۱۳۸۹/۱۰/۲۷

نگاهي به سقوط‌‌هايي كه عادت شده‌اند و بار خبري ندارند

http://gdb.rferl.org/1E26AAB2-BDAC-46DC-8307-47FFEDE78FED_w527_s.jpg

آيا به نظر شما سرماي هوا مي‌تواند بهانه خوبي براي سقوط هواپيمايي باشد كه نزديك به 40 سال از عمر آن مي‌گذرد؟

اتحاديه اروپا، شش ماه قبل: پرواز بوئينگ 727 ايران اير بر فراز اروپا ممنوع است .

وزير راه : خوشبختانه(!) تلفات كم است .


حادثه تكراري‌ است، براي همين به شما توصيه مي‌كنيم مطالب مربوط به سقوط بوئينگ در آسمان آذربايجان غربي را به شكل خبر نگاه نكنيد. به عبارتي بايد گفت كه همان خبر قبلي و همان خبرهاي قلي يكبار ديگر رخ داده است«هواپيماي بوئينگ زمين‌گير شد». تنها فرق ماجرا شايد در اين باشد كه اين بار آسمان اروميه شاهد اين خبر تكراري بوده است. براي همين بايد به وزير راه و ترابري حق داد. او به يكي از خبرگزاري‌هاي رسمي گفته است: «الحمدالله تلفات كم است». يعني مي‌توان اين گونه تحليل كرد كه آنقدر حادثه سقوط هواپيما تكراري شده است كه فقط با شكر گزاري نسبت به كم بودن ميزان تلفات آن، كمي تا مقدار زيادي از بار فاجعه كاسته مي‌شود. البته اگر سياه نمايي تلقي نشود بايد گفت كه كشته شدن نزديك به يكصد نفر از شهروندان ايراني جدول تلفات سوانح هوايي را تا حدي زيادي دچار دلهره و تلخي مي‌كند كه ديگر نمي‌توان به سادگي از كم بودن تلفات در سانحه هوايي اروميه سخن گفت. به هر حال اما اين اتفاق رخ داده است و باز هم بايد يكبار ديگر نشست و از چه بايد كردها سخن گفت و راهبردهايي را ارايه داد كه به نظر مي‌رسد بارها ارايه شده‌اند اما هنوز به نتيجه نرسيده‌اند.

البته ظاهرا جاي خوشحالي دارد كه اين سقوط، نخستين سقوط 89 بود و نسبت به 8 سانحه هوايي در سال 88 بازهم نماي بهتري را از آسمان ايران به تصور مي‌كشد ولي با اين وجود داغ تلخ از دست دادن تعداد نزديك به يكصد نفر از شهروندان ايراني كه به طور حتم فقط به خطوط هوايي اطمينان كرده بودند آنقدر گسترده است كه به طور حتم ضرورت بازتكرار بسياري از راهبردها يا طراحي راهبردهاي جديد را تاييد مي‌كند. در سال گذشته بعد از سانحه هوايي كاسپين به فاصله يك هفته در تاريخ 2 مرداد ۱۳۸۸سازمان هواپيمايي هنوزاز تب و تاب هواپيماي كاسپين نيفتاده بود كه پرواز شماره ۱۵۲۵ هواپيمايي آريا تور که از تهران به مشهد حرکت مي‌کرد ساعت ۱۸ و ۵ دقيقه در فرودگاه مشهد، به دليل باز نشدن چرخ جلو و همچنين اشکال در چرخ‌هاي عقب در هنگام فرود از باند خارج و به ديوار فرودگاه برخورد كرد. در اين حادثه حداقل ۱۷ نفر (۳ مسافر و ۱۴ خدمه پرواز) کشته و ۲۰ نفر نيز مجروح شدند. اين هواپيما از نوع ايليوشين-۶۲ و مجموع مسافران و خدمه آن ۱۶۰ نفر بوده‌است. البته علت اين سانحه برعكس سانحه كاسپين كه حتي چند ماه بعد از آن نيز اعلام نشد توسط سخنگوي سازمان هواپيمايي، سرعت بالاي هواپيما عنوان شد.

بعد از اين سانحه در تاريخ ۱۹ مرداد ۱۳۸۸بر اثر سقوط بالگرد نيروي انتظامي سه نفر از سرنشينان آن کشته شدند. اين بالگرد در حين بازگشت از ماموريت حدود ساعت ۱6روز دوشنبه ۱۹ مرداد در ۳۰ کيلومتري ارتفاعات شرق کرمان به دليل نقص فني در حوالي «ده‌مرتضي سيرچ» با زمين برخورد کرد كه البته سازمان هواپيمايي اين سانحه را به دليل نظامي بودن جزء سوانح خود محسوب نمي‌كند.

