 9 ساله بودم ، بعد كه همه چيز رو نوشتم گفت لباساتو بپوش لباسامو پوشيدم و بردنم توي يه اتاق ديگه (از فضاي در و ديوار احساس كردم كه شايد توي يه مسجد باشيم) ، در اتاق رو كه باز كردن ديدم يه دختر ديگه هم اونجا هستش. منو انداختن توي اون اتاق و در رو بستن ، با اون دختر هم صحبت شدم در حال صحبت بودم كه صداي جيغ و داد و فرياد دخترهاي ديگرو ميشنيديم كه داشتن ميبردنشون پيش حاجي ، تا ازشون اقرار بگيرن ،

دونه دونه دخترارو مياوردن توي اتاق ما ، اونجا بود كه فهميدم ما 6 نفر بوديم. و يا شايدم بيشتر كه 6 تامونو توي يه اتاق كرده بودن ، بعدش يه پارچ آب پلاستيكي كه معمولا توي مسجد ها موقع نظري دادن توي محرم سر سفره ها ميزارن رو دادن بهمون و دو تا هم نون سنگگ بهمون دادن.

شب رو همونجا خوابيديم و فردا صبح خيلي زوود اومدن دنبالمون چشمامونو بستن دستامونم از پشت بستن و سوار ماشينمون كردن بردن فكر كنم 10 دقيق اي بود كه توي راه بوديم و بعد رسيديم به جايي كه بعدا فهميدم زندان اوين هستش

خيلي خسته هستم تازه آزاد شدم و در ايميل بعدي از زندان اوين مينويسم تا بگم هشتاد روز زنداني شدن من چطور بود

۱۳۸۹/۰۱/۳۱

زشتي و پلشتي ، به بهانه حكم اعدام اعضاي يك خانواده



در گذشته اي نه چندان دور يكي از زشت ترين موارد در زمينه هاي اجتماعي و خانوادگي ، زنداني شدن فرد يا افرادي از يك خانواده بود ، اما به لطف حضور حكومت اسلامي ، در حال حاضر زنداني شدن ، يكي از افتخارات در هر خانواده اي به حساب مي آيد و بسياري از معادلات خانوادگي ، اجتماعي و فرهنگي جامعه را بر طرف ميكند ،
چندي پيش شنيدم كه يكي از دانشجويان كه مدتي را در زندان بوده و بتازگي از زندان آزاد شده است ، مورد احترام تمامي اهل محل خويش قرار گرفته است ، همه به او به ديده احترام نگاه ميكنند ، در دانشگاه تمامي استادان با او به گرمي رفتار ميكنند و حتي رئيس دانشگاهش به وي زنگ زده و بابت سال نو تبريك گفته است.
جاي شوربختي است كه زندان هاي حكومت اسلامي به جاي آنكه محل نگه داري خلافكاران باشد به محلي براي جذب منتخبين جامعه مدني و اجتماعي شده است كه مورد احترام اكثريت قاطع مردم ايران قرار گرفته اند.
اما از طرفي در خبرها آمده بود كه تمامي اعضاي يك خانواده كه در راهپيمايي روز عاشورا شركت كرده بودند به اعدام محكوم شده اند !؟ خانواده اي كه در يك راهپيمايي شركت كنند آيا بايد اعدام شوند ؟ اعدام به خودي خود عملي نكوهيده است و هرگز مورد حمايت هيچ انسان آزاده اي نيست اما در گذشته رسم بود كه دزدان ، جانيان ، آدمكشان و هتك كنندگان به نواميس مردم اين حكم برايشان اجرا شود ، اما گويا در حكومت اسلامي همه چيز وارونه است ، و اعدام تنها مختص افراد دگر انديش و آزادي خواه است .
از همه بدتر اينكه جرم اين خانواده عضويت در گروه مجاهدين خلق عنوان شده است. راقم خود از طرفداران مجاهدين نيست كه بخواهد آن گروه را خوب بنامد ، و در مقامي هم نيست كه در مورد آن نظر دهد اما تا آنجا كه ميداند اين گروه ، در ايران چندان مقبوليت ندارد ، اينكه هر انسان آزده و دگر انديشي را بخواهيم به اين گروه نسبت دهيم شك نداشته باشيد كه به زودي زود اين گروه نيز در بين مردم ايران مقبوليت پيدا خواهد كرد.
جاي شوربخيت بيشتر اين است كه حكومت اسلامي ، در ترويج خوبي ، بدي و زشتي و پلشتي ، و آموزش آن به نسل جوان در گمراهي مطلق است و از بخت بد معلوم نيست كه پس از كنار رفتن اين حكومت چندين سال بايد تلاش نمود تا خوبي ؛ بدي و زشتي و پلشتي را به اين نسل سوخته آموزش داد.

۱۳۸۹/۰۱/۲۴

مجوز راهپيمايي 25 خرداد و خونهاي ريخته شده در اين روز



بعداز گذشت دقيقا نه ماه ، مرتضي تمدن ، استاندار تهران اعلام نمود كه راهپيمايي 25 خرداد سال 1388 با مجوز بوده است. اين درحالي است كه در تاريخ ياد شده تعداد بسياري از هم ميهنان عزيز در اين روز تنها به علت حضور در راهپيمايي بازداشت شده اند. و بر طبق شواهد موجود ده ها تن از هم ميهنان عزيزمان در اين روز به شهادت رسيده اند.

به اسامي زير توجه كنيد

محل شهادت ميدان آزادي
عليرضا افتخاري
كيانوش آسا
محمود رييسي نجفي
مسعود خسروی

محل شهادت خيابان كارگر شمالي
ايمان نمازي
فاطمه براتی
کامبيز شعاعي
کسري شرفي
محسن ایمانی
مصطفي غنيان
مبینا احترامی

محل شهادت خیابان محمد علی جناح
سرور برومند
فاطمه رجب پور
ناصر امير‌نژاد

محل شهادت ميدان وليعصر
فهيمه سلحشور

محل شهادت تقاطع جنت آباد وخيابان کاشاني
مهدي کرمي

محل شهادت اصفهان
حسين اختر زند

محل شهادت كرمانشاه
حسين طهماسبی

محل شهادت مشهد
حميد مداح شورچه

حال با توجه به اين نكته كه راهپيمايي روز 25 خرداد مجوز داشته است تكليف شهدا ، زندانيان و زخمي شدگان و جراحت يافته گان آن چه ميشود ؟ البته منظور اين نيست كه شهداي ديگر روزها را پيگير نخواهيم شد چون بر اساس همان اصل 27 قانون اساسي اصولا اينگونه راهپيمايي ها نيازي به اخذ مجوز ندارد.

