۱۳۸۸/۱۲/۱۶

مهندسي كردن سخنان سردار رويانيان در مورد سهميه سوخت سال 89



رئیس ستاد حمل و نقل و مدیریت مصرف سوخت کشور گفت: سهمیه بنزین سال 89 سه سهمیه 60 لیتری بود که برای آسایش مردم در نوروز 80 لیتر به آن اضافه کردیم ، ايشان كمال وقاهت كه البته مختص سران حكومت اسلامي است دلايل خود را چنين عنوان نمودند كه : طبق قانون سهمیه سال 89 باید نسبت به سال 88 کمتر باشد، گفت: نمی‌خواستیم مردم دچار نگرانی شوند و به همین دلیل برای جلوگیری از سودجویی برخی از افراد، سهمیه ‌ای را اعلام کردیم که حداقل مشکل پیش آید ، ايشان فراموش كرده اند كه خود بزرگترين مشكل هستند ، ايشان در حالي سخن از جلوگيري از مشكل به ميان آورده اند كه خود به ايجاد مشكل پرداخته اند .
بنزين ماهيانه 60 ليتر خود بي احترامي به مراتب بدتر از 20 ليتر سهميه بنزين براي نوروز است كه توسط ايشان اعلام شده است ، شوربختانه ايشان همواره عادت كرده اند كه به شعور مردم ايران زمين بي احترامي كنند ، البته اين نيز مختص سردمداران حكومت اسلامي است كه مردم ايران را با شعور پايين فرض ميكنند ، غافل از اينكه يكي از با شعورترين مردم دنيا
مردم خوب ايران هستند و نمونه بارز آن را نيز در حوادث پس از انتخابات ديديم كه به خوبي به مقابله با ديكتاتوري و كودتا برخواسته اند و كنترل بحران در دستان اين مردم است.
آقاي رويانيان همچون رئيس جمهور دروغگويش اينگونه ادامه ميدهد : سهمیه بهار89 سه سهمیه 60 لیتری بود و برای آسایش مردم 80 لیتر را هم برای ایام عید اضافه کردیم، اما متاسفانه برخی از رسانه‌ها با این استدلال که سهمیه سه دوره 80 لیتری است، بنزین عید را 20 لیتر اعلام کردند در حالی که این برداشت اشتباه بود ، در جواب ايشان بايد گفت برداشت رسانه ها نادرست نبود بلكه اعتراضات مردم با شعور ايران زمين باعث اين گرديد كه شما بصورت كاملا دستپاچه به حساب دودوتا چهارتا كردن سهميه بنزين بتوانيد راهي براي برون رفت از اين گفته خود باشيد.
اين كه در اين حكومت هرگز كسي جرات اين را ندارد كه بگويد من اشتباه كردم و همواره به توجيه ميپردازند چيز تازه اي نيست ، همانگونه كه رهبر حكومت اسلامي در روزهاي نخست پس از انتخابات اگر روزهاي بعداز آن را پيش بيني ميكرد هرگز از دولت كودتا حمايت نمينمود اما هرگز در اين حكومت كسي جرات اين را ندارد كه بگويد من اشتباه كردم و راه توجيه را خوب بلد هستند اما توجيه فقط سبب بي اعتمادي بيشتر مردم به حكومت ميشود كه در حال حاضر اعتماد غاطبه مردم به اين حكومت به نزديكي هاي صفر رسيده است و فقط اندك طرفداراني سانديس خور باقي مانده اند كه بدون شك با اين قضايا و گراني احتمالي پيش رو آن تعداد اندك طرفداران نيز روي به سوي جنبش سبز خواهند آورد.
اما نكته جالب توجه در سخنان اين سردار سپاه ( همچون ديگر سرداران سپاهي قدرت طلب و نه قشر عظيم سپاهيان عزيز كه جزو قاطبه بزرگ مردمي هستند) اين است مه ايشان فرموده اند طبق قانون به كاهش سهميه سوخت مبادرت ورزيده اند !؟ كدام قانون ؟ قانون خود نوشته ؟ (خود گويي و خود خندي ) شكي نيست كه با اين روشهاي حكومت اسلامي در تعيين سوخت ، گراني و ايجاد تورم به صورت سقوط آزاد در سراشيبي سقوط قرار گرفته است ، بي گمان بايد سال 89 را سال بحرانهاي پياپي براي حكومت اسلامي عنوان نمود.


۱۳۸۸/۱۲/۱۵

20 ليتر سهميه نوروزي بنزين ، بي احترامي به شعور مردم است



حكومت اسلامي ايران در يك اقدامي (سنجيده يا نسنجيده) براي مسافران نوروزي 20 ليتر بنزين اختصاص داد. با سنجيده بودن يا نبودن آن كار نداريم هرچند اين حكومت هيچ كار سنجيده اي انجام نداده است ، چه رسد به اختصاص دادن بنزين براي مسافران نوروزي ، اين حركت در حالي انجام شد كه به شدت از سوي حتي طرفداران رژيم مورد انتقاد قرار گرفت ، اينكه اين حكومت تا به اين اندازه به شعور مردم بي احترامي مي كند چيز تازه اي نيست ، چراكه قبلا نيز در برنامه هاي صدا و سيماي حكومت اسلامي شاهد آن بوده ايم كه چگونه به شعور مردم بي احترامي نموده است ، (نمونه بارز آن اينكه مردم در خيابانها چيزي ديگر را مي ديدند و در تلويزيون حكومتي اخبار تحريف شده ، كه همگي اينها بي احترامي به شعور مردم ايران است ) .
به شهادت رسيدن ندا آقا سلطان ، ساختن يك خانواده تخيلي براي شهيد ترانه موسوي ، ساختن سناريو براي شهيد عليرضا توسلي كودك دوازده ساله اي كه در بهشت زهرا توسط نيروهاي امنيتي كشته شد. و يا بسياري ديگر از اين قبيل و يا ساختن فيلم ظهر عاشورا ، و اين آخري ها هم كه ماراي فيلم شب 24 خرداد كه توسط حكومت ، فيلم تحريف شده عنوان گرديد.
در خبري چني پيش عنوان نموده بوديم كه حذف يارانه ، پايان شيشه عمر حكومت اسلامي است ، چيزي كه هست با اين روش ايجاد سهميه بنزين و همچنين نرخ جديد سوخت شكي نيست كه اين حكومت به سمت سقوط پيش ميرود ، اما اين كه اين حكومت خود به دست خود در حال تدارك براي نابودي خويش است ، جاي تعجب دارد ، چگونه است كه اين چنين عنان اختيار از كف داده ، فرض را بر اين ميگيرند كه اگر خود سر خود را در برف نمايند تا چيزي نبيند ، تمامي مردم ايران چيزي نخواهند ديد.
حكومت اسلامي براي اين مردم كه بي شك جزو با شعور ترين مردم دنيا هستند 20 ليتر سهميه نوروزي بنزين تعيين كرده است. به گمان خويش لطف كرده اند در حق مردم ايران ، در حالي كه اين خود نوعي بيشرمي و وقاهت و به نوعي بي احترامي به شعور مردم ايران است ، دوستي ميگفت مردم ميتوانند حداكثر تا شاه عبدالعظيم به مسافرت نوروزي بروند!؟
بي گمان اين طرز تفكر حكومت اسلامي در مورد سهميه سوخت همچون ديگر مديرت هاي حكومت ،‌ عدم احترام به مردم ، عدم ‌توجه به درك بالاي ايشان است.