با اين حال فرداي آن روز يعني ۲۰ مرداد ۱۳۸۸يک فروند هواپيماي فوکر ۱۰۰در پرواز شماره ۷۲۹ هواپيمايي آسمان در فرودگاه اصفهان دچار سانحه شد و به علت فرود نامناسب عوامل پرواز يکي از چرخ‌ها ترکيده و آتش گرفت. درهاي اين هواپيما بسته بوده و در حالي که مسافران داخل بودند، ماموران فرودگاه به اطفاي حريق مشغول شدند و سرانجام پس از خاموش کردن آتش مسافران از هواپيما خارج شدند.

روز شمار سوانح هوايي سازمان هواپيمايي به اين موارد نيز ختم نشد و در تاريخ 22 مرداد 1388 يک فروند هواپيماي تک موتوره آموزشي صبح شنبه۲۴ مرداد۱۳۸۸ پشت پمپ بنزين منطقه «پلنگ آباد» ماهدشت کرج سقوط کرد. براساس اعلام سازمان آتش نشاني کرج، در اين حادثه هر دو سرنشين اين هواپيما جان خود را از دست دادند. اين هواپيما که از فرودگاه پيام کرج برخاسته بود پس از سقوط در نزديکي همين فرودگاه دچار آتش سوزي شد که توسط آتش نشانان خاموش شد.

۲۵ مرداد ۱۳۸۸ يک فروند بالگردآموزشي نظامي متعلق به هوانيروز در شهرک انديشه شهرستان شهريار واقع در ۴۵ کيلومتري غرب تهران سقوط کرد و سه سرنشين آن کشته شدند.اين هليکوپتر قبل از اصابت به زمين هنگام پرواز در آسمان دچار نقص فني و آتش سوزي شده بود.

و در نهايت كارنامه سوانح هوايي تابستاني با سانحه هوايي ايلوشن در ۳۱ شهريور ۱۳۸۸ بسته شد. در اين سانحه يک فروند هواپيماي نظامي ايليوشين داراي سيستم آواکس در حين مانور هوايي ارتش در جنوب قرچک در نزديکي ورامين سقوط کرد. بر اثر اين سانحه هفت نفر کشته شدند.

آخرين سانحه هوايي سال گذشته سازمان هواپيمايي كه منجر به واكنش تعجب بر انگيز رياست اين سازمان شد سانحه هوايي براي يك فروند توپولف تي يو 154 هواپيمايي تابان بود كه در بهمن ماه سال گذشته منجر شد تا در مقابل ديدگان نمايندگان مجلس رييس سازمان هواپيمايي كشوري با مديرعامل هواپيمايي تابان برخورد به شدت تندي داشته باشد.

در اين سانحه يک فروند توپولف تي يو-۱۵۴ با ۱۵۷ مسافر پس از فرود روي باند فرودگاه مشهد آتش گرفت.

اين سوانح تنها سياهه‌اي از سوانح هوايي در سال‌هاي گذشته است كه امروز به زمين‌گير شدن بوئينگ در استان آذربايجان غربي ختم شده است. اتفاقي كه به طور حتم حالا ديگر بايد بهانه‌اي باشد برا آغاز جدي اجراي راهبردهايي كه مسئولين دولتي مدعي‌ هستند كه به بهترين نحو به آنها دست يافته‌اند و به بهترين شكل آنها را اجرا مي كنند. آيا به نظر شما سرماي هوا مي‌تواند بهانه خوبي براي سقوط هواپيمايي باشد كه نزديك به 40 سال از عمر آن مي‌گذرد؟


۱۳۸۹/۱۰/۲۰

INTERNATIONAL WALK FOR HUMAN RIGHTS

62 Walks Worldwide in honor of the 62nd Anniversary


of the United Nations Universal Declaration of Human Rights

International Walk for Human Rights in Denmark

In honor of the 62nd anniversary of the signing of the United Nations Universal Declaration of Human Rights, the International Walk for Human Rights 2010 was represented in 62 walks around the world.

The purpose of Youth for Human Rights International (YHRI) is to teach youth around the world about human rights, specifically the United Nations Universal Declaration of Human Rights, and inspire them to become advocates for tolerance and peace.

International Walk for Human Rights in the United States

Organized by youth members of YHRI as a celebration of United Nations Human Rights Day, the walk has more than doubled in only its second year.

International Walk for Human Rights in India

Over 20,000 people walked in 26 nations across six continents to create awareness for human rights.