۱۳۸۹/۰۱/۲۱

بيچاره مردمي كه رئيس جمهورشان يك فرد ابله باشد


محمود احمدي نژاد در تازه ترين سخنان خود ، باراك اوباما را به باد شديدترين حرفها و انتقادات گرفت ، به نحوي كه حتي بسياري از خبرگزاري هاي داخلي لز نوشتن تمامي سخنان وي امتناع كرده و صرفا اشاره به گوشه هايي از سخنان ايشان نمودند. شوربختانه آقاي احمدي نژاد در تصورات خويش باور نموده است كه براستي رئيس جمهور تمامي ايران است .
اگر ايران را كشوري جمهور يفرض كنيم و اگر براي رياست جمهوري اسران انتخابات فرض كنيم ، بايستي نصف بعلاوه يك راي از تمامي راي دهندگان به ايشان راي دهند تا ايشان رئيس جمهور كشور شود و گويا ايشان در توهمات خويش به اين باور رسيده است كه اين مراحل طي شده است.
از طرفي جاي شوربختي است كه شخصي كه خود ادبيات نازيبايي دارد بخواهد شخص ديگري را ادب كند ، و شوربختي بيشتر زماني حاصل ميشود كه اين شخص ابله هم باشد.
اما از سوي ديگر در هنگامي كه داشتم به اين سخنان آقاي احمدي نژاد ميپرداختم به اين پندار رسيدم كه بيچاره مترجميني كه سخنان ايشان را ترجمه كرده اند چقدر كار سختي پيش رو داشته اند !؟
ميگويند يك ابله سنگي را به داخل چاه مي اندازد و صدها نفر بايد سعي كنند آن سنگ را از داخل چاه بدر آورند. آقاي احمدي نژاد اينگونه سخن ميراند و سياستمداران مجبوراند آن را به نحوي تغيير دهند ، اصلاح كنند و يا بر روي كلماتي ديگر مانور دهند. ضرب المثلي است كه ميگويند چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني ؟ البته اگر عاقلي در اين دولت باشد.
باري ، بعداز تعطيلات عيد ، تازه به محل كار رسيده بودم و انتظار داشتم كه پس اين مدتي كه در سر كار نبودم با استقبال خوبي مواجه شوم ، و البته شدم اما باعث خجالت بنده نيز شد ، دوستان گفتند سخنان امروز رئيس جمهور كشورتان را شنيده ايد ؟ تصور بنده اين بود كه باز يك سري سخنان موهوم را گفته است همچون نفي هولوكاست و يا از اين دست چيزها ، اما اينكه علنا به دو رئيس جوهور محبوب تاريخ ايالات متحده اينگونه بي احترامي كند ، جاي شرمساري داشت ، خصوصا اينكه در جمع همكاراني باشيد كه اكثريت آمريكايي باشند.
اين سخنان به قدري بي ادبانه بود كه جاي هيچگونه توجيهي برايم نگذاشت نه براي من كه نيك ميدانم براي هيچ ايراني جاي توجيه سخنان وجود ندارد. دوست و همكار بسيار خوبم ، میشله گیلگر، وقتي شرمندگي بنده را ديد به طرفم آمد و با دلداري دادن ، گفت نگران نباش مردم آمريكا ديگر ميدانند و بين مردم و دولت ايران فرق بسيار است و ميدانند كه احمدي نژاد كيست و تفكراتش چيست.
در حال تفكر در سخنان ميشله بودم كه با خود گفتم : بيچاره مردمي كه رئيس جمهورشان يك فرد ابله باشد.


۱۳۸۸/۱۲/۲۶

جنبش سبز ، اعتراض شبانه در خيابانها را نيز با موفقيت تجربه كرد



ديشب براستي شب جنبش سبز بود ، شب فرياد آزادي خواهي شب ظلم ستيزي ، شب فريادهاي خاموشي كه ، بيدار شدند بود، خبرهاي رسيده از داخل ايران و از شهرهاي مختلف كشور يك اتفاق خوش براي جنبش سبز بود ، اينكه شهرهاي ديگر هم به جنبش سبز پيوسته اند و ديگر صداي اعتراض فقط در شهرهاي بزرگي مثل تهران شيراز و اصفهان يا مشهد نيست مردم عزيز شهرهاي خوبي چون اهواز ، بروجرد ، ايلام ، اراك ، ساوه و بسياري ديگر شهرها هم به اين جنبش پيوسته اند .

يك اتفاق تازه هم اين بود كه جنبش سبز مردمي تجربه اعتراض شبانه در خيابان را نيز تجربه كرد و البته تجربه مهم تر اينكه اعتراض ر يك نقطه متمركز نبود در جاي جاي شهرهاي مختلف كشور بود و صداي اعتراض همگاني شنيده شد. جنبش مردمي هرگز هيچ سالي تا اين حد در برگزاري مراسم چهارشنبه سوري متحد و يكپارچه نبود.

كم نبودند كساني كه در جهت بي روحي نمودن جنبش سبز اعلام نمودند كه جنبش از بين رفته است ديشب ديدند كه اينگونه نيست ،‌با چشم خود ديدند كه جنبش بسيار فعال تر از گذشته است و چه خوب هم مديريت شده بود اين جنبش كه با كمترين هزينه بيشترين بهره را برد. تا اين لحظه خبري درمورد بازداشت كسي از ايران مخابره نشده است و اميد ميرود كه همين گونه نيز باشد.

اما موردي كه بايد فراموش نشود اينكه پنج شنبه آخر سال است ، دوستان پنجشنبه آخر سال عزيزاني را كه در راه جنبش سبز ايران شهيد شده اند را فراموش كنيد ، حضور در جمع اين خانواده ها بسيار دلگرم كننده است و به اين عزيزان و خانوادههايشان قوت قلب ميدهد.


۱۳۸۸/۱۲/۲۵

Fear and panic in IRAN



Today is March 16 and only 4 days to end of the year remains. Tonight is Saturday night last four years. In this night that "Wednesday night Formal" is called, people held celebrations make fire

This tradition of 1700 years BC, in Iran has been executed. For all even traditional U.S. House of Representatives has been respected. And even recently in support of the resolution have also issued

But this year the Islamic government leader, Ayatollah Ali Khamenei, state television announced that the event of the Islamic Sharia, is cause corruption. And the Iranian people who are pro-green movement to confront the leadership of this Islamic state will come to streets to voice their protest leader reaches your ear

This year in addition to fire and crackle of the incendiary bombs used, to pay to fight dictatorship. And the leader of the Islamic government tell him he do not want and are opposed.

We wait until tonight to see what the outcome of this crisis will be.







خاكريز چهارشنبه سوري ، آماده براي جنبش سبز



كمتر 10 ساعت مانده به چهارشنبه سوري سال 1388 تهران در بيم و اضطراب است ،‌ تهران كه نه ايران در اضطراب است ، شنيده ها از شهرهاي مختلف ايران حكايت از يك حكومت نظامي اعلام نشده از سوي حكومت اسلامي خبر ميدهند ، شكي نيست حكومت كه با استبداد برپا شده باشد ،‌ دروغ اساس آن باشد و وابسته به تغلب باشد از هر تجمعي وحشت دارد ، حتي شنيده شده كه نيروهاي پليس كيوسكهايي را كه در نقاط مختلف شهر تهران مستقر كرده بودند نيز جمع آوري شده است ، براستي ترسو كيست ؟
ياد دارم كه يكي بود كه ميگفت دروغگو خائن است و خائن ترسو ، ترس بر تمامي سران حكومت اسلامي مستولي گشته است ، از تهران خبر مي رسد كه تمامي مبادي ورودي به شهر تهران به شدت توسط نيروهاي ويژه پليس كنترل ميشود ،‌اتومبيل ها بازرسي ميشوند ، حكومت خود نيز ميداند كه مردم را ندارد و براي كنترل حكومت به شدت به نظامي گري روي آورده است ، اما شكي نيست كه اين نيز جواب نخواد داد ،‌چراكه نظاميان نيز با مردم همراه شده اند و تنها اندك طرفداراني براي حكومت باقي مانده اند ، حتي شنده شده است كه بسيجي ها و مزدوران حكومتي به بهانه هاي مختلف حاضر نشده اند در روز چهارشنبه سوري به حمايت از حكومت به خيابانها بيايند .
از طرفي تعدادي از دليرمردان نظامي مستقر در ارتش ، سپاه ، نيروي انتظامي و بسيج كه در حمايت از مردم به مخالفت با فرماندهان خود برخاسته اند شوربختانه در زندانهاي نظامي هستند و يا فراري شده اند . شكي نيست حكومتي كه استبدادي باشد همه روزه از تعداد طرفدارانش كم خواهد شد و بر مخالفان افزوده ( اين البته مخالفتها در سال جاري افزون تر نيز خواهد شد با توجه به تورمي كه براي سال آتي پيش بيني شده است تورمي كه وعده يك رقمي شدنش را داده بودند در سال جاري ممكن است نه دو رقمي كه سه رقمي شود . شوربختانه حكومت اسلامي راه زيمبابوه را پيش گرفته است گراني تا سر حد جنون ، رابرت موگابه كه دست آخر نيز مجبور به قبول شكست در مقابل رقيب شد ، اما ديگر دير شده بود و رقيب او حال كه دولت را در دست گرفته بايد سالها تلاش كند تا اين تورم وحشتناك را (1200 درصد تورم) مهار كند ، به گمان حكومت اسلامي به همان بيراهه زيمبابوه پيش ميرود.)
اما در اين بين سوالي مطرح است كه بعضي ها مطرح كرده اند و آن اينكه آيا چهارشنبه سوري آخرين روز عمر حكومت است ؟ دقيقا سوالي كه در 22 بهمن نيز منتشر شد و گروهي كه قصد ايجاد اختلاف بين جنبش سبز را داشتند اعلام كردند كه جنبش خاموش شده است و يا در 22 بهمن شكست خورده است اما هرگز چنين نيست ، نه جنبش سبز شكست خورده است و نه به آخر رسيده است و البته چهارشنبه سوري آخر حكومت نيز هركدام از اين روزها چه 22 بهمن و چه چهارشنبه سوري و ديگر روزها خاكريزهايي هستند كه بايد به سلامت آنها را فتح كرد.