۱۳۸۸/۱۲/۱۱

بالاتريني بودن يا نبودن ؟ مسئله اين اين است


فروردين ماه سال هشتادوشش بود كه با سايت بالاترين شروع به كار كردم در آن موقع سايت هاي ديگري هم بودند مثل سايت بازنگار ، اما به هرجهت با بالاترين راحت تر بوديم. در آغاز كار نيز دوستان بسيار خوبي پيدا كرديم دوستاني همچون آه با نام كاربري aaah123 و ساحل با نام كاربري _sd_ و يا امير با نام كاربري amirreza و يا يوزپلنگ ، گالوا، جوجوطلا ،‌روودرانر ، آزاده پورتاش ، مردآريايي ، پرشيان ، آريوبرزن ، شاتوت ، 122333 ، جرمني ، لونا ، سالور ، پرواز66 ، اولاد ، بيداد، ساناز، فرزاد، كمانگير ، فضولباشي ، انتظار، كرگدن ، اصلاحات ، پوريا ، راتزل ، رضا و خيلي دوستان ديگر ، كه شوربختانه بسياري از اين دوستان ديگر نيستند ، دوستاني كه در دنياي مجازي بالاترين گرد هم جمع شده بودند و محيطي بسيار دوست داشتني براي خود فراهم نموده بودند و به تبادل لينك و اطلاعات مي پرداختند ،
البته عدهاي از طرفداران جكومت اسلامي هم بودند اما تعدادشان بسيار اندك بود افرادي همچون جمهوري اسلامي , بعدها محرم نيز به آنها اضافه شدند ايشان افرادي بودند كه عليرغم آنكه طرفدار حكومت اسلامي بودند اما انتقادپذير نيز بودند و در ادامه افرادي همچون پورچالويي ها با آي دي هاي ديگر و البته به صورت تهديدكننده تر به لينك دهندگان هشدار ميدادند اما با همه اين احوالات دوستي هاي مجازي در دنياي بالاترين همچنان ادامه داشت اما چند وقتي است كه در بالاترين اتفاقاتي ناخوشايند رخ داده است ، عده ناي اشناخته به قصد تخريب و ايجاد اختلاف ميان اعضاي بالاترين با روشهاي متفاوت پرداخته اند و جاي بسي شوربختي است كه مديريت بالاترين نتوانسته است به اين موضوع پي ببرد البته نبايد زحمات ايشان نيز در تهيه اين سايت فراموش شود.
به عنوان مثال ميتوان روشهاي زير را عنوان نمود:
1 - دادن راي هاي منفي به لينكهاي خوب جهت عدم داغ شدن اينگونه لينكها.
2 - دادن لينكهاي معمولي و غير مهم پياپي بعداز لينكهاي مهم و فرستادن لينكهاي مهم به صفحات دوم و يا حتي سوم.
3 - به حاشيه راندن كاربران پركار و ايجاد اختلاف ميان كاربران با ساختن اختلاف قرمز و آبي
4 - ساختن گروه هاي پان تركيسم و غيره كه ايجاد تفرقه ميان اتحاد دوستان بالاتريني شوند.
5 - ساختن گروه هاي تندروي ضد حكومتي براي تخريب افرادي همچون خاتمي ، موسوي و كروبي.
6 - ساختن فضاهايي جهت بي احترامي به اديان و خصوصا اسلام تا مسلمانان طرفدار جنبش سبز از اين جنبش روي گردان شوند.
حال بايد ديد چگونه اين گروه ها موفق به ايجاد چنين فضايي شده اند؟
بنده به شخصه هر هفته 20 تا 30 ايميل دريافت ميكردم كه درخواست دعوتنامه جهت بالاترين نموده بودند ، ايشان كه با ظاهري طرفداي مردمسالارانه و مخالف حكومت اسلامي قدم به پيش گذاشته بودند در نهايت باطن خويش را نمايان ساختند و نتوانستند از بهشت دعوتنامه بالاترين دريافت كنند. شكي نيست كه اين افراد با اين طرفند توانسته اند از بسياري از كاربران بالاترين دعوتنامه دريافت كنند.
حال بايد ديد راهكار چيست ؟
1 - به تحريم بالاترين اقدام كنيم و ديگر به سراغ آن نرويم.
2 - همچون گذشته دوباره دوستان گرد هم جمع شوند و در اين فضاي مجازي به تبادل لينكها بپردازند.
3 - همگي به سايت دنباله كوچ كنيم.
اگر فرض اول را اجرا كنيم دقيقا خواسته حكومت اجرا شده است.
اگر فرض دوم را اجرا كنيم هماني است كه الان هستيم اما اين لازمه اش اين است كه مديران بالاترين هم در يك عمليات گسترده به جمع آوري افراد حكومت اسلامي پرداخت و آنها را از ديگر افراد حقيقي جدا كنند.
اگر فرض سوم را هم اجرا كنيم كه خوب بايد مراقب باشيم كه اين بلايي كه بر سر بالاترين رفته است بر سر دنباله نيايد.

در خاتمه براي تبادل اطلاعات يك گروپ تهيه شود و در آن گروپ به تبادل افكار بپردازيم و تنها به دوستان آشنا اجازه عضويت در آن بدهيم و در آن به نتيج گيري بپردازيم مثلا لوناي عزيز و يا خود روودرانر و يا جرمني و يا يوزپلنگ يكي مديريت اين گروپ را قبول كند و در آن به تبادل اطلاعات بپردازيم تا به يك نتيجه گيري كلي برسيم. البت بنده ايميل تعدادي از دوستان را دارم كه در صورت صلاحديد خود دوستان صاحب ايميل ميتوان آن را در اختيار عموم دوستان عزيز و شناخته شده بالاترين قرار داد
منتظر حضور گرم شما و تبادل افكار هستم
st.behesht@yahoo.co.uk



۱۳۸۸/۱۲/۰۸

به بهانه پخش فيلم حمله به كوي دانشگاه



در روزهايي كه در ايران بودم اين فرصت فراهم شد كه حداقل در تعدادي از راهپيمايي ها شركت كنم ، يكي از اين راهپيمايي ها راهپيمايي ميليوني روز 25 خرداد بود. در اين روز سيل خروشان مردمي عظمت جنبش سبز را نشان داد. و درهمين روز بود كه لرزه بر اندام تاروپود پوسيده حكومت اسلامي انداخت. در اين روز در كنار جمعيت مردمي تعداد بسيار زيادي از دانشجويان هم شركت داشتند. در دست تعدادي از اين دانشجويان پلاكاردي بود با اين مزمون " ديشب در كوي دانشگاه جنايت شد" به اين نوشته توجه كرديم و شنيده بوديم كه به كوي حمله شده بود اما هرگز در تصور خويش ابعاد اين حمله را متصور نبوديم ، نميدانستيم كه ديوصفتان شبانه بر خوابگاه عده اي دانشجوي جوان و كم سن و سال حمله بردند و كانون گرم دانشجويي را با صحنه نبرد اشتباه گرفته و شادمانه نعره پيروزي سر ميدهند. زهي خيال باطل ، خداوند چه زود رسوا ميكند دروغگويان را.
ديو سيرتان ، با نام مولا علي به كانون گرم دانشجويان حمله كردند ، به خوابگاه دانشجويان ، كساني كه جوينده علم دانش هستند ، جوينده آزادي و آزادگي نوع بشر هستند حمله ور شدند. چه كساني به اين كانون حمله ور شدند ؟ كساني كه مخالف آزادي و آزادگي هستند. ديو سيرتان با شعار يا حسين حمله كردند به اين كانون گرم دانشجويي و فراموش كردند شعار امام حسين را كه : اگر دين نداريد لااقل آزاده مرد باشيد.
ايشان نه دين داشتند و نه آزاده مرد بودند. چراكه در شب در تاريكي و در عين ناجوانمردي به تعدادي دانشجوي بي دفاع حمله ور شدند. با نيروهاي نظامي سرتاسر مسلح و مجهز با نيروهاي يگان ويژه پاسدار و به فرمان سردار رجب زاده و با اجازه فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران.
ياد شاعر زنده ياد پروين اعتصامي افتادم در شعر :

کارها کردند، اما پست و زشت

ساختند آئینه‌ها، اما ز خشت

تا که خود بشناختند از راه، چاه

چاهها کندند مردم را براه

روشنیها خواستند، اما ز دود

قصرها افراشتند، اما به رود

قصه‌ها گفتند بی‌اصل و اساس

دزدها بگماشتند از بهر پاس

جامها لبریز کردند از فساد

رشته‌ها رشتند در دوک عناد

درسها خواندند، اما درس عار

اسبها راندند، اما بی‌فسار

دیوها کردند دربان و وکیل

در چه محضر، محضر حی جلیل

شك ندارم كه ابعاد واقعه بسيار وسيع تر از آني بوده است كه در اين ويدئو به نمايش در آمده است و شك ندارم كه پس از پيروزي سبز ها ابعاد اين واقعه