International Walk for Human Rights in Italy

Countries that participated in the walk included Australia, Austria, Belgium, Cameroon, Canada, Denmark, Ecuador, France, Germany, Holland, India, Italy, Japan, Mali, Mexico, Morocco, Pakistan, Russia, Scotland, Slovakia, Somalia, Sri Lanka, Switzerland, Taiwan, United Kingdom, United States and Zambia.

International Walk for Human Rights participants in Mali

The United Nations theme for Human Rights Day 2010 is "Human Rights Defenders Who Act To End Discrimination" with the message of "Speak Up - Stop Discrimination". The International Walk for Human Rights is a way that youth across the world did just that.

International Walk for Human Rights in Pakistan

Walking on streets lined with palm trees or streets covered with snow, each walk portrayed a uniqueness as people walked through crowded city streets of Europe, on rural dirt roads of India, passing local markets in the Middle East, throughout major universities in America, or villages in Africa. As each walk proudly displayed their nation, they all carried the same message of human rights.

International Walk for Human Rights in Russia

International Walk for Human Rights in Taiwan

Dustin McGahee, a youth member of YHRI from the United States, created the idea for the International Walk for Human Rights and was its key organizer. Dustin (pictured above with guitar) wrote a song, "10,000 Voices for Human Rights," which has become a favorite of youth volunteers around the world. This year the song was sung in many countries such as Belgium, India, Japan, Russia and Taiwan by participants in the International Walk for Human Rights. The lyrics and a link to the song are copied below.

تيغ تيز حكومت اسلامي به كدام سو نشانه رفته است ؟

http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2010/11/a884b2d88acf36caf2ad61ca2621c67d3.jpg
حكومت اسلامي براي بقاي خود هر دم راهي را بر ميگزيند و اينبار چاره را در توليد فله اي احكام زندان و تعزيرات حكومتي براي آزادانديشان و دگر انديشان در نظر گرفته است به اين اخبار توجه كنيد :

دادگاه تجدید نظر شیوا نظر آهاری را به چهار سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد

به گزارش میزان خبر، حکم ده سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه ها و فضای مجازی عماد بهاور در دادگاه تجدید نظر دادگاه انقلاب تایید شد

محکومیت مهدی قلی زاده اقدم، عضو شاخه جوانان نهضت آزادی، به شش سال حبس تعزیری

محکومیت سید امیر خرم به هفت سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق

محکومیت خانم دکتر سارا توسلی به شش سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق

مهندس فرید طاهری به سه سال حبس محکوم شد

امیرحسین کاظمی به 3 سال حبس تعزیزی محکوم شد

اجرای محکومیت دو سال زندان لیلا توسلي (شاهد واقعه زير گرفتن مردم در روز عاشورا توسط حكومت اسلامي)

محکومیت نسرین ستوده به ۱۱ سال زندان و احضار همسرش به دادسرای اوین

اينها همه در شرايطي اعلام شد كه چندي پيش حكومت اسلامي ، با اكثريت قاطع نمايندگان سازمان ملل به تصويب رسيد. و آمريكا هم از آن حمايت كرد. براستي اين حكومت روي به كدامين سوي ميرد؟ اينها در شرايطي عنوان ميشود كه آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز طي نامه اي كه در وبسايت شخصي اش منتشر كرده است از سران حكومت به عنوان مارهاي افسرده ياد كرده است .
اما از طرفي ديگر رهبر حكومت اسلامي آيت الله علي خامنه اي براي چندمين بار به قم رفت تا مگر بتواند دل علماي قم را به دست آورد كه بزرگ ايشان آيت الله وحيد خراساني است كه از قضا پدر همسر رئيس قوه قضائيه نيز مي باشد را هم بدست آورد. اما گويا چندان توفيقي حاصل نشده است. گفته ميشود رهبر ايران براي اينكه حمايت اين مرجع بزرگ مستقر در قم را بدست آورد مسند قوه قضائيه را به ايت الله لاريجاني داده بود اما گويا موفق نشده عليرغم اين باج حمايتي حاصل كند. و باز هم قم را دست خالي به سمت تهران روانه گشت.
همچنين شنيده ها حكايت از آن دارد كه همين علماي قم و البته مشهد به شدت از آيت الله هاشمي رفسنجاني حمايت نموده اند و حتي حاضر هستند كه براي مسند رهبري ايشان فتوي هم بدهند. در اين راه پول و ثروت واعظ طبسي نيز در نظر گرفته شده است.
با توجه با مسايل عنوان شده و اينكه اختلاف در ميان حكومت بلا گرفته است ايا ميتوان چنين عنوان نمود كه حكومت براي كمرنگ كردن دامنه اختلاف ميان خودي ها دست به ايجاد يك فضاي نا امن نموده است تا اولا افكا ررا به سمت ديگر سوق دهد و از طرفي تيغ تيز قدرت خويش را به مخالفان درون دايره خودي نيز نشان دهد ؟
به گمان ميتوان در روزهاي آتي اصل ماجرا را فهميد.