۱۳۸۸/۱۲/۲۴

آيين چهارشنبه سوري ، از رهبر حكومت اسلامي تا مجلس نمايندگان آمريكا



در خبر ها به نقل از آيت الله علي خامنه اي در مورد چهارشنبه سوري آمده بود كه این مراسم، «مبنای شرعی» ندارد و «مستلزم ضرر و فساد زیادى» است. رهبري كه فرزانه مي خوانندش ، فرزانه ميدانندش ، حكيم ميدانندش ، ايراني مي گويندش در مورد يكي از آداب كهن ايران زمين سخناني اين گونه سخيف بر زبان جاري ميكند !؟ آدابي كه حتي پيش از ميلاد مسيح در اين سرزمين اهورايي برپا بوده است ، براستي كدامين ايراني به خود اجازه ميدهد كه اين آيين كهن ايراني را فاسد بداند ؟
من را با شرع كاري نيست كه از آن دوري مي جويم ، اما اينكه به اين روز اهورايي فساد گفته شود ، زهي خيال باطل ، شوربختانه حكومت اسلامي كه خود را در آستانه فروپاشي ميبيند از هرگونه اجتماع دوري ميجويد و هر اجتماعي را نشانه فساد ميداند و از اين روست كه چهارنشبه سوري را نيز عامل فساد ميداند ، شك نداشته باشيد كه اگر اين حكومت عمرش در سال آينده به روزهاي قدس ، 13 آبان ، روز دانشجو و .. كه خود آنها را ساخته برسد آنها را نيز عامل فساد قلمداد خواهد نمود.
اما از طرفي هنگامي كه در خبرها مي خوانيم كه مجلس نمايندگان آمريكا براي روزهاي باستاني ايران اهميت قائل ميشود و براي حمايت از اين روزها قطعنامه صادر ميكند بيشتر شرمگين ميشويم نسبت به اين ، چه كساني بر اين سرزمين اهورايي حكومت ميكنند ،‌ كساني كه دم از ايراني بودن ميزنند كمر به قتل آيين ايران آريايي بسته اند ، شرع را بر ايران مقدم ميدانند ،‌ چه شده است اين سرزمين ياد حرفهاي مسعود ده نمكي افتادم كه گفته بود ايران بدون جمهوري اسلامي براي ما پشيزي ارزش ندارد !؟ نمدانم خودش گفته بود يا برايش ساخته بودند !؟ اما با به حركت در آمدن جنبش سبز بسياري از افرادي كه دم از اين و ايراني بودن را ميزدند بهتر شناختيم رهبري كه خود را ايراني مي ناميد !؟ كمر به قتل نام ايران و ايراني پرداخته !؟
راستي در ايران جرم هايي داريم كه مطابقت دارند با امنيت ملي اين كلمه را قرمز نوشتم تا كساني كه اين مطلب را ميخوانند يادشان بيافتد كه بسياري از هموطنان عزيز ميهن مان جرمشان اقدام عليه امنيت ملي ، تباني عليه امنيت ملي و ... بوده است رهبري كه خود آيين ملي را عامل فساد ميداند آيا مستوجب تعقيب قضايي نيست ؟
دانشمندان فرهيخته اي همچون استاد فريدون جنيدي ، استاد مرتضي ثاقب فرو ... در مدح چهارشنبه سوري سنخنها گفته اند ، ابوريحان بيروني در مورد اين روز خجسته درفصل نهم آثار الباقيه و در قانون مسعودي فصل 11 به تشريح مفصل جشن هاي ايرانيان پرداخته اند. به نوشته بيروني و بندهشن نام هاي ماه ها همانند نام هاي امروزي ما بوده و نام هاي روزهاي 30 روزه هر ماه چنين بوده است: «هرمزد، بهمن، ارديبهشت، شهريور، اسفندارمز، خرداد، امرداد، دي به آذر، آذر، آبان، خور، ماه، تير، گوش، دي به مهر، مهر، سروش، رشن، فروردين، بهرام، رام، باد، دي به دين، دين، ارد، اشتاد، آسمان، زامياد، مارسپند، انيران (انفران).» چنان که ديده مي شود نام 12 ماه سال در ميان اين 30 نام نيز وجود دارد و هر گاه نام روز و ماه برابر مي شده است جشن مي گرفتند و بنابراين هر ماه، ايرانيان به اين مناسبت يک روز جشن داشته اند. جشن هاي گاهنبارها نيز هر يک پنج روز ادامه داشته است و مهم ترين روز جشن روز آخر يعني پنجم بوده است. نام هاي گاهنبارها و مناسبت آنها به طور خلاصه چنين است: 1- ميديوزرم (ميان بهار) جشني که در چهل و پنجمين روز سال در روز «دي به مهر» «15» ارديبهشت هنگام خرمي و سرسبزي زمين برگزار مي شده است. (روز آفرينش آسمان بنا به بندهشن) 2- ميديوشم (ميان تابستان) برگزاري در سدوپنجمين روز سال در روز «دي به مهر» «15» تيرماه. (روز آفرينش آب ها) 3- پتيه شهيم (دانه آور) برگزاري در سدوهشتادمين روز سال در «انيران» روز «30» شهريور، هنگام رسيدن و دروي گندم. (روز آفرينش زمين) 4- اياسرم (برگشت) برگزاري در دويست و دهمين روز سال در روز «انيران» «30» مهرماه به مناسبت بازگشت گله از چراگاه تابستاني. (روز آفرينش گياهان) 5- ميديارم (ميان سال) برگزاري در دويست و نودمين روز سال. در روز «بهرام» «20» ماه دي و اوج سرما. (روز آفرينش گوسفند يا "گاو مقدس يکتا آفريده") 6- همس پت مدم در آخرين روز «اندرگاه» (پنجه دزديده) در روز «وهيشتاوشت» که پيش آهنگ فصل بهار و فرود فروهرها از آسمان به زمين است. (روز آفرينش انسان) به اين جشن ها بايد جشن هاي نوروز (10 روز)، مهرگان (10 روز) و جشن هاي ستايش آتش مانند سده، چهارشنبه سوري، يلدا (زايش دوباره خورشيد يا مهر) و... را نيز افزود.»
در خاتمه به نوشته اي از دانشمند فرزانه استاد
، مازيار قويدل نظري مي افكنيم :
چون که
آتش شد به پا
گيسوي تاريکي بريد
تيرگي را کس نديد
تيرگي