۱۳۸۸/۱۲/۰۱

اي كه بر روي ماه چنگ زدي باش تا صبح دولتت بدمد




پس از پايان روز 22 بهمن حكومت اسلامي در حالي كه به شدت سعي داشت با قطع اينترنت ، شبكه هاي ماهواره اي ، كنترل تلفنها و اختلال در موبايل ها ،‌ مردم را در بي خبري قرار دهد و خود به اخبار خود خواسته اقدام كند ، اما هرگز باز هم نتوانست كه موفق شود و پيروز اين ميدان سبز ها بودند ، مردماني كه با خلوص نيت پاي به ميدان نهادند و در مقابل ديكتاتوري اعتراض نمودند ، اما چيزي كه باعث شد عليرغم فيلترينگ شديد اينترنت به وقوع بپيوندد ، يكي عكسهاي گوگل بود كه نشان ميداد ، حكومتي كه در راي ها دزدي و تقلب كند در راهپيمايي هم دزدي و تقلب ميكند. عكسهاي گوگل را همه در سرتاسر ايران ديدند و به دروغگويي هاي ايم حكومت بيشتر باور پيدا كردند عكس ها دست به دست چرخيد و در تمامي ايران كسي نبود كه عكسها را نديده باشد. ر اين عكسها به وضوع گازهاي اشك آور شليك شده توسط حكومت در ميدان آرياشهر نمايان است.
اما از طرفي قطعه شعري از شجاع مرد ايران زمين محمدرضا عالي پيام بود كه روحيه بخشترين ويدئويي بود كه به جنبش سبز انرژي داد ؛ بايد به اين مرد بزرگ كه آستانه 22 بهمن به مردم ايران روحيه داد درود فرستاد . براستي شجاعتي مثال زدني دارد كه در چنين روزهاي سرد و پاييزي چنين سخناني را بر زبان جاري ساخت،
از طرفي حكومتي كه در حداقل ترين امور خود درمانده است و با تقلب بر روي كار آمده است چاره اي جز دزدي تصاوير راهپيمايي نداشت و عجبا كه در بديهي ترين حالت دروغ را سرلوحه كار خويش كرده اند و رهبر حكومت نيز در تصورات خويش ، اين روز 22 بهمن را به روز پيروزي !؟!؟ قلمداد ميكند زهي خيال باطل ، شك نداشته باشيد كه مردم ايران راه خويش را شناخته اند و به هيچ دسته ، گروه و حزبي هم وابسته نيستند و خوبي اين جنبش سبز همين اين است كه به هيچ كسي وابسته نيست و واامدار كسي هم نيست و از همه مهمتر اينكه رهبر اين جنبش خود مردم هستند.
سيماي حكومتي ضرغامي هم عليرغم تمامي هم و غم خويش نتوانست دروغ هايش را به مردم ثابت كند و در بين مردم در پايينترين سطح محبوبيت قرار گرفته است. چندي پيش با يكي از قضات دادگستري كه براي انجام امري به خارج آمده بود در مورد صدا و سيما صحبت ميكردم وي گفت اين صدا و به حدي دروغ گفته است كه حتي وقتي فوتبال نشان ميدهد من شك ميكنم كه نكند گلي رد و بدل نشده است و صدا و سيما به دروغ اين صحنه را نشان ميدهد.
مي بينيد حتي افرادي كه خود در داخل نظام هستند نيز به سيماي حكومتي خود مشكوك هستند صدا و سيمايي كه سراسر دروغ و ريا كاري است حتي مورد توجه خودي ها نيست چه رسد به مردم ايران زمين كه مردمي آگاه و بينا هستند با درك و شعور بسيار. مردم نيك ميدانند كه پيروز هستند و خاكريز 22 بهمن را نيز فتح كردند چراكه در اين روز حكومت مجبور شدند با نيروي نظامي خود در 22 بهمن حاضر شوند ، روزي كه برايشان همچون روزهاي عاشورا ، قدس ، 13 آبان و ... ديگر روزها به تسخير جنبش سبز در آمد راستي خاكريز چهارشنبه سوري نيز در راه است ، و بنا به سخنان گهربار استاد عالي مقام :
"اي كه بر روي ماه چنگ زدي باش تا صبح دولتت بدمد"




۱۳۸۸/۱۱/۱۹

آيا حكومت اسلامي از ترس مردم سبز روز ولنتاين را تعطيل ميكند ؟



22 بهمني فراي 22 بهمن هاي 30 سال گذشته در راه است. شوري در راه است ، عشقي برپا است. عشق مردم سبز ايران زمين براي رهايي از چنگال ظلم و ستم ، براي آزادي براي رسيدن به پيروزي فقط يك يا حسين باقيست ، اين فتح فتح الفتوح است ، فتح اين سنگر ،‌فتح اين خاكريز براي جنبش سبز بسيار مهم است ، چه بسا كه اين خاكريز آخرين نقطه باشد، در مقاله پيشين به نقل از فرمانده سابق سپاه محمد عنوان شد كه :
در روز عاشورا جلسه اي در مقرر سپاه محمد در اتوبان همت برگزار گرديد ، علاوه بر خود سرلشگر جعفري آمده بود ، آقاي قاليباف هم آمده بود سرتيپ عراقي و سرتيپ همداني صحبت ميكردند ،‌ سرلشگر جعفري رو به حضار حاضر در جلسه كرد و گفت شما اختيار داريد به روي همه دشمنان شليك كنيد ، آقاي قاليباف از اين حرف ناراحت شد و گفت دشمني در خيابان ها وجود ندارد آنها مردم هستند ، سرلشكر جعفري نخواست موضوع ادامه پيدا كند و ختم جلسه را اعلام كرد. از جلسه كه بيرون آمديم فرماندهان به همديگر نگاه بهت زده ميردند ، بايد شليك كنيم ؟ به سوي مردم ؟ اين سوالي بود كه در ذهم تك تك فرماندهان نقش بسته بود . سرگرد "ف ت" از من پرسيد واقعا بايد شليك كنيم ؟ من گفتم نميدانم سرگرد "ف ت" گفت من بچه ها را ميفرستم بروند خانه ، من هم گفتم همين كار را ميكنم از همديگر كه جدا شديم رفتيم به سمت نيروهاي خود ، آماده شديم و ا ماشين به بيرون رفتيم ، همت را به سمت غرب رفتيم و در ادامه به كناري نگه داشتيم و از بقيه افراد خواستم كه بايستند ، ترس و اضطراب را در چهره تك تك افرادم ديدم ، به آنها گفتم خيالتان راحت ما براي كشتن مردم پاسدار نشده ايم ، و به آنها گفتم كه به خانه هاي خود برويد از سه روز قبل در آماده باش 100% بوديم و همگي دلتنگ خانواده ، همگي به خانه هايمان رفتيم. طرفهاي عصر بود كه فهميدم از 1500 نفري كه از سپاه محمد رسول الله قرار بود به مركز شهر تهران برود ، 93 نفر بيشتر به ميدان آزادي نرسيده بودند و بقيه فرار را بر قرار ترجيح داده بودند. تا بر روي مردم شليك نكنند. از او در مورد اينكه آيا 22 بهمن آخرين سنگر است سوال كردم ، وي پاسخ داد: به درستي نميدانم ، اما چيزي كه هست اختلاف چند دستگي در ميان نيروهاي نظامي زياد است ، پليس به تنهايي نميتواند در مقابل مردم صف آرايي كند و از سپاه و بسيج و نيروهاي مزدور استفاده ميكند هرچند درميان خود پليس و بسيج هم چند دستگي بوجود آمده و حتي مزدوران هم ديگر ميترسند به مقابله با مردم بپردازند مشكل حكومت اينجاست كه مردم ديگر نميترسند از مرگ نميترسند ، شكنجه نميترسند و ابايي از كشته شدن و يا زنداني شدن ندارند و به گمان حكومتي كه مردمانش كاسه صبرشان لبريز شود توان ادامه حكومت ندارد و هر آن ممكن است سرنگون شود. وي به مردم توصيه كرد : براي آنكه نيروهاي حكومتي به سمت مردم هجوم نياورند مردم بايد در دسته هاي پر شمار به ايستگاههاي پليس بروند و آنها را به تسخير خود در آورند و سپس به سمت مراكز صدا و سيماي شهر بروند وي در انتها براي مردم جنبش سبز آرزوي موفقيت نمود و گفت يروزي نزديك است.
ملاحظه ميكنيد كه مردم ديگر از حكومت نميترسند اين حكومت اسلامي است كه از مردم ترسيده است ،‌اين را ميتوان در سخنان رهبر حكومت اسلامي ،‌در سخنان رئيس حكومت اسلامي ، بسياري از امامان نماز جمعه ها ، فرماندها و سران نهادهاي مختلف حكومتي ديد. نمونه بارز آن را هم از سخنان سردار قاسمي فرمانده قرارگاه خاتم النبيا در دانشگاه علم و صنعت ديد.
همچنين در در ادامه مقاله با خبرنگار و كارشناس امور خاورميانه خانم "آن آپل باوم" در مورد بحران ايران سوال شد كه ايشان نيز حرفهاي جالبي زدند كه عبارت بود از :
ايران شايد بدترين روزهاي 30 اخير خود را پشت سر ميگذارد ، نميدانم چه ميشود ؛ هر اتفاقي ممكن است كه روي دهد ، اما با توجه به اتفاقات چند روز اخير ممكن است كه بخوهاند آقاي احمدي نژاد را قرباني كنند تا آاي خامنه اي ماندگار شود. البته نميتوانم به درستي بگويم چون از طرفي آقاي احمدي نژاد دراين توهم است كه با سركوب بيشتر ميتواند حكومت را كنترل كند اما اين را نميداند كه سركوب بيشتر دامنه اعتراضات را بيشتر ميكند از بدشانسي آقاي احمدي نژاد اطرافيانش هم مثل خودش در توهم هستند يا براي خوش آمد آقاي احمدي نژاد تملقش را ميگويند. از آن پرسيدم چقدر احتمال وجود دارد كه اين حكومت به زمان قبل از انتخابات برگردد ؟ وي گفت : در حال حاضر اصلا الان ديگر خيلي دير شده است مردم در ابتدا در همان ماههاي اول انتخابات ممكن بود به كم راضي شوند اما الان ديگر مطالبات آنها بسيار زياد است چون خون داده اند ؛ در كشورهاي خاورميانه هنگامي كه خوني ريخته ميشود سخت بتوان اوضاع را برگرداند اما در ايران خونهاي بسيار ريخته شده است حرمتهاي بسياري از مردم شكسته شده است و بسياري زنداني شكنجه و كشته شده اند و بعيد ميدانم اوضاع به حالت قبل برگردد. از آن پرسيدم نهايتا چقدر اين حكومت ميتواند دوام بياورد؟ وي گفت : اصلا نميتوان براي آن زمان خاصي مشخص كرد شايد 10 روز ديگر شايد يك ماه و شايد هم بيشتر اما شك ندارم كه به سال نميرسد.