۱۳۸۹/۱۰/۱۹

براي شيوا نظر آهاري ، كه تو عاشق چرايي

http://4.bp.blogspot.com/_f6O50viqKjA/THU47Tb_YEI/AAAAAAAAAM8/OLKHzBxJkrc/s1600/Shiva_nazarahari.jpg
شعبه 36 دادگاه تجديد نظر استان تهران ،‌شيوا نظر آهاري را به تحمل چهار سال حبس تعزیری ، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ ضربه شلاق محکوم كرد. اما به كدامين گناه ؟ بر آن شديم تا جرايم شيوا را برشماريم
1 - دبيركميته گزارشگران حقوق بشر
2 - قصد شركت در مراسم تدفين آيت الله العظمي منتظري
3 - سخنگوي گزارشگران حقوق بشر
4 - دفاع اززندانيان سياسي
5 - فعال حقوق كودكان كار
6 - عضو كمپين يك ميليون امضا
7 - روزنامه نگار
8 - وبلاگ نويس
9 - دانشجو
براستي آيا موارد برشمرده فوق براي هر شخصي افتخار است يا جرم؟
به جرات ميتوان گفت كه در ايران هركسي نامي از حقوق بشر مي آورد نام شيوا نظر آهاري هم با آن مي آيد. آيا مطالبه حقوق بشر جرم است ؟
شركت در مراسم تدفين طبق سنن اسلامي كه حكومت اسلمي داعيه آن است امري پسنديده است اما اينكه شيوا را به جرم قصد شركت . نه اينكه شركت دستگير كنند جاي تعجب فراوان دارد.
اينكه سخنگو بودن جرم باشد يا نه يك چيز است اما اينكه سخنگوي گزارشگران حقوق بشر بودن يك چيز ديگر، آيا سخنگوي حقوق بشر بودن جرم تلقي ميشود؟ در كدام قانون در كدام محكمه؟
دفاع از زندانيان سياسي ، در دامين مكتب در كدامين كشور شخصي را به جرم دفاع از زندانيان سياسي بازداشت ميكنند؟ حكومتي كه ادعا ميكند نداني سياسي ندارد ادعا ميكند ازادترين كشور جهان است مدافع زندانيان سياسي را بازداشت ميكند.
كسي كه در زمينه دفاع از حقوق كودكان كار به فعاليت مشغول است در همه جاي دنيا مورد احترام است و قابل ستايش اما هرگز در تصور نميگنجد كه در كشوري كه ادعايش اين است كه ام القراي جهان اسلام است اين چنين چيزي جرم باشد
عضويت در كمپين يك ميليون امضا جهت گرفتن حق برابري براي زنان در هركشوري مورد احترام است اما در حكومت اسلامي .....!؟!؟!؟
يكي از نابخشودني ترين گناهان در حكومت اسلامي روزنامه نگار بودن است گواه آن نيز اينكه حكومت اسلامي به عنوان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در جهان معرفي شده است.
در حكومت اسلامي اگر روزنامه نگار باشيد و وبلاگ نيز داشته باشيد گناه شما دو چندان است ، چون به دو فعل غير قابل بخشش روي آورده ايد.
اما اگر روزنامه نگار باشيد ، وبلاگ نويس هم باشيد و دانشجو هم باشيد از ديدگاه حكومت اسلامي مفسد في الارض محسوب ميشود چرا كه سه گناه بسيار نابخشودني را مرتكب شده ايد
بيچاره شيوا و بيچاره تر شيواها
از همه اينها بدتر اين است كه وكيل شيوا (شادي صدر) را يكروز پس از خودش بازداشت كردند كه اين خود نيز يكي از تعجب برانگيز ترين رخداد هاي داخل حكومت اسلامي است

ياد شعر عراقي افتادم

به كدام مذهب است اين ؟
به كدام مكتب است اين ؟
كه كشند عاشقي را
كه تو عاشق چرايي

تختی، نماد سر خم نکردن در برابر قدرت زمان

قصد اهانت به حسين رضازاده رو نداريم.
اما وقتي اين دوتا عکس رو قياس مي کنيم؛مي فهميم چرا به اين ابرمرد مي گن جهان پهلوان و ديگري هنوز دوسال نشده که از اوج فاصله گرفته اينطور از يادها رفته.