با روشني
همدم نگردد هيچ گاه

۱۳۸۸/۱۲/۲۳

انتشار اسامي زندانيان دربند و جاي خالي بانوان زنداني



اسامي 192 زنداني در زنداني اوين توسط يكي از ماموران حكومت اسلامي اعلام شد ؛ اين به خودي خود خبر خوبي است كه بتوان فهميد عزيزان دربندمان در زندان هستند اما از سويي ديگر خبر بسيار بدي است چون در اين ليست اثري و نامي از زندانيان زن به چشم نميخورد !؟ شوربختانه در اين مورد احتمالهاي چندان مطلوبي به نظر نميآيند مثلا اينكه اين بانوان عزيزدربند مشخص نيست كه در كجا نگهداري ميشوند و با توجه به گزارش خبري فوق در زندان اوين نيستند و خدا ميداند كه در كجا نگه داري ميشوند!؟ چرا در اين ليست نامي از آنها به ميان نيامده است ؟
ازجمله زنان بازداشت شده، می توان از بدرالسادات مفیدی (دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران)، بهاره هدایت (از شورای مرکزی تحکیم وحدت و فعال دانشجویی)، نسرین وزیری (خبرنگار پارلمانی ایلنا و خبرآنلاین)، شیوا نظر آهاری (روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و حقوق زنان)، پریسا کاکایی (فعال حقوق بشر، روزنامه نگار و عضو کمپین یک میلیون امضا)، منصوره شجاعی (پژوهشگر، عضو مرکز فرهنگی زنان و کمپین یک میلیون امضا)، نگین درخشان (عضو تحریریه روزنامه تهران امروز) و آتیه یوسفی (عضو کمپین یک میلیون امضا) ، هنگامه شهيدي ،‌ جلوه جواهري ، سميه توحيدلو ، شادي صدر ، فريبا پژوه و ... نام برد.
ايكاش يك منبه موثقي هم مي بود و در مورد اين عزيزان دربند نيز اطلاعاتي ارايه ميداد تا نسبت به سلامت و البته امنيت اين عزيزان اطلاعاتي بدست آوريم.

۱۳۸۸/۱۲/۱۶

مهندسي كردن سخنان سردار رويانيان در مورد سهميه سوخت سال 89



رئیس ستاد حمل و نقل و مدیریت مصرف سوخت کشور گفت: سهمیه بنزین سال 89 سه سهمیه 60 لیتری بود که برای آسایش مردم در نوروز 80 لیتر به آن اضافه کردیم ، ايشان كمال وقاهت كه البته مختص سران حكومت اسلامي است دلايل خود را چنين عنوان نمودند كه : طبق قانون سهمیه سال 89 باید نسبت به سال 88 کمتر باشد، گفت: نمی‌خواستیم مردم دچار نگرانی شوند و به همین دلیل برای جلوگیری از سودجویی برخی از افراد، سهمیه ‌ای را اعلام کردیم که حداقل مشکل پیش آید ، ايشان فراموش كرده اند كه خود بزرگترين مشكل هستند ، ايشان در حالي سخن از جلوگيري از مشكل به ميان آورده اند كه خود به ايجاد مشكل پرداخته اند .
بنزين ماهيانه 60 ليتر خود بي احترامي به مراتب بدتر از 20 ليتر سهميه بنزين براي نوروز است كه توسط ايشان اعلام شده است ، شوربختانه ايشان همواره عادت كرده اند كه به شعور مردم ايران زمين بي احترامي كنند ، البته اين نيز مختص سردمداران حكومت اسلامي است كه مردم ايران را با شعور پايين فرض ميكنند ، غافل از اينكه يكي از با شعورترين مردم دنيا
مردم خوب ايران هستند و نمونه بارز آن را نيز در حوادث پس از انتخابات ديديم كه به خوبي به مقابله با ديكتاتوري و كودتا برخواسته اند و كنترل بحران در دستان اين مردم است.
آقاي رويانيان همچون رئيس جمهور دروغگويش اينگونه ادامه ميدهد : سهمیه بهار89 سه سهمیه 60 لیتری بود و برای آسایش مردم 80 لیتر را هم برای ایام عید اضافه کردیم، اما متاسفانه برخی از رسانه‌ها با این استدلال که سهمیه سه دوره 80 لیتری است، بنزین عید را 20 لیتر اعلام کردند در حالی که این برداشت اشتباه بود ، در جواب ايشان بايد گفت برداشت رسانه ها نادرست نبود بلكه اعتراضات مردم با شعور ايران زمين باعث اين گرديد كه شما بصورت كاملا دستپاچه به حساب دودوتا چهارتا كردن سهميه بنزين بتوانيد راهي براي برون رفت از اين گفته خود باشيد.
اين كه در اين حكومت هرگز كسي جرات اين را ندارد كه بگويد من اشتباه كردم و همواره به توجيه ميپردازند چيز تازه اي نيست ، همانگونه كه رهبر حكومت اسلامي در روزهاي نخست پس از انتخابات اگر روزهاي بعداز آن را پيش بيني ميكرد هرگز از دولت كودتا حمايت نمينمود اما هرگز در اين حكومت كسي جرات اين را ندارد كه بگويد من اشتباه كردم و راه توجيه را خوب بلد هستند اما توجيه فقط سبب بي اعتمادي بيشتر مردم به حكومت ميشود كه در حال حاضر اعتماد غاطبه مردم به اين حكومت به نزديكي هاي صفر رسيده است و فقط اندك طرفداراني سانديس خور باقي مانده اند كه بدون شك با اين قضايا و گراني احتمالي پيش رو آن تعداد اندك طرفداران نيز روي به سوي جنبش سبز خواهند آورد.
اما نكته جالب توجه در سخنان اين سردار سپاه ( همچون ديگر سرداران سپاهي قدرت طلب و نه قشر عظيم سپاهيان عزيز كه جزو قاطبه بزرگ مردمي هستند) اين است مه ايشان فرموده اند طبق قانون به كاهش سهميه سوخت مبادرت ورزيده اند !؟ كدام قانون ؟ قانون خود نوشته ؟ (خود گويي و خود خندي ) شكي نيست كه با اين روشهاي حكومت اسلامي در تعيين سوخت ، گراني و ايجاد تورم به صورت سقوط آزاد در سراشيبي سقوط قرار گرفته است ، بي گمان بايد سال 89 را سال بحرانهاي پياپي براي حكومت اسلامي عنوان نمود.