مشاهده ميكنيد كه اين كارشناس برجسته نيز به اين نتيجه رسيده است كه حكومت دوران پاياني خود را سپري ميكند. اتفاقا با مشاهده اين روزها و مقايسه آن با دوران سالهاي 56 و 57 به اين نتيجه نيز ميتوان رسيد.
همچنين در اين مقاله اشاره شده است به سخنان آقاي جيمز فولي معاون وقت وزيرامورخارجه آمريكا در مورد وقايع اخير ايران كه ايشان نيز در سخنان خود گفتند :
امريكا به دقت مسائل ايران را زير نظر دارد . در آمريكا حقوق بشر از اولويت هاي دولت است و براي ما فرقي نميكند كه بشر در كجا باشد در آمريكا دراروپا و يا در خاورميانه ما ميخواهيم كه حقوق بشر در همه جا رعايت شود. و شك نداشته باشيد كه حقوق بشر را فداي بحران هسته اي ايران نخواهيم كرد. وي در مورد طرز نگرش آقاي اوباما گفت : اتفاقا آقاي اوباما به نظرم تقريبا دارد برخورد خوبي با دولت ايران ميكند. اما جا براي مقابله بهتر با دولت ايران وجود دارد. وي گفت ه نظرم برخورد فرانسه بسيار بهتر از آمريكا بوده است و در حال حاضر فرانسه پيشگام حمايت از جنبش سبز مردم ايران بوده است و به گمان آمريكا از فرانسه غقب افتاده است. از آقاي فولي در مورد اينكه آيا اين جنبش به پيروزي ميرسد يا نه و اگر جواب مثبت است كي به وقوع مي پوندد سوال كردم وي پاسخ داد : شك نداشته باشيد حكومتي كه مردم را نداشته باشد حكومت نيست و دوام چنداني ندارد اساس و پايه هاي حكومت ها مردم هستند اگر مردم حكومتي را نخواهند حتي اگر ابرقدرت ترين هم باشد پايه هاي حكومتش سست شده واز درون نابود ميشود نمونه بارز آن را هم ميتوان شوروي سابق عنوان كرد. در حال حاضر مشروعيت دولت ايران به كمتر از 1 درصد رسيده است ما اين آمار را با توجه به آمار كارشناسانمان به دست آورده ايم ، با مشروعيت كمتر از 30 % نميتوان حكومت كرد و خودتان ببينيد مشورعيت اين حكومت را. به علت مشغله فراوان آقاي فولي اين مصاحبه را حاتمه دادم در هنگام خروج آقاي فولي براي جنبش سبز مردمي ايران آرزوي موفقيت نمودند.
مشاهده ميكنيد كه اين سياستمدار برجسته آمريكايي هم با توجه به شواهد و قراين موجود ، براي حكومت اسلامي آينده خوبي پيشبيني نميكند ، تمامي اين سخنان نشان از آن دارد كه حكومت اسلامي ديگر تواني براي ادامه ندارد.
از طرفي شنيده ها از داخل ايران حكايت از آن دارد كه حكومت سعي دارد تا با توجه به اينكه 22 بهمن در روز پنج شنبه است و فرداي آن نيز جمعه كه باز هم تعطيل است و شنبه راهم كه 28 صفر است و تعطيل است و دوشنبه را هم كه وقات امام رضا است و باز هم تعطيل است روز يكشنبه 14 فوريه كه روز ولنتاين هست را هم تعطيل كند تا مردم در شهرها نمانند و به مسافرت بروند تا 22 بهمني آرام داشته باشند ، اما از طرف بسياري از سيستمداران داخل نظام اعتراض شده است كه روز ولنتاين را نبايد تعطيل كرد اگرنه ما را غربزده معرفي خواهند نمود. توجه ميكنيد كه حتي در بين خودشان نيز اختلافات بالا است ، حال بايد منتظر ماند كه آيا حكومت اسلامي براي رهايي از سيل عظيم جمعيت و جنبش سبز مردمي روز ولنتاين را تعطيل ميكند يا نه !؟
البته اين احتمال نيز وجود دارد كه حتي در صورت تعطيلي روز ولنتاين ، مردم در روز اول كه 22 بهمن است در تهران بمانند تا جاده ها خلوت شود و در روز جمعه و يا عصر پنج شنبه به مسافرت بروند و اين خود نيز ميتواند انگيزه ايجاد كند كه ايشان در راهپيمايي 22 بهمن نيز شركت كنند
به هرجهت بايد منتظر ماند و ديد كه چه اتفاقي در پيش است و 22 بهمن چه بر سر اين حكومت خواهد آورد