چهل و سه سال از درگذشت تختي مي گذره ، اما پورياي ولي دوم اين سرزمين با گذشت زمان يادش کهنه نميشه؛ جاودانه تر ميشه؛ براي نسل هاي آينده تبديل به اسطوره ميشه.
امروز هم براي ما نماد سرخم نکردن و تسليم زر و زور نشدن و مردم دار بودن شده.
خوشا به حال اين خاک که سرزمين تختي ها بوده و هست.

يادش گرامي

۱۳۸۹/۱۰/۱۵

آيا در حكومت اسلامي و در ميان سران حكومت اختلافي نيست ؟




چندي پيش خبري در خيابان بهشت درج شد مبني بردرگيري لفظي آيت الله خامنه اي و آقاي احمدي نژاد كم نبودند افرادي كه به اين خبر خنديدند و حتي آنرا مسخره پنداشتند و منبع خبري را حويا شدند . اما حالا پس از گذشت كمتر از چهار ماه از تاريخ انتشار مطلب خيابان بهشت ، به اخبار منتشر شده در داخل ايران توجه فرماييد.

انتقاد خطيب نماز جمعه آيت الله احمد جنتي از برخی عزل و نصب‌های دولت اما هنوز سه روز از اين انتقاد دبير شوراي نگهبان نگذشته بود كه خبر رسيد منوچهر متكي در حالي كه به دستور خود رئيس جمهور و حامل نامه اي از سوي محمود احمدي نژاد براي رئيس جمهور سنگال بوده است بركنار شده است .

از طرفي محمود احمدي نژاد اعلام كرد كه منوچهر متكي قبل از سفر به سنگال از بركناري خود خبر داشته است .اما منوچهر متكي ضمن غير حرفه اي خواندن خبر عزل خود عنوان ميكند كه خبر عزل خود را از رئيس جمهور سنگال شنيده است .

يكي از نمايندگان تندرو و حامي دولت (حجه الاسلام حميد رسايي) از خبر قريب الوقوع بركناري حيدرمصلحي ، مرضيه وحيد دستجردي ، صادق محصولی، مسعود میرکاظمی و وحیدی خبر داد با توجه به اين خبر (خانم دستجردي همسر آقاي شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان هستند ) بايد منتظر اختلافات بين روزنامه كيهان ارگان رهبر جكومت اسلامي و دولت باشيم .

از طرفي مجلس براي جلوگيري از قدرت و اختيارات رئيس جمهور دست به كار ميشود و بزرگترين فراكسيون مجلس (فراكسيون ورزش) طرح ادغام سازمان ملي جوانان و سازمان تربيت بدني را به فوريت به انجام ميرساند و حتي كليات آن را عليرغم مخالفت شديد دولت و همپيمانانش به تصويب ميرساند.

اما هنوز اين اختلافات در حال انجام است كه خبر ميرسد محمود احمدي نژاد چهارده مشاور عالي خود را بركنار ميكند. اما كار به همينجا هم ختم نميشود چيزي كه مشخص است در بين اين چهارده مشاور نام مهدي چمران نيز به چشم ميخورد كسي كه همواره از محموداحمدي نژاد حمايت مينموده است .

با فاصله اي چند روزه و توهين آميز دفتر رياست جمهوري از مهدي چمران عذرخواهي ميكند. اما در عين حال توپ رابه زمين مجلس مي اندازد تا چمران را با نمايندگان مجلس در اندازد.

ار طرفي ديگر نمايندگان مجلس طرحي را به تصويب رساندند كه بر اساس آن اختيارات رئيس جمهور را باز هم كمتر كنند و ان اينكه انتخاب رئيس كل بانك مركزي توسط نمايندگان مجلس انجام ميشود. اما در همين حال وزير اقتصاد دولت احمدي نژاد اعلام كرد كه در هيچ كجاي دنيا مرسوم نيست كه رئيس بانك مركزي توسط مجلس انتخاب شود (كسي نيست به ايشان بگويد در هيچ كجاي دنيا نيز مرسوم نيست كه با تقلب پيروز انتخابات شد - مردم را در خيابانها كشت - دانشجويانازاديخواه را زنداني كرد- روزنامه نگاران ازاد انديش را زندان افكند - ازاد انديشان را به اعدام محكوم كرد و ....).