۱۳۸۸/۱۲/۱۵

20 ليتر سهميه نوروزي بنزين ، بي احترامي به شعور مردم است



حكومت اسلامي ايران در يك اقدامي (سنجيده يا نسنجيده) براي مسافران نوروزي 20 ليتر بنزين اختصاص داد. با سنجيده بودن يا نبودن آن كار نداريم هرچند اين حكومت هيچ كار سنجيده اي انجام نداده است ، چه رسد به اختصاص دادن بنزين براي مسافران نوروزي ، اين حركت در حالي انجام شد كه به شدت از سوي حتي طرفداران رژيم مورد انتقاد قرار گرفت ، اينكه اين حكومت تا به اين اندازه به شعور مردم بي احترامي مي كند چيز تازه اي نيست ، چراكه قبلا نيز در برنامه هاي صدا و سيماي حكومت اسلامي شاهد آن بوده ايم كه چگونه به شعور مردم بي احترامي نموده است ، (نمونه بارز آن اينكه مردم در خيابانها چيزي ديگر را مي ديدند و در تلويزيون حكومتي اخبار تحريف شده ، كه همگي اينها بي احترامي به شعور مردم ايران است ) .
به شهادت رسيدن ندا آقا سلطان ، ساختن يك خانواده تخيلي براي شهيد ترانه موسوي ، ساختن سناريو براي شهيد عليرضا توسلي كودك دوازده ساله اي كه در بهشت زهرا توسط نيروهاي امنيتي كشته شد. و يا بسياري ديگر از اين قبيل و يا ساختن فيلم ظهر عاشورا ، و اين آخري ها هم كه ماراي فيلم شب 24 خرداد كه توسط حكومت ، فيلم تحريف شده عنوان گرديد.
در خبري چني پيش عنوان نموده بوديم كه حذف يارانه ، پايان شيشه عمر حكومت اسلامي است ، چيزي كه هست با اين روش ايجاد سهميه بنزين و همچنين نرخ جديد سوخت شكي نيست كه اين حكومت به سمت سقوط پيش ميرود ، اما اين كه اين حكومت خود به دست خود در حال تدارك براي نابودي خويش است ، جاي تعجب دارد ، چگونه است كه اين چنين عنان اختيار از كف داده ، فرض را بر اين ميگيرند كه اگر خود سر خود را در برف نمايند تا چيزي نبيند ، تمامي مردم ايران چيزي نخواهند ديد.
حكومت اسلامي براي اين مردم كه بي شك جزو با شعور ترين مردم دنيا هستند 20 ليتر سهميه نوروزي بنزين تعيين كرده است. به گمان خويش لطف كرده اند در حق مردم ايران ، در حالي كه اين خود نوعي بيشرمي و وقاهت و به نوعي بي احترامي به شعور مردم ايران است ، دوستي ميگفت مردم ميتوانند حداكثر تا شاه عبدالعظيم به مسافرت نوروزي بروند!؟
بي گمان اين طرز تفكر حكومت اسلامي در مورد سهميه سوخت همچون ديگر مديرت هاي حكومت ،‌ عدم احترام به مردم ، عدم ‌توجه به درك بالاي ايشان است.

۱۳۸۸/۱۲/۱۱

بالاتريني بودن يا نبودن ؟ مسئله اين اين است


فروردين ماه سال هشتادوشش بود كه با سايت بالاترين شروع به كار كردم در آن موقع سايت هاي ديگري هم بودند مثل سايت بازنگار ، اما به هرجهت با بالاترين راحت تر بوديم. در آغاز كار نيز دوستان بسيار خوبي پيدا كرديم دوستاني همچون آه با نام كاربري aaah123 و ساحل با نام كاربري _sd_ و يا امير با نام كاربري amirreza و يا يوزپلنگ ، گالوا، جوجوطلا ،‌روودرانر ، آزاده پورتاش ، مردآريايي ، پرشيان ، آريوبرزن ، شاتوت ، 122333 ، جرمني ، لونا ، سالور ، پرواز66 ، اولاد ، بيداد، ساناز، فرزاد، كمانگير ، فضولباشي ، انتظار، كرگدن ، اصلاحات ، پوريا ، راتزل ، رضا و خيلي دوستان ديگر ، كه شوربختانه بسياري از اين دوستان ديگر نيستند ، دوستاني كه در دنياي مجازي بالاترين گرد هم جمع شده بودند و محيطي بسيار دوست داشتني براي خود فراهم نموده بودند و به تبادل لينك و اطلاعات مي پرداختند ،
البته عدهاي از طرفداران جكومت اسلامي هم بودند اما تعدادشان بسيار اندك بود افرادي همچون جمهوري اسلامي , بعدها محرم نيز به آنها اضافه شدند ايشان افرادي بودند كه عليرغم آنكه طرفدار حكومت اسلامي بودند اما انتقادپذير نيز بودند و در ادامه افرادي همچون پورچالويي ها با آي دي هاي ديگر و البته به صورت تهديدكننده تر به لينك دهندگان هشدار ميدادند اما با همه اين احوالات دوستي هاي مجازي در دنياي بالاترين همچنان ادامه داشت اما چند وقتي است كه در بالاترين اتفاقاتي ناخوشايند رخ داده است ، عده ناي اشناخته به قصد تخريب و ايجاد اختلاف ميان اعضاي بالاترين با روشهاي متفاوت پرداخته اند و جاي بسي شوربختي است كه مديريت بالاترين نتوانسته است به اين موضوع پي ببرد البته نبايد زحمات ايشان نيز در تهيه اين سايت فراموش شود.
به عنوان مثال ميتوان روشهاي زير را عنوان نمود:
1 - دادن راي هاي منفي به لينكهاي خوب جهت عدم داغ شدن اينگونه لينكها.
2 - دادن لينكهاي معمولي و غير مهم پياپي بعداز لينكهاي مهم و فرستادن لينكهاي مهم به صفحات دوم و يا حتي سوم.
3 - به حاشيه راندن كاربران پركار و ايجاد اختلاف ميان كاربران با ساختن اختلاف قرمز و آبي
4 - ساختن گروه هاي پان تركيسم و غيره كه ايجاد تفرقه ميان اتحاد دوستان بالاتريني شوند.
5 - ساختن گروه هاي تندروي ضد حكومتي براي تخريب افرادي همچون خاتمي ، موسوي و كروبي.
6 - ساختن فضاهايي جهت بي احترامي به اديان و خصوصا اسلام تا مسلمانان طرفدار جنبش سبز از اين جنبش روي گردان شوند.
حال بايد ديد چگونه اين گروه ها موفق به ايجاد چنين فضايي شده اند؟
بنده به شخصه هر هفته 20 تا 30 ايميل دريافت ميكردم كه درخواست دعوتنامه جهت بالاترين نموده بودند ، ايشان كه با ظاهري طرفداي مردمسالارانه و مخالف حكومت اسلامي قدم به پيش گذاشته بودند در نهايت باطن خويش را نمايان ساختند و نتوانستند از بهشت دعوتنامه بالاترين دريافت كنند. شكي نيست كه اين افراد با اين طرفند توانسته اند از بسياري از كاربران بالاترين دعوتنامه دريافت كنند.
حال بايد ديد راهكار چيست ؟
1 - به تحريم بالاترين اقدام كنيم و ديگر به سراغ آن نرويم.
2 - همچون گذشته دوباره دوستان گرد هم جمع شوند و در اين فضاي مجازي به تبادل لينكها بپردازند.
3 - همگي به سايت دنباله كوچ كنيم.
اگر فرض اول را اجرا كنيم دقيقا خواسته حكومت اجرا شده است.
اگر فرض دوم را اجرا كنيم هماني است كه الان هستيم اما اين لازمه اش اين است كه مديران بالاترين هم در يك عمليات گسترده به جمع آوري افراد حكومت اسلامي پرداخت و آنها را از ديگر افراد حقيقي جدا كنند.
اگر فرض سوم را هم اجرا كنيم كه خوب بايد مراقب باشيم كه اين بلايي كه بر سر بالاترين رفته است بر سر دنباله نيايد.