۱۳۸۸/۱۱/۱۴

25 هزار نيروي نظامي و انتظامي در استاديوم آزادي براي چيست ؟


اخبار رسيده از تهران حكايت از آن دارد كه تنها 75 هزار بليط براي بازي دربي فروخته خواهد شد. اين دحالي است كه استاديوم آزادي گنجايش يكصدهزار نفر را دارد. با اين حساب بايد گفت كه چيزي نزديك به 25 هزار نفر مامور حكومتي در استاديوم و در بين جمعيت حضور خواهند داشت اين مقدار نيرو سواي نيروي هايي است كه در نقاط مختلف زمين در اطراف زمين در بيرون از استاديوم و پشت درهاي استاديوم و البته خيابانهاي اطراف مستقر خوهند بود. به قولي ميتوان گفت حكومت اسلامي ، از اين جمعيت عظيم كه همگي نيز قشر جوان هستند و بالقوه توان هرنوع اعتراضي دارند به شدت مي ترسد ، از همه اين ها كه بگذريم ، تهديدهاي سازمان ليگ كه توسط رئيس سپاهي آن سردار عزيزمحمدي عنوان شده را نيز بايد در نظر داشت ،‌ فرمانده يگان ويژه نيز عنوا ننموده اند كه با معترضين به شدت هرچه تمامتر برخورد خواهد شد !؟ آيا اينها همگي نشان از ترس و وحشت حكومت اسلامي از جوانان ندارد ؟
نكته مثبت اين مسابقه براي جنبش سبز اين است كه در اين مسابقه تهراني ها و شهرستاني ها به هم پيوند ميخورند و در كنار هم هستند و اگر شهرستاني ها صداي اعتراض تهراني ها را ببينند در بازگشت به شهر خويش آموزش هاي خود را عملي ساخته و همچون تهراني ها به اعتراض خواهند پرداخت ، چون از تهراني ها ياد گرفته اند كه چگونه بايد اعتراض نمايند. و اين همان ترس بزرگ حكومت اسلامي است يعني انتقال اعتراض از تهران به شهرهاي ديگر.
از طرفي گويا اين انتفل پيش ار بازي دربي رخ داده است چراكه اخبار رسيده از شهرستان لار حكايت از آن دارد كه شهرستان لار به يك پادگان نظامي مبدل شده است و مردم شهرستان لار اما به شجاعت به اعتراضات خود ادامه ميدهند. حتي گذارش شده است كه نيروهاي حكومتي در شهرستان لار توان مقابله با مردم غيور لار را نداشته و از شهرهاي شيراز و بندعباس كمك خواسته اند ، فرماندهي شيراز جواب رد به فرمانده لار داده و عنوان داشته كه خود درگير مردم شيراز مي باشد و نيازمند كمك مي باشد و نه كمك رساندن و لذا فرمانده شهرستان لار دست به دامان فرمانده بندرعباس شده و از او كمك خواسته است و نيروهاي بندرعباسي آماده حمله به شهرستان لار مي باشند.
حال اگر اين اعتراضات به ديگر شهرها هم كشيده شود ، همچون شهر شيراز كه خود در بحران اعتراضات مردمي به سر ميبرد و توان كمك به ديگر شهر ها را ندارد ، خودبخود اين دامنه اعتراضات همه گير ميشود. لذا براحتي ميتوان فهميد كه چرا 25 هزار نيرو در استاديوم آزادي مستقر شده اند تا به مقابله با هرنوع اعتراضي باشند.