حال با توجه به اين اخبار و اين سخنان آيا در حكومت اسلامي و در ميان سران حكومت اختلافي نيست ؟

به بهانه اعدام سهيلا قديري

http://www.womanandsociety.com/soheilaghadiri_2.jpg
خبر كوتاه بود اما ملال انگيز ، سهيلا قديري اعدام شد. زني كه بي گمان جنون داشت ، اما گويا قاضي اين جنون را قبول نداشت. ايا ميتوان قبول كرد مادري كه فرزند دلبندش را ميكشد جنون ندارد ؟ كدام مادر عاقلي اينگونه عمل ميكند؟ شوربختانه طي اظهاراتوكيل سهيلا هيكس از اسم واقعي او خانواده اش فاميلش خبر ندارد.

كسي كه اينگونه زندگي ميكرده است آيا ميتواند سالم باشد ؟ ميتوانسته سالم رشد كند ؟ دختري كه از 16 سالگي از خانه فرار كرده براي اينكه به ازدواج اجباري تن ندهد ،‌ دختري كه بارها و بارها مورد سوء استفاده جنسي و حتي گروهي قرار گرفته (بنا به اظهارات وكيلش) آيا ميتوانسته مادر عاقلي باشد؟ از قاضي كه حكم به اعدام اين زن نگون بخت داد بايد پرسيد پس جنون چيست ؟

اما نكته قابل تامل تر اين بود كه بنا بر اظهارات مينا جعفري وكيل سهيلا ، با هر سختي بوده همسر سيغه اي سهيلا را پيدا ميكنند و به حضور قاضي ميآورند و همسر به عنوان ولي دم كودك كشته شده از قصاص گشذت ميكند اما گويا جناب قاضي خود گذشت نداشته اند. براستي چگونه است كه يك زن تنها بي پناه غريب و محنون به راحتي به چوبه دار ميرسد و اعدام ميشود ؟ اما در عوض پليسي كه با ماشين نيروي انتظامي در روز عاشورا از روي مردم رد ميشود و آنها را به زير ميگيرد نه تنها توبيخ و تنبيه نميشود بلكه مورد حمايت هم واقع ميشود (شاهدي كه در دادگاه شهادت داده بود ماشين پليس از روي يك خانمي در ميدان وليعصر رد شده به زندان محكوم ميشود)

بيچاره مردمي كه بايد با چنين قضاتي گذران زندگي كنند.

۱۳۸۹/۱۰/۱۲

New Year's Message-Youth for Human Rights International

YHRI Logo

Dear Human Rights Supporter,


As we celebrate a decade of Human Rights Education (2001 - 2011) we look beyond our global expansion and heartwarming successes in preparation to expand even more.

I look forward to another year of long hours, long miles, visits to grand halls and humble shelters, dirt on the shoes, holding back the tears in the face of unforgivable-in-the-21st-century realities, stretching the limits as well as the tight budgets toward ensuring that EVERYONE knows that EVERYONE has human rights and responsibilities EVERYWHERE!

Human Rights Education is like the soothing drops of rain that gently caresses, gently penetrates, gently nourishes and gently brings new hope, dreams and realities ... and every drop counts!

I wish you a productive and successful 2011!

With Kind Regards,

Mary Shuttleworth, EdD

President
Youth for Human Rights International

۱۳۸۹/۱۰/۱۱

هياهوي سالگرد ۹ دي؛ اعتبار تراشي براي تجمع تقلبي

مقام هاي حکومتي ايران سناريو ويژه اي براي سالگرد تجمع سازماندهي شده 9 دي تدارک ديده اند. انعکاس گسترده اظهارنظر چهره هاي هوادار رهبر جمهوري اسلامي در رسانه هاي حکومتي به همراه مجموعه اي از همايش ها و گردهمايي ها در آستانه نهم دي ماه نشان از يک سناريوي تبليغاتي تمام عيار دارد. مدعاي اصلي هواداران حکومت اين است که تجمع نهم دي ماه سال گذشته نقطه پاياني بر اعتراض هاي پس از انتخابات رياست جمهوري بوده و در اين روز ورق به نفع رهبر جمهوري اسلامي و دولت تحت حمايت او برگشته است. آنها در راستاي همين مانور تبليغاتي نهم دي ماه را روز بصيرت نامگذاري کرده اند و با استفاده از تريبون هايشان در صدد اعتبارتراشي براي تجمع سازماندهي شده سال گذشته هستند. برگزاري مراسمي تحت عنوان " تقدير از 9 شخصيت موثر در جريان حوادث سال گذشته " به ميزباني مجلس شوراي اسلامي، انتشار بيانيه هايي از سوي سپاه پاسداران، سازمان تبليغات اسلامي و برخي احزاب محافظه کار، برگزاري همايش هايي در دانشگاه هاي مختلف و در نهايت برنامه ريزي براي " تجمع هيات هاي مذهبي تهران" در سالگرد نهم دي ماه ،اجزاي مختلف سناريوي تبليغي حکومت را تشکيل مي دهند. اين هياهوي تبليغي در شرايطي به راه افتاده که تمام نشانه ها حاکي از افت شديد مشروعيت آقاي خامنه اي پس از سرکوب اعتراض هاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري است و ريزش و چند دستگي هاي دروني محافظه کاران حاکم به حدي است که رهبر جمهوري اسلامي حتي توان متحد کردن نيروهاي هوادار خود را نيز از دست داده است.