در خاتمه براي تبادل اطلاعات يك گروپ تهيه شود و در آن گروپ به تبادل افكار بپردازيم و تنها به دوستان آشنا اجازه عضويت در آن بدهيم و در آن به نتيج گيري بپردازيم مثلا لوناي عزيز و يا خود روودرانر و يا جرمني و يا يوزپلنگ يكي مديريت اين گروپ را قبول كند و در آن به تبادل اطلاعات بپردازيم تا به يك نتيجه گيري كلي برسيم. البت بنده ايميل تعدادي از دوستان را دارم كه در صورت صلاحديد خود دوستان صاحب ايميل ميتوان آن را در اختيار عموم دوستان عزيز و شناخته شده بالاترين قرار داد
منتظر حضور گرم شما و تبادل افكار هستم
st.behesht@yahoo.co.uk



۱۳۸۸/۱۲/۰۸

به بهانه پخش فيلم حمله به كوي دانشگاه



در روزهايي كه در ايران بودم اين فرصت فراهم شد كه حداقل در تعدادي از راهپيمايي ها شركت كنم ، يكي از اين راهپيمايي ها راهپيمايي ميليوني روز 25 خرداد بود. در اين روز سيل خروشان مردمي عظمت جنبش سبز را نشان داد. و درهمين روز بود كه لرزه بر اندام تاروپود پوسيده حكومت اسلامي انداخت. در اين روز در كنار جمعيت مردمي تعداد بسيار زيادي از دانشجويان هم شركت داشتند. در دست تعدادي از اين دانشجويان پلاكاردي بود با اين مزمون " ديشب در كوي دانشگاه جنايت شد" به اين نوشته توجه كرديم و شنيده بوديم كه به كوي حمله شده بود اما هرگز در تصور خويش ابعاد اين حمله را متصور نبوديم ، نميدانستيم كه ديوصفتان شبانه بر خوابگاه عده اي دانشجوي جوان و كم سن و سال حمله بردند و كانون گرم دانشجويي را با صحنه نبرد اشتباه گرفته و شادمانه نعره پيروزي سر ميدهند. زهي خيال باطل ، خداوند چه زود رسوا ميكند دروغگويان را.
ديو سيرتان ، با نام مولا علي به كانون گرم دانشجويان حمله كردند ، به خوابگاه دانشجويان ، كساني كه جوينده علم دانش هستند ، جوينده آزادي و آزادگي نوع بشر هستند حمله ور شدند. چه كساني به اين كانون حمله ور شدند ؟ كساني كه مخالف آزادي و آزادگي هستند. ديو سيرتان با شعار يا حسين حمله كردند به اين كانون گرم دانشجويي و فراموش كردند شعار امام حسين را كه : اگر دين نداريد لااقل آزاده مرد باشيد.
ايشان نه دين داشتند و نه آزاده مرد بودند. چراكه در شب در تاريكي و در عين ناجوانمردي به تعدادي دانشجوي بي دفاع حمله ور شدند. با نيروهاي نظامي سرتاسر مسلح و مجهز با نيروهاي يگان ويژه پاسدار و به فرمان سردار رجب زاده و با اجازه فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران.
ياد شاعر زنده ياد پروين اعتصامي افتادم در شعر :

کارها کردند، اما پست و زشت

ساختند آئینه‌ها، اما ز خشت

تا که خود بشناختند از راه، چاه

چاهها کندند مردم را براه

روشنیها خواستند، اما ز دود

قصرها افراشتند، اما به رود

قصه‌ها گفتند بی‌اصل و اساس

دزدها بگماشتند از بهر پاس

جامها لبریز کردند از فساد

رشته‌ها رشتند در دوک عناد

درسها خواندند، اما درس عار

اسبها راندند، اما بی‌فسار

دیوها کردند دربان و وکیل

در چه محضر، محضر حی جلیل

شك ندارم كه ابعاد واقعه بسيار وسيع تر از آني بوده است كه در اين ويدئو به نمايش در آمده است و شك ندارم كه پس از پيروزي سبز ها ابعاد اين واقعه

۱۳۸۸/۱۲/۰۱

اي كه بر روي ماه چنگ زدي باش تا صبح دولتت بدمد



video

پس از پايان روز 22 بهمن حكومت اسلامي در حالي كه به شدت سعي داشت با قطع اينترنت ، شبكه هاي ماهواره اي ، كنترل تلفنها و اختلال در موبايل ها ،‌ مردم را در بي خبري قرار دهد و خود به اخبار خود خواسته اقدام كند ، اما هرگز باز هم نتوانست كه موفق شود و پيروز اين ميدان سبز ها بودند ، مردماني كه با خلوص نيت پاي به ميدان نهادند و در مقابل ديكتاتوري اعتراض نمودند ، اما چيزي كه باعث شد عليرغم فيلترينگ شديد اينترنت به وقوع بپيوندد ، يكي عكسهاي گوگل بود كه نشان ميداد ، حكومتي كه در راي ها دزدي و تقلب كند در راهپيمايي هم دزدي و تقلب ميكند. عكسهاي گوگل را همه در سرتاسر ايران ديدند و به دروغگويي هاي ايم حكومت بيشتر باور پيدا كردند عكس ها دست به دست چرخيد و در تمامي ايران كسي نبود كه عكسها را نديده باشد. ر اين عكسها به وضوع گازهاي اشك آور شليك شده توسط حكومت در ميدان آرياشهر نمايان است.
اما از طرفي قطعه شعري از شجاع مرد ايران زمين محمدرضا عالي پيام بود كه روحيه بخشترين ويدئويي بود كه به جنبش سبز انرژي داد ؛ بايد به اين مرد بزرگ كه آستانه 22 بهمن به مردم ايران روحيه داد درود فرستاد . براستي شجاعتي مثال زدني دارد كه در چنين روزهاي سرد و پاييزي چنين سخناني را بر زبان جاري ساخت،
از طرفي حكومتي كه در حداقل ترين امور خود درمانده است و با تقلب بر روي كار آمده است چاره اي جز دزدي تصاوير راهپيمايي نداشت و عجبا كه در بديهي ترين حالت دروغ را سرلوحه كار خويش كرده اند و رهبر حكومت نيز در تصورات خويش ، اين روز 22 بهمن را به روز پيروزي !؟!؟ قلمداد ميكند زهي خيال باطل ، شك نداشته باشيد كه مردم ايران راه خويش را شناخته اند و به هيچ دسته ، گروه و حزبي هم وابسته نيستند و خوبي اين جنبش سبز همين اين است كه به هيچ كسي وابسته نيست و واامدار كسي هم نيست و از همه مهمتر اينكه رهبر اين جنبش خود مردم هستند.
سيماي حكومتي ضرغامي هم عليرغم تمامي هم و غم خويش نتوانست دروغ هايش را به مردم ثابت كند و در بين مردم در پايينترين سطح محبوبيت قرار گرفته است. چندي پيش با يكي از قضات دادگستري كه براي انجام امري به خارج آمده بود در مورد صدا و سيما صحبت ميكردم وي گفت اين صدا و به حدي دروغ گفته است كه حتي وقتي فوتبال نشان ميدهد من شك ميكنم كه نكند گلي رد و بدل نشده است و صدا و سيما به دروغ اين صحنه را نشان ميدهد.
مي بينيد حتي افرادي كه خود در داخل نظام هستند نيز به سيماي حكومتي خود مشكوك هستند صدا و سيمايي كه سراسر دروغ و ريا كاري است حتي مورد توجه خودي ها نيست چه رسد به مردم ايران زمين كه مردمي آگاه و بينا هستند با درك و شعور بسيار. مردم نيك ميدانند كه پيروز هستند و خاكريز 22 بهمن را نيز فتح كردند چراكه در اين روز حكومت مجبور شدند با نيروي نظامي خود در 22 بهمن حاضر شوند ، روزي كه برايشان همچون روزهاي عاشورا ، قدس ، 13 آبان و ... ديگر روزها به تسخير جنبش سبز در آمد راستي خاكريز چهارشنبه سوري نيز در راه است ، و بنا به سخنان گهربار استاد عالي مقام :
"اي كه بر روي ماه چنگ زدي باش تا صبح دولتت بدمد"