۱۳۸۸/۱۱/۱۳

آيا 22 بهمن آخرين خاكريز است ؟



31 سال پيش در چنين روزي ، كه روزهاي بحراني هم بود تهران كه نه ايران در بحران بود ، در آتش بود در دود بود ، اما همچون امسال زمستاني بود با هواي گرم ، در 31 سال پيش هم مردم در ابتدا فقط خوهان تعويض رئيس دولت بودند اما بدليل حمايت شاه از دولت دامنه اعتراضات به نخواستن شاه كشيده شد ، بعداز 31 سال دوباره شاهد هستيم كه مردم ابتدا دولت را قبول نداشتند و آنرا زائيده يك كودتا ميدانستند و اميدوار بودند كه با وساطت رهبر اين دولت غير قانوني كناري گذاشته شود و انتخاب واقعي مردم بر قدرت بنشيند ، اما رهبر دقيقا اشتباه 31 سال پيش شاه را كرد و از دولت حمايت كرد دولتي كه هرگز مورد تاييد مردم قرار نگرفته است ، و همين باعث شده است كه مردم ديگر با دولت كاري نداشته باشند و با قانوني و غير قانوني بودنش هم ديگر كاري نداشته باشند ، حالا مردم مي گويند رهبر را نميخواهند، در بين سالهاي 56 تا 57 شاه جندين و چند نخستوزير را عوض كرد اما مردم در خيابانها شعار ميدادند : " ما ميگيم شاه نميخواهيم نخست وزير عوض ميشه ما مي گيم خ... نميمخوايم پالون خ... عوض ميشه نه شاه ميخوايم نه شاهپور لعنت به هرچي مزدور"
اينروزها چقدر به آن سالها شبيه است ، شاه هم ترسيده بود ، شاه هم اعدامها را افزايش داد ، شاه هم زندانها را پر كرد و به قول امام خميني قبرستانهاي ما را آباد كرد، اينروزها هم قبرستانهاي ما پر شهيدان راه آزادي هستند شهيداني با نام ندا و اشكان و سهراب و يعقوب ومحسن و مصطفي و ترانه و ... شهيداني بي نام و نشان كه شبانگاهان مخفيانه به خاك سپرده شده اند. اما آيا براستي چه اتفاقي افتاده است ؟ چه شده است ؟
چندي پيش مقاله اي تخت عنوان : خاكريزهايي كه به نوبت فتح ميشوند ، اينبار 16 آذر ، يك يا حسين ديگر نوشتيم كه خاكريزها چگونه و نوبت توسط مردم اران فتح ميشوند ، اما به اعتقاد بسياري از كارشناسان فتح سنگر عاشورا سخت ترين و در عين حال پيروزمندانه ترين روز بود. سرگرد " ع الف" (يكي از فرماندهان سپاه محمد رسول الله كه بتازگي و پس از ماجراي عاشورا موفق به فرار از ايران شده است ) : در روز عاشورا جلسه اي در مقرر سپاه محمد در اتوبان همت برگزار گرديد ، علاوه بر خود سرلشگر جعفري آمده بود ، آقاي قاليباف هم آمده بود سرتيپ عراقي و سرتيپ همداني صحبت ميكردند ،‌ سرلشگر جعفري رو به حضار حاضر در جلسه كرد و گفت شما اختيار داريد به روي همه دشمنان شليك كنيد ، آقاي قاليباف از اين حرف ناراحت شد و گفت دشمني در خيابان ها وجود ندارد آنها مردم هستند ، سرلشكر جعفري نخواست موضوع ادامه پيدا كند و ختم جلسه را اعلام كرد. از جلسه كه بيرون آمديم فرماندهان به همديگر نگاه بهت زده ميردند ، بايد شليك كنيم ؟ به سوي مردم ؟ اين سوالي بود كه در ذهم تك تك فرماندهان نقش بسته بود . سرگرد "ف ت" از من پرسيد واقعا بايد شليك كنيم ؟ من گفتم نميدانم سرگرد "ف ت" گفت من بچه ها را ميفرستم بروند خانه ، من هم گفتم همين كار را ميكنم از همديگر كه جدا شديم رفتيم به سمت نيروهاي خود ، آماده شديم و ا ماشين به بيرون رفتيم ، همت را به سمت غرب رفتيم و در ادامه به كناري نگه داشتيم و از بقيه افراد خواستم كه بايستند ، ترس و اضطراب را در چهره تك تك افرادم ديدم ، به آنها گفتم خيالتان راحت ما براي كشتن مردم پاسدار نشده ايم ، و به آنها گفتم كه به خانه هاي خود برويد از سه روز قبل در آماده باش 100% بوديم و همگي دلتنگ خانواده ، همگي به خانه هايمان رفتيم. طرفهاي عصر بود كه فهميدم از 1500 نفري كه از سپاه محمد رسول الله قرار بود به مركز شهر تهران برود ، 93 نفر بيشتر به ميدان آزادي نرسيده بودند و بقيه فرار را بر قرار ترجيح داده بودند. تا بر روي مردم شليك نكنند. از او در مورد اينكه آيا 22 بهمن آخرين سنگر است سوال كردم ، وي پاسخ داد: به درستي نميدانم ، اما چيزي كه هست اختلاف چند دستگي در ميان نيروهاي نظامي زياد است ، پليس به تنهايي نميتواند در مقابل مردم صف آرايي كند و از سپاه و بسيج و نيروهاي مزدور استفاده ميكند هرچند درميان خود پليس و بسيج هم چند دستگي بوجود آمده و حتي مزدوران هم ديگر ميترسند به مقابله با مردم بپردازند مشكل حكومت اينجاست كه مردم ديگر نميترسند از مرگ نميترسند ، شكنجه نميترسند و ابايي از كشته شدن و يا زنداني شدن ندارند و به گمان حكومتي كه مردمانش كاسه صبرشان لبريز شود توان ادامه حكومت ندارد و هر آن ممكن است سرنگون شود. وي به مردم توصيه كرد : براي آنكه نيروهاي حكومتي به سمت مردم هجوم نياورند مردم بايد در دسته هاي پر شمار به ايستگاههاي پليس بروند و آنها را به تسخير خود در آورند و سپس به سمت مراكز صدا و سيماي شهر بروند وي در انتها براي مردم جنبش سبز آرزوي موفقيت نمود و گفت يروزي نزديك است.(بابت مصاحبه فوق بايد ازكلنل سارا جسيكا اوزبورن بايد تشكر كرد كه امكان مصاحبه با اين فرمانده ايراني به ما دادند)
از سخنان اين فرمانده سپاه چنين بر مي آيد كه ريزش عظيمي در بين نيروهاي نظامي در راه است ، نظاميان حاضر به تيراندازي به سوي هم ميهنان خود نيستند و اين كار را براي بقاي حكومت سخت ميكند ،‌ در روز عاشورا سران حكومت ديدند كه تهران به دست جنبش سبز در آمد ،‌نيروهاي پليس به دست مردم دستگير شدند و بسياري از مزدوران لباس شخصي توسط مردم خشمگين كشته و يا زحمي شدند و هنگامي كه اين خبر به رهبر رسيد بلادرنگ با هليكوپتر به سمت پادگان نظامي الزهراي قم رفت تا در صورت بروز ريز در بعداز شهر عاشورا از دست مردم در امان باشد ، آقاي خامنه اي حتي تا سه روز بعداز عاشورا را هم به تهران نيامد تا اوضاع تهران كاملا به آرامش برسد. فرماندهان سپاه محمد كه حاضر به شليك به سمت مردم نبودند تحت تعقيب اطلاعات سپاه قرار گرفتند تا اوضاع را آرم كنند. بطور كلي روز عاشورا بزرگترين سنگري بود كه توسط نيروهاي مردمي جنبش سبز فتح شد و به قولي ديوار آهنين حكومت اسلامي فرو ريخت.
از دوست و همكار خوبم خانم "آن اپل باوم" خبرنگار و كارشناس مسائل خاورميانه در مورد وقايع اخير و سوال كردم و اينكه آيا 22 بهمن آخرين سنگري است كه توسط مردم فتح خواهد شد ؟ آن گفت : ايران شايد بدترين روزهاي 30 اخير خود را پشت سر ميگذارد ، نميدانم چه ميشود ؛ هر اتفاقي ممكن است كه روي دهد ، اما با توجه به اتفاقات چند روز اخير ممكن است كه بخوهاند آقاي احمدي نژاد را قرباني كنند تا آاي خامنه اي ماندگار شود. البته نميتوانم به درستي بگويم چون از طرفي آقاي احمدي نژاد دراين توهم است كه با سركوب بيشتر ميتواند حكومت را كنترل كند اما اين را نميداند كه سركوب بيشتر دامنه اعتراضات را بيشتر ميكند از بدشانسي آقاي احمدي نژاد اطرافيانش هم مثل خودش در توهم هستند يا براي خوش آمد آقاي احمدي نژاد تملقش را ميگويند. از آن پرسيدم چقدر احتمال وجود دارد كه اين حكومت به زمان قبل از انتخابات برگردد ؟ وي گفت : در حال حاضر اصلا الان ديگر خيلي دير شده است مردم در ابتدا در همان ماههاي اول انتخابات ممكن بود به كم راضي شوند اما الان ديگر مطالبات آنها بسيار زياد است چون خون داده اند ؛ در كشورهاي خاورميانه هنگامي كه خوني ريخته ميشود سخت بتوان اوضاع را برگرداند اما در ايران خونهاي بسيار ريخته شده است حرمتهاي بسياري از مردم شكسته شده است و بسياري زنداني شكنجه و كشته شده اند و بعيد ميدانم اوضاع به حالت قبل برگردد. از آن پرسيدم نهايتا چقدر اين حكومت ميتواند دوام بياورد؟ وي گفت : اصلا نميتوان براي آن زمان خاصي مشخص كرد شايد 10 روز ديگر شايد يك ماه و شايد هم بيشتر اما شك ندارم كه به سال نميرسد.
از دفتر آقاي جيمز فولي از معاونان وقت وزارت امور خارجه خانم رايس وقت ملاقات گرفتم تا با ايشان مصاحبه اي هرچند كوتاه داشته باشم ، آقاي فولي در كمال احترام قرار ملاقاتي را دادند و توانستم از ملاقاتي هرچند كوتاه داشته باشم. از ايشان در مورد طرز برخورد آمريكا با ايران سوال كردم و اينكه آقاي اوباما در قبال اين قضايا و بخران ايران چه كار يانجام ميدهد و چه كاري اگر انجام دهد بهتر است ؟ آقاي فولي گفت : امريكا به دقت مسائل ايران را زير نظر دارد . در آمريكا حقوق بشر از اولويت هاي دولت است و براي ما فرقي نميكند كه بشر در كجا باشد در آمريكا دراروپا و يا در خاورميانه ما ميخواهيم كه حقوق بشر در همه جا رعايت شود. و شك نداشته باشيد كه حقوق بشر را فداي بحران هسته اي ايران نخواهيم كرد. وي در مورد طرز نگرش آقاي اوباما گفت : اتفاقا آقاي اوباما به نظرم تقريبا دارد برخورد خوبي با دولت ايران ميكند. اما جا براي مقابله بهتر با دولت ايران وجود دارد. وي گفت ه نظرم برخورد فرانسه بسيار بهتر از آمريكا بوده است و در حال حاضر فرانسه پيشگام حمايت از جنبش سبز مردم ايران بوده است و به گمان آمريكا از فرانسه غقب افتاده است. از آقاي فولي در مورد اينكه آيا اين جنبش به پيروزي ميرسد يا نه و اگر جواب مثبت است كي به وقوع مي پوندد سوال كردم وي پاسخ داد : شك نداشته باشيد حكومتي كه مردم را نداشته باشد حكومت نيست و دوام چنداني ندارد اساس و پايه هاي حكومت ها مردم هستند اگر مردم حكومتي را نخواهند حتي اگر ابرقدرت ترين هم باشد پايه هاي حكومتش سست شده واز درون نابود ميشود نمونه بارز آن را هم ميتوان شوروي سابق عنوان كرد. در حال حاضر مشروعيت دولت ايران به كمتر از 1 درصد رسيده است ما اين آمار را با توجه به آمار كارشناسانمان به دست آورده ايم ، با مشروعيت كمتر از 30 % نميتوان حكومت كرد و خودتان ببينيد مشورعيت اين حكومت را. به علت مشغله فراوان آقاي فولي اين مصاحبه را حاتمه دادم در هنگام خروج آقاي فولي براي جنبش سبز مردمي ايران آرزوي موفقيت نمودند.
در خاتمه اين سوال باقي ماند كه بارستي آيا 22 بهمن آخرين خاكريزي است كه فتح ميشود ؟ راستي مسعود دهنمكي در برنامه ديروز امروز فرداي حرفهاي جالبي زد اما آيا اين حرفها واقعي بود يا سوپاپ اطميان ؟ آيا براي ساختن سوپاپ اطمينان كمي دير نيست ؟