.

cid:image001.png@01CBA7B5.CABAA5A0

امنيت رواني براي رهبر

نگاهي به عبارات کليشه اي به کار رفته در ادبيات مقام هاي جمهوري اسلامي ، تبليغاتي بودن سناريو بزرگداشت تجمع نهم دي را برملا مي کند. براي نمونه "غلامحسين محسني اژه اي" دادستان کل کشور در رابطه با اين روز مدعي شده که " عنايت هاي خاص پروردگار در نهم دي ماه مشاهده شد"، "علي لاريجاني" رييس مجلس شوراي از اين تجمع به عنوان قيامي ياد کرده که موجب به هم ريختن محاسبات غلط دشمنان شد، "حسين اسلامي" نايب رييس کميسيون اصل نود مجلس آن را نشانه خروشي ناشي از ارادت به ابا عبدالله دانسته ،"محمود احمدي بيغش" نماينده شازند آن را تبلور غيرت خدا در وجود مردم ايران معرفي کرده، "آيت الله علوي گرگاني" از آن به عنوان قدرتي خدايي براي ناکام گذاشتن فتنه گران ياد کرده و "محمد حسين صفار هرندي" وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته است که بخش اعظم شرکت کنندگان در تجمع نهم دي کساني بوده اند که مي خواستند غفلتشان را جبران کنند. " اين ادبيات محصول نگرش شعارگونه اي است که محافظه کاران همواره براي دفاع از خود و حمله به مخالفانشان به کار برده اند و شگردهاي تبليغي به کار رفته در آنها نيز براي ناظران مسايل ايران به هيچ وجه تازگي ندارد. به عقيده ناظران تدارک گسترده هواداران حکومت براي سالگرد تجمع نهم دي ماه بيش از آن که نشانه اي از قدرت آنها در ساخت سياسي ايران باشد نتيجه نگراني و تشويش نسبت به مستحکم بودن موقعيت شان است.

در همين رابطه يکي از اساتيد دانشکده حقوق و علوم سياسي تهران به "جرس" مي گويد : " مانور دادن درباره تجمع نهم دي يک نوع نمايش اعتماد به نفس است. آنها مي خواهند بگويند که از بحران سياسي عبور کرده اند اما خودشان هم مي دانند که بن بست به قوت خود باقي است و هنوز هيچ مساله اي حل نشده است." به گفته اين استاد دانشگاه " يک بخش از تبليغاتي که درباره تجمع نهم دي انجام مي شود براي متقاعد کردن آقاي خامنه اي و دلگرمي دادن به ايشان است. در واقع يک گروهي از تئوريسين هاي حکومت راه بقايشان را در ايجاد فضاي رواني امن براي رهبر جمهوري اسلامي مي بينند و از همين رو هم با ترتيب دادن تجمع هايي مانند تجمع 9 دي ماه سال گذشته يا تبليغات عجيب و غريب در سالگرد آن سعي مي کنند اين فضاي رواني را ايجاد کنند."


تجمع جعلي

ميدان داري تندروترين لايه هاي محافظه کاران در مانور تبليغاتي نهم دي ماه هدف اين مانور را روشن تر مي کند. سال گذشته "احمد علم الهدي" امام جمعه موقت مشهد سخنراني تجمع کنندگان در اين روز را به عهده داشت و ادبيات هتاکانه وي عليه معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوري نشانه اي واضح از دشمني حکومت با مخالفانش به شمار رفت. علم الهدي در جمع نيروهاي هوادار حکومت، معترضان را "يک مشت گوساله و بزغاله" ناميد و اعتراض آنها عليه حکومت را به جنگ حزب شيطان با حزب الله تعبير کرد. اظهارات او در شرايطي ابراز مي شد که سه روز قبل از تجمع سازماندهي حکومت، صدها هزار نفر از شهروندان معترض همزمان با عاشوراي حسيني به خيابان هاي تهران و برخي ديگر از شهرهاي بزرگ آمده و با خشونت بي حد و مرز نيروهاي امنيتي و لباس شخصي هاي وابسته به حکومت روبرو شدند. در جريان تظاهرات عاشورايي شهروندان تهراني بيش از 8 نفر به شهادت رسيدند، صدها نفر بازداشت شدند و هزاران نفر در معرض ضربات باتوم و گاز اشک آور قرار گرفتند.