۱۳۸۸/۱۱/۱۹

آيا حكومت اسلامي از ترس مردم سبز روز ولنتاين را تعطيل ميكند ؟



22 بهمني فراي 22 بهمن هاي 30 سال گذشته در راه است. شوري در راه است ، عشقي برپا است. عشق مردم سبز ايران زمين براي رهايي از چنگال ظلم و ستم ، براي آزادي براي رسيدن به پيروزي فقط يك يا حسين باقيست ، اين فتح فتح الفتوح است ، فتح اين سنگر ،‌فتح اين خاكريز براي جنبش سبز بسيار مهم است ، چه بسا كه اين خاكريز آخرين نقطه باشد، در مقاله پيشين به نقل از فرمانده سابق سپاه محمد عنوان شد كه :
در روز عاشورا جلسه اي در مقرر سپاه محمد در اتوبان همت برگزار گرديد ، علاوه بر خود سرلشگر جعفري آمده بود ، آقاي قاليباف هم آمده بود سرتيپ عراقي و سرتيپ همداني صحبت ميكردند ،‌ سرلشگر جعفري رو به حضار حاضر در جلسه كرد و گفت شما اختيار داريد به روي همه دشمنان شليك كنيد ، آقاي قاليباف از اين حرف ناراحت شد و گفت دشمني در خيابان ها وجود ندارد آنها مردم هستند ، سرلشكر جعفري نخواست موضوع ادامه پيدا كند و ختم جلسه را اعلام كرد. از جلسه كه بيرون آمديم فرماندهان به همديگر نگاه بهت زده ميردند ، بايد شليك كنيم ؟ به سوي مردم ؟ اين سوالي بود كه در ذهم تك تك فرماندهان نقش بسته بود . سرگرد "ف ت" از من پرسيد واقعا بايد شليك كنيم ؟ من گفتم نميدانم سرگرد "ف ت" گفت من بچه ها را ميفرستم بروند خانه ، من هم گفتم همين كار را ميكنم از همديگر كه جدا شديم رفتيم به سمت نيروهاي خود ، آماده شديم و ا ماشين به بيرون رفتيم ، همت را به سمت غرب رفتيم و در ادامه به كناري نگه داشتيم و از بقيه افراد خواستم كه بايستند ، ترس و اضطراب را در چهره تك تك افرادم ديدم ، به آنها گفتم خيالتان راحت ما براي كشتن مردم پاسدار نشده ايم ، و به آنها گفتم كه به خانه هاي خود برويد از سه روز قبل در آماده باش 100% بوديم و همگي دلتنگ خانواده ، همگي به خانه هايمان رفتيم. طرفهاي عصر بود كه فهميدم از 1500 نفري كه از سپاه محمد رسول الله قرار بود به مركز شهر تهران برود ، 93 نفر بيشتر به ميدان آزادي نرسيده بودند و بقيه فرار را بر قرار ترجيح داده بودند. تا بر روي مردم شليك نكنند. از او در مورد اينكه آيا 22 بهمن آخرين سنگر است سوال كردم ، وي پاسخ داد: به درستي نميدانم ، اما چيزي كه هست اختلاف چند دستگي در ميان نيروهاي نظامي زياد است ، پليس به تنهايي نميتواند در مقابل مردم صف آرايي كند و از سپاه و بسيج و نيروهاي مزدور استفاده ميكند هرچند درميان خود پليس و بسيج هم چند دستگي بوجود آمده و حتي مزدوران هم ديگر ميترسند به مقابله با مردم بپردازند مشكل حكومت اينجاست كه مردم ديگر نميترسند از مرگ نميترسند ، شكنجه نميترسند و ابايي از كشته شدن و يا زنداني شدن ندارند و به گمان حكومتي كه مردمانش كاسه صبرشان لبريز شود توان ادامه حكومت ندارد و هر آن ممكن است سرنگون شود. وي به مردم توصيه كرد : براي آنكه نيروهاي حكومتي به سمت مردم هجوم نياورند مردم بايد در دسته هاي پر شمار به ايستگاههاي پليس بروند و آنها را به تسخير خود در آورند و سپس به سمت مراكز صدا و سيماي شهر بروند وي در انتها براي مردم جنبش سبز آرزوي موفقيت نمود و گفت يروزي نزديك است.
ملاحظه ميكنيد كه مردم ديگر از حكومت نميترسند اين حكومت اسلامي است كه از مردم ترسيده است ،‌اين را ميتوان در سخنان رهبر حكومت اسلامي ،‌در سخنان رئيس حكومت اسلامي ، بسياري از امامان نماز جمعه ها ، فرماندها و سران نهادهاي مختلف حكومتي ديد. نمونه بارز آن را هم از سخنان سردار قاسمي فرمانده قرارگاه خاتم النبيا در دانشگاه علم و صنعت ديد.
همچنين در در ادامه مقاله با خبرنگار و كارشناس امور خاورميانه خانم "آن آپل باوم" در مورد بحران ايران سوال شد كه ايشان نيز حرفهاي جالبي زدند كه عبارت بود از :
ايران شايد بدترين روزهاي 30 اخير خود را پشت سر ميگذارد ، نميدانم چه ميشود ؛ هر اتفاقي ممكن است كه روي دهد ، اما با توجه به اتفاقات چند روز اخير ممكن است كه بخوهاند آقاي احمدي نژاد را قرباني كنند تا آاي خامنه اي ماندگار شود. البته نميتوانم به درستي بگويم چون از طرفي آقاي احمدي نژاد دراين توهم است كه با سركوب بيشتر ميتواند حكومت را كنترل كند اما اين را نميداند كه سركوب بيشتر دامنه اعتراضات را بيشتر ميكند از بدشانسي آقاي احمدي نژاد اطرافيانش هم مثل خودش در توهم هستند يا براي خوش آمد آقاي احمدي نژاد تملقش را ميگويند. از آن پرسيدم چقدر احتمال وجود دارد كه اين حكومت به زمان قبل از انتخابات برگردد ؟ وي گفت : در حال حاضر اصلا الان ديگر خيلي دير شده است مردم در ابتدا در همان ماههاي اول انتخابات ممكن بود به كم راضي شوند اما الان ديگر مطالبات آنها بسيار زياد است چون خون داده اند ؛ در كشورهاي خاورميانه هنگامي كه خوني ريخته ميشود سخت بتوان اوضاع را برگرداند اما در ايران خونهاي بسيار ريخته شده است حرمتهاي بسياري از مردم شكسته شده است و بسياري زنداني شكنجه و كشته شده اند و بعيد ميدانم اوضاع به حالت قبل برگردد. از آن پرسيدم نهايتا چقدر اين حكومت ميتواند دوام بياورد؟ وي گفت : اصلا نميتوان براي آن زمان خاصي مشخص كرد شايد 10 روز ديگر شايد يك ماه و شايد هم بيشتر اما شك ندارم كه به سال نميرسد.