۱۳۸۸/۱۰/۲۷

مرثيه اي بر ورزش در حكومت اسلامي



مديريت دولتي يكي از اركان مهم هر نظامي است ،‌بر اين اساس است كه حكومتها اداره ميشوند ، و اصولا مديريت هايي كه ساختاري قدرتمند ، هدفمند و كارا باشند حاصلي بسيار موفق خواهد داشت ، اما در كنار اين موارد حتما بايد از بخش خصوصي نيز استفاده بهينه نمود تا بازوي توانمندي براي مديريت دولتي باشد.اما در حكومت اسلامي ، تمامي اين موارد برعكس ميشود. كار به كاردان سپرده نميشود. نظاميان (فرماندهان سپاه) بر اريكه قدرت و اقتصاد و حتي ورزش تسلط يافته اند و خويش را همه فن حريف ميدانند . در اينجا به بحث ورزشي مقاله توجه خواهيم داشت.
در ورزش كشور ما بيشترين توجه به فوتبال است ، عليرغم اينكه ورزش اصلي ما بايد كشتي باشد اما اكثريت جذب اين ورزش پر طرفدار شده اند كه البته در كشورهاي جهان سوم اين امري طبيعي است ،‌ اما هستند كشورهايي كه جهان سوم هستند اما علاقه به ورزش ملي بيش از ديگر ورزش ها است مثل كشور پاكستان كه علاقه به ورزش كريكت و يا هاكي بسيار بيش از فوتبال است. و البته كشورهاي متمدن كه جاي خود را دارند مثل ايلات متحده كه مردم آن به فوتبال خاص خود علاقه دارند و توجه آنچناني به فوتبال مورد توجه ما ندارند. باري ، موضوع بر سر فوتبال اين مملكت است و سيل طرفداران آن ، كه باعث شده حكومت اسلامي از اين آب گل آلود براي خويش ماهي صيد كند. توجه كنيد تيمهاي پرطرفدار فوتبال چندتا هستند ؟ استقلال ، پرسپوليس ، تراكتورسازي ، سپاهان . مدير اين تيمها همگي از سران حال و گذشته سپاه پاسداران هستند از همه اينها بدتر در خود فدراسيون فوتبال رئيس سازمان ليگ ؛ يك سردار سپاه ديگر مسند داري ميكند و جالب اينكه همه حتي رئيس غير فوتبالي فدراسيون فوتبال از اين سردار رخصت ميگيرد تا چه كاري انجام دهد.
از همه اينها كه بگذريم ، تلويزيون آقاي ضرغامي ، نيز در اين وانفساي حكومت ، به طريقه اي كاملا هدفدار از ورزش و خصوصا فوتبال استفاده ابزاري ميكند ، توجه كنيد به بازي فوتبال بين دو تيم استقلال و تراكتورسازي تبريز، هنگامي كه استقلال گل ميزد ، تلويزيون علاوه نمايش نتيجه بازي در وسط زمين شعار هاي حكومت طلبانه مينوشت. توگويي كه استقلال تيم ايران است و تراكتور سازي ، تيمي خارج از ايران !؟ شعارهايي همچون انرژي هسته اي حق مسلم ما است و يا مرگ بر آمريكا در هنگام زدن گل استقلال به تراكتور سازي تبريز چه معني ميتوانست داشته باشد !؟ آيا تركتورسازي كه مديريت آن توسط خود حكومت به يك پاسدار سپرده شده است مخالف انرژي هسته اي است كه درهنگام زدن گل توسط استقلال اين شعار پخش شد ؟ آيا تراكتورسازي تيم آمريكايي است كه در هنگام زدن گل توسط استقلال شعار مرگ بر آمريكا داده مي شد ؟ (البته راقم كلا مخالف شعار هاي سياسي در محيط ورزش است كه توسط حكومت نهادينه شده كه خود از ورزش استفاده سياسي ميكند اما تاب آن را دارد كه ديگران از آن استفاده كنند).
جاي شوربختي است كه مديران استقلال و پرسپوليس افرادي اطلاعاتي و از سران رژيم هستند و در تلاش براي ورزشي جلوه دادن خويش و البته ليدرهاي خويش را نيز به تيمها تغذيه نموده اند ، ليدرهايي كه ليدر نيستند و بيشتر نوجه خوان هستند و مداح كه به غالب ليدر در آمده اند و در همايت از تيم خود شعار ا علي مدد ميدهند !؟ براستي علي قرار است كه از تيمهاي استقلال و پرسپوليس در مقابل ديگر تيمها حمايت كند !؟ نكند حضرت علي استقلالي يا پرسپوليسي بوده است !؟ و ديگر تيمها مورد قضب حضرت علي !؟
بازي استقلال مقابل تراكتور سازي را ديدم هم لذت بردم از تيمي همچون تراكتورسازي كه اينگونه زيبا بازي ميكند اما افسوس خوردم كه تيمي همچون استقلال توسط مديران حكومتي به خاك ذلت رسيده است ممكن است كه آقايان عنوان كنند كه ما سال قبل قهرمان شديم اما امسال دچار بحران شده ايم ، زهي خيال باطل ، با تقلب و پول و رشوه به داوران ميتوان در مسابقات داخلي مقام آورد اما در مسابقات برون مرزي ديديم كه استقلال در بين چهار تيم چهارم شد و نشان داد كه براستي تيمهاي ما به چه حال و روزي افتاده اند. هنوز در شوك استقلال بوديم كه خبر آمد كه پرسپوليس در شهر بوشهر در مقابل تيم شاهين بوشهر چهار گل دريافت كرده است !؟ اين ديگر دردي بر دردهاي ديگر ورزش ما است !؟ شكي نيست كه بوشهري ها خوب باز كردند ، اما اينكه تيم پرسپوليس به اين حال و روز در آمده واقعا جاي شوربختي دارد.
در تيم ملي نيز با همين حال و روز روبرو هستيم ، هنگامي كه به يك تيم درجه سومي گل ميزنيم مربي بين المللي !؟ ما يك مترو نيم به هوا مي پرد و خوشحال ميشود !؟ اين براستي گريه دارد ، تيمهاي رده دوم و سوم آسيا براي تيم ملي ما قد علم كرده اند و البته حق هم دارند ، وقتي كه يك سردار براي فوتبال ما تصميم بگيرد وقتي كه شوراي تامين براي فوتبال تصميم بگيرند وقتي حكومت در فوتبال رسوخ كرده باشد وقتي سياستمداران وارد عرضه ورزش ميشوند ، وقتي كه در كمتر از كيماه رئيس 30 فدراسيون ورزشي توسط وعاون رئيس جمهور عوض ميشوند وقتي كه به جاي تلاش در ورزش به ائمه اطهار متوسل ميشويم نتيجه اش همين ميشود. وقتي سيماي حكمت اسلامي در ورزش دخالت آشكاري دارد و سانسورچي هاي آن در بين تماشاگران ميگردند تا مبادا با نشان دادن گوشه اي از پاي برهنه زني و يا گوشه اي از سينه زني كه در بين انبوه تماشاگران نشسته است اسلام خود ساخته شان به خطر بيافتد !؟ و يا اينكه در هنگام نمايش بازي هاي ملي كه در ديگر كشور ها پخش ميشود تماشاگران ايراني را از صحنه هاي نمايش حذف ميكنند و فقط تماشاگران خانواده حكومتي را كه با چادر و مقنعه به ورزشگاه آمده اند را نمايش ميدهند ، بگذريم كه اصلا تماشاگران با حجابي كه كمترين رنگ سبزي در لباسشان باشد به طور كل حذف ميشوند و نمايش داده نميشوند. وقتي كه اينگونه در مسائل غير ورزش غوطه ور ميشوند ، اصل ورزش به فراموشي سپرده ميشود. ,وقتي كه در آستانه مسابقه المپيك و در كنار استخر مسابقه به ورزشكار ميگويند چون يك اسرائيلي درون اين استخر شنا خواهد كرد اجازه نداري در مسابقه شركت كني و ... نتيجه آن ميشود كه ميبينيم و اينجاست كه بايد گفت :
براستي بر اين ورزش بايد گريست ، اشك نه خون بايد گريست بر اين ورزش