جمع نهم دي در واقع تلاشي از سوي حکومت براي خنثي کردن اعتراض عاشورايي مخالفان حکومت بود. حکومت در صدد بود تا طنين شعارهايي که به طور مستقيم مشروعيت رهبر جمهوري اسلامي را هدف گرفته بودند خنثي کند و از همين رو سه روز پس از تظاهرات عاشورا تجمعي سازماندهي شده و فرمايشي را ترتيب داد. برگزار کنندگان تجمع 9 دي در پي الگوبرداري از تجمع معترضان نيز برآمدند و از همين رو مسير حدفاصل ميدان امام حسين تا ميدان آزادي يعني دقيقا همان مسيري که توسط معترضان انتخاب شده بود را برگزيدند. انتخاب اين مسير اما اسباب رسوايي حکومت شد. علي رغم تبليغات وسيعي که نهادهاي حکومتي براي آوردن سه ميليون جمعيت به خيابانها در روز نهم دي انجام داده بودند منابع مستقل ميزان جمعيت را در بهترين حالت حدود 150 هزار نفر تخمين زدند که تمرکز آن در حوالي ميدان انقلاب تهران قرار داشت. در خيابان آزادي تنها تا تقاطع خيابان نواب جمعيت ديده مي شد و در خيابان انقلاب هم تنها تا چهار راه ولي عصر تجمع کنندگان به صورت پراکنده حضور داشتند، بقيه اين مسير خالي از جمعيت بود. آوردن اين تعداد از جميعت نيز به واسطه اجبار ادارات دولتي و اعزام بسيجيان شهرستاني به تهران ميسر شده بود. در کنار مسير تجمع صدها اتوبوس اعزامي از شهرستان ها نيز قرار داشت که به خودي به خود سازماندهي شدن اين تجمع را گواهي مي داد. به کارکنان برخي ادارات دولتي هشدار داده شده بود که اگر در مراسم شرکت نکنند به قسمت حراست اداره معرفي مي شوند. برخي ادارات نيز براي ترغيب کارمندان خود به شرکت در تجمع وعده هاي تشويقي به آنها داده بودند. تنها در يک نمونه سرويس اياب و ذهاب کارخانه هاي ايران خودرو و سايپا موظف شده بودند که براي تجمع نهم دي 30 دستگاه از ناوگان اتوبوس خود را به همراه کارکنان اين کارخانه ها به محل اعزام کنند. بنابر برخي گزارشها نهادهاي برگزار کننده اين تجمع حتي برخي زنان خياباني را نيز به خدمت گرفته و با پرداخت مبالغي، اين افراد را به محل تجمع آورده بودند. در کنار اين موارد کانتينرهاي حامل کيک و سانديس که در جاي جاي مسير تعبيه شده بودند به افراد حاضر در اين مراسم سرويس مي دادند. برخي اعضاي شبکه اجتماعي جنبش سبز با گرفتن عکس ها و فيلم هاي غيررسمي از اين تجمع و قراردادن آن بر روي شبکه اينترنت زوايايي مهم از سازماندهي مراسم نهم دي را برملا کردند. انتشار عکس هايي که هواداران حکومت را در تقلا براي دريافت سانديس و کيک از کانتينرها نشان مي داد بازتاب گسترده اي در فضاي مجازي پيدا کرد و برخي از کنشگران جنبش را برآن داشت تا به کنايه از اين تجمع به عنوان " حماسه کيک و سانديس" ياد کنند. در يکي از نوشته هاي هواداران جنبش سبز براي تقبيح تجمع سازماندهي شده نهم دي آمده بود که " ديدن آدمهايي که براي گرفتن سانديس و کيک بالا و پايين مي پرند، پاي همديگر را لگد مي کنند و به هم فحش ناموسي مي دهند آن هم درست سه روز پس از آن که در اين خيابان ها از روي هموطنانم با اتومبيل رد شدند، خونشان را روي سنگفرش ها ريختند و با باتوم و گاز اشک آور و پنجه بوکس به جانشان آمدند نفسم را تنگ مي کرد و روحم را چنگ مي زد."

cid:image002.png@01CBA7B5.CABAA5A0

--------------------------------------------