مشاهده ميكنيد كه اين كارشناس برجسته نيز به اين نتيجه رسيده است كه حكومت دوران پاياني خود را سپري ميكند. اتفاقا با مشاهده اين روزها و مقايسه آن با دوران سالهاي 56 و 57 به اين نتيجه نيز ميتوان رسيد.
همچنين در اين مقاله اشاره شده است به سخنان آقاي جيمز فولي معاون وقت وزيرامورخارجه آمريكا در مورد وقايع اخير ايران كه ايشان نيز در سخنان خود گفتند :
امريكا به دقت مسائل ايران را زير نظر دارد . در آمريكا حقوق بشر از اولويت هاي دولت است و براي ما فرقي نميكند كه بشر در كجا باشد در آمريكا دراروپا و يا در خاورميانه ما ميخواهيم كه حقوق بشر در همه جا رعايت شود. و شك نداشته باشيد كه حقوق بشر را فداي بحران هسته اي ايران نخواهيم كرد. وي در مورد طرز نگرش آقاي اوباما گفت : اتفاقا آقاي اوباما به نظرم تقريبا دارد برخورد خوبي با دولت ايران ميكند. اما جا براي مقابله بهتر با دولت ايران وجود دارد. وي گفت ه نظرم برخورد فرانسه بسيار بهتر از آمريكا بوده است و در حال حاضر فرانسه پيشگام حمايت از جنبش سبز مردم ايران بوده است و به گمان آمريكا از فرانسه غقب افتاده است. از آقاي فولي در مورد اينكه آيا اين جنبش به پيروزي ميرسد يا نه و اگر جواب مثبت است كي به وقوع مي پوندد سوال كردم وي پاسخ داد : شك نداشته باشيد حكومتي كه مردم را نداشته باشد حكومت نيست و دوام چنداني ندارد اساس و پايه هاي حكومت ها مردم هستند اگر مردم حكومتي را نخواهند حتي اگر ابرقدرت ترين هم باشد پايه هاي حكومتش سست شده واز درون نابود ميشود نمونه بارز آن را هم ميتوان شوروي سابق عنوان كرد. در حال حاضر مشروعيت دولت ايران به كمتر از 1 درصد رسيده است ما اين آمار را با توجه به آمار كارشناسانمان به دست آورده ايم ، با مشروعيت كمتر از 30 % نميتوان حكومت كرد و خودتان ببينيد مشورعيت اين حكومت را. به علت مشغله فراوان آقاي فولي اين مصاحبه را حاتمه دادم در هنگام خروج آقاي فولي براي جنبش سبز مردمي ايران آرزوي موفقيت نمودند.
مشاهده ميكنيد كه اين سياستمدار برجسته آمريكايي هم با توجه به شواهد و قراين موجود ، براي حكومت اسلامي آينده خوبي پيشبيني نميكند ، تمامي اين سخنان نشان از آن دارد كه حكومت اسلامي ديگر تواني براي ادامه ندارد.
از طرفي شنيده ها از داخل ايران حكايت از آن دارد كه حكومت سعي دارد تا با توجه به اينكه 22 بهمن در روز پنج شنبه است و فرداي آن نيز جمعه كه باز هم تعطيل است و شنبه راهم كه 28 صفر است و تعطيل است و دوشنبه را هم كه وقات امام رضا است و باز هم تعطيل است روز يكشنبه 14 فوريه كه روز ولنتاين هست را هم تعطيل كند تا مردم در شهرها نمانند و به مسافرت بروند تا 22 بهمني آرام داشته باشند ، اما از طرف بسياري از سيستمداران داخل نظام اعتراض شده است كه روز ولنتاين را نبايد تعطيل كرد اگرنه ما را غربزده معرفي خواهند نمود. توجه ميكنيد كه حتي در بين خودشان نيز اختلافات بالا است ، حال بايد منتظر ماند كه آيا حكومت اسلامي براي رهايي از سيل عظيم جمعيت و جنبش سبز مردمي روز ولنتاين را تعطيل ميكند يا نه !؟
البته اين احتمال نيز وجود دارد كه حتي در صورت تعطيلي روز ولنتاين ، مردم در روز اول كه 22 بهمن است در تهران بمانند تا جاده ها خلوت شود و در روز جمعه و يا عصر پنج شنبه به مسافرت بروند و اين خود نيز ميتواند انگيزه ايجاد كند كه ايشان در راهپيمايي 22 بهمن نيز شركت كنند
به هرجهت بايد منتظر ماند و ديد كه چه اتفاقي در پيش است و 22 بهمن چه بر سر اين حكومت خواهد آورد


۱۳۸۸/۱۱/۱۴

25 هزار نيروي نظامي و انتظامي در استاديوم آزادي براي چيست ؟


اخبار رسيده از تهران حكايت از آن دارد كه تنها 75 هزار بليط براي بازي دربي فروخته خواهد شد. اين دحالي است كه استاديوم آزادي گنجايش يكصدهزار نفر را دارد. با اين حساب بايد گفت كه چيزي نزديك به 25 هزار نفر مامور حكومتي در استاديوم و در بين جمعيت حضور خواهند داشت اين مقدار نيرو سواي نيروي هايي است كه در نقاط مختلف زمين در اطراف زمين در بيرون از استاديوم و پشت درهاي استاديوم و البته خيابانهاي اطراف مستقر خوهند بود. به قولي ميتوان گفت حكومت اسلامي ، از اين جمعيت عظيم كه همگي نيز قشر جوان هستند و بالقوه توان هرنوع اعتراضي دارند به شدت مي ترسد ، از همه اين ها كه بگذريم ، تهديدهاي سازمان ليگ كه توسط رئيس سپاهي آن سردار عزيزمحمدي عنوان شده را نيز بايد در نظر داشت ،‌ فرمانده يگان ويژه نيز عنوا ننموده اند كه با معترضين به شدت هرچه تمامتر برخورد خواهد شد !؟ آيا اينها همگي نشان از ترس و وحشت حكومت اسلامي از جوانان ندارد ؟
نكته مثبت اين مسابقه براي جنبش سبز اين است كه در اين مسابقه تهراني ها و شهرستاني ها به هم پيوند ميخورند و در كنار هم هستند و اگر شهرستاني ها صداي اعتراض تهراني ها را ببينند در بازگشت به شهر خويش آموزش هاي خود را عملي ساخته و همچون تهراني ها به اعتراض خواهند پرداخت ، چون از تهراني ها ياد گرفته اند كه چگونه بايد اعتراض نمايند. و اين همان ترس بزرگ حكومت اسلامي است يعني انتقال اعتراض از تهران به شهرهاي ديگر.
از طرفي گويا اين انتفل پيش ار بازي دربي رخ داده است چراكه اخبار رسيده از شهرستان لار حكايت از آن دارد كه شهرستان لار به يك پادگان نظامي مبدل شده است و مردم شهرستان لار اما به شجاعت به اعتراضات خود ادامه ميدهند. حتي گذارش شده است كه نيروهاي حكومتي در شهرستان لار توان مقابله با مردم غيور لار را نداشته و از شهرهاي شيراز و بندعباس كمك خواسته اند ، فرماندهي شيراز جواب رد به فرمانده لار داده و عنوان داشته كه خود درگير مردم شيراز مي باشد و نيازمند كمك مي باشد و نه كمك رساندن و لذا فرمانده شهرستان لار دست به دامان فرمانده بندرعباس شده و از او كمك خواسته است و نيروهاي بندرعباسي آماده حمله به شهرستان لار مي باشند.
حال اگر اين اعتراضات به ديگر شهرها هم كشيده شود ، همچون شهر شيراز كه خود در بحران اعتراضات مردمي به سر ميبرد و توان كمك به ديگر شهر ها را ندارد ، خودبخود اين دامنه اعتراضات همه گير ميشود. لذا براحتي ميتوان فهميد كه چرا 25 هزار نيرو در استاديوم آزادي مستقر شده اند تا به مقابله با هرنوع اعتراضي باشند.