۱۳۸۸/۱۰/۲۳

رو به فردا يا رو به ناكجا آباد - برنامه اي از سيماي حكومت اسلامي

ديشب برنامه از سيماي حكومت اسلامي پخش شد به نام رو به فردا ، اين برنامه به صورت تقريبا زنده (برنامه اي زنده از سيماي جمهوري اسلامي پخش نميشود و حداقل 10 ثانيه تاخير ايجاد ميشود) و بر روي ماهواره پخش جهاني داشت . در اين برنامه دو ميهمان ويژه با نامهاي مصطفي كواكبيان مدير مسئول روزنامه مردمسالاري و حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان دعوت شده بودند. سواي اينكه سيماي ضرغامي بسيار يكطرفه قضاوت ميكرد و از يك چهره نسبتا نزديك به رهبري با شمايي به ظاهر اصلاح طلب استفاده نموده بود و آشكارا از حسين شريعتمداري حمايت مينمود و جالب اين بود كه بحث را همواره با آقاي كواكبيان شروع ميكرد و وقتي كه آقاي شريعتمداري سوال مينمود اجازه جواب نداشت چون نوبت آقاي شريعتمداري بود و بگذريم از اينكه در آخر بحث سيماي ضرغامي برداشت نمود كه سران فتنه همان آقايان خاتمي كروبي و موسوي هستند . به اين بحث ميپردازيم.
در برنامه بيشتر سعي شده بود تا فضا را تلطيف نمايند و به مردم بگويند جنبش سبز ساخته و پرداخته آمريكا ، انگليس و اسرائيل است !؟ و عجبا كه جناب كواكبيان نيز در بعضي موارد با ايشان همراه بود!! در برنامه حسين شريعتمداري آشكارا آقايان خاتمي ، موسوي و كروبي را عنصر آمريكايي ، انگليسي ، اسرائيلي معرفي نمودند و البته دلايل خود را نيز آوردند.
ابتدا سخني كوتاه با آقاي كواكبيان ، دوست عزيز ، آقاي كواكبيان ، به ياد بياوريد كه در هنگامه جنگ هشت ساله ، هنگامي كه از كرخه به سمت شرق عبور ميكرديد ، شهيد همت چه ميگفت ؟ اصل بر ولايت فقيه است يا بر مردم ؟ آيا به ياد مي آوريد كه شهيد همت فرمودند مردم بر ولايت فقيه ارجحيت دارند ؟ با شما همين قدر صحبت داشتم خود ميدانيد و خداي خود.
اما آقاي شريعتمداري ،‌بنده به عنوان كسي كه هشت سال در جبهه بوده براي مردمم جنگيده ام و شوربختانه در حال حاضر در خارج از ميهن خويش تنها به اميد بازگشت زندگاني سر ميكنم ، با شما سخن دارم ، سخن كه براي سخنان شما جواب دارم.
1- جناب آقاي شريعتمداري فرموده ايد كه آقايان خاتمي ، كروبي و موسوي خائن به وطن هستند و البته دليل هم داريد لطفا دلايل خود را بيان كنيد !؟ آيا اينكه گفته شود ايشان يقيين دارند در انتخابات تقلب صورت گرفته دليل خائن بودن و وطن است ؟ آيا ملاقات با جورج سوروس خيانت است ؟ در كدامين قانون گفته شده است كه ملاقات به جورج سوروس خيانت است ؟ خيانت آقاي موسوي چيست ؟ اينكه تقلب را نپذيرفتند خيانت به وطن است ؟ جرم آقاي كروبي دلير مردي كه هرگز ياياراي مقابله با ايشان را نداريد چيست ؟ چه مدركي بر عليه اين شيرمرد داريد ؟ ارايه كنيد ؟ كدام سابقه خدمت به ايران را داريد ارايه كنيد ؟
2 - در مورد تظاهرات ميليوني مردم تهران در روز 25 خرداد آن را اولا غير قانوني و سپس تعدادي اندك عنوان نموده ايد ،‌ آقاي شريعتمداري آيا شما قانونگذار هستيد يا قانون نويس ؟ آقاي شريعتمداري بعيد ميدانم كه شما تماميت خواهان تابحال حتي يكبار كتاب قانون را دست گرفته باشيد !؟ اگرنه هرگز به اين اجتماع ميليوني لقب غير قانوني نميداديد !؟ اصل بيست قانون اساسي را يكبار بخوانيد. و درمورد شمارش تعداد افراد كه اندك خوانده ايدشان به گمان نياز به يك معلم رياضي داريد تا اعداد را براي شما آموزش دهد.
3 - آقاي شريعتمداري فرموده ايد كه پيش از انتخابات پيش بيني نامزدي آقاي موسوي را پيش از اينكه ديگران بدانند شما در روزنامه خود تيتر زده بوديد !؟ جل الخالق ، مگر به ياد نداريد كه رسما آقاي خامنه خواستار عدم شركت آقاي خاتمي در انتخابات شدند !؟ و بي شك خود شما اين پيشنهاد را به آقاي خامنه اي داده ايد حال از آن به عنوان يك پيش بيني ياد ميكنيد!؟
4 - فرموده ايد كه در روز پيش از انتخابات پيش بيني ايجاد (به قول خودتان) آشوب را داده ايد ، بسيار جالب است ،‌ خوب وقتي كه خودتان ميدانيد كه تقلب كرده ايد ، خوب معلوم است كه مي دانيد امكان ايجاد آشوب نيز وجود دارد. اين بدان ميماند كه شخصي را بخواهيد بزنيد و اعلام كنيد كه اين احتمال وجود دارد كه شخص مقابل بخواهد در مقام دفاع برآيد !؟
5 - شما براي هرموضوعي ميفرماييد كه مدرك داريد اما هرگز مداركتان را ارايه نميدهيد بلكه با دلايل خود پندانه و نه مردم پسندانه خود را ذيحق ميدانيد و در آخر هم نتيجه ميگيريد كه صاحب حق هستيد. در حالي كه حتي يك آن به اين فكر نكده ايد كه ممكن است در بيراهه باشيد و ميترسم كه دير بفهميد كه در بيراهه اي هستيد كه راه برگشتي نيست و موج سبز مردمي ايران دودمان تان را بر باد خواهند داد.
6 - فرموديد كه بازجو نيستيد اما ايكاش بازجو بوديد تا ثواب بازجو بودن نصيبتان شود !؟!؟ اولا در اين كشور ديگر همه ميدانند كه شغل اصلي شما بازجويي در زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي است و دوم اينكه افراد بازجو افرادي هستند كه زندگي سالمي ندارند و مدام در مشكلات زندگي خود غوطه ور هستند چون خانواده هايشان از آنها بيزار ميشوند و خود اعصاب روان درست و حسابي ندارند و همواره وجدان درد دارند و معمولا افراد بدون وجدان اين مسئوليت را ميپديرند يعني شما با اين كه هنوان نموده ايد ايكاش بازجو بوديد تا ثواب آن نصيبتان ميشد خودبخود در مورد خود توضيح داده ايد كه داراي چه شخصيتي هستيد !؟
7 - در سخنان خود گفته ايد كه شعارهاي توپ ، تانك بسيجي ديگر اثر ندارد شعاري ساختار شكنانه است ،‌ لطفا ساختار را تعريف كنيد !؟ ساختار يعني اينكه بسيجي هرآنچه كه خواست با مردم معترض در راهپيمايي برخورد نمايد و مردم هيچ نگويند تا ساختار نشكند !؟ اين چگونه ساختاري است !؟
8 - در سخناني سراسر كذب عنوان نموده ايد كه مردم يك مادر و فرزند را آتش زده اند !؟ آقاي شريعتمداري گويا دروغ در تمام رگ و ريشه هاي شما رسوخ كرده است !؟ هيچكس اين دروغهاي شما را نديده است غير خودتان كه به احتمال خودتان دست به چنين اعمال شومي بزنيد و گناه آن را به گردن جنبش سز بياندازيد و در اوهام خويش ثواب كشتن مردم را براي خود بدست آوريد.
9 - عنوان داشته ايد كه از مدتها قبل در روزنامه خود گفته بوديد اين حنبش به سراغ رنگي خاص خواهد رفت و قرار است كه اين مدرك را هم رو كنيد !؟ جعل مدرك جزوي از اعمال شما است اين كه تازگي ندارد.
10 - خبرگذاري بي بي سي را متهم كرده ايد كه صفحه اول روزنامه كيهان را به سليقه خويش شبيه سازي كرده است !؟ مثلي هست كه ميگويد : كافر همه را به كيش خود پندارد.
11 - آقاي شريعتمداري ، براي شما جاي شوربختي دارد چراكه دير به فكر ايجاد برنامه هايي نظير رو به فردا شده ايد ، باش تا صبح دولتت بدمد.
زنده باد جنبش سبز مردمي ايران ، مردمي كه با جمعيتي عظيم ، بسيار عظيم تر از آنچه كه تصور شما است به كار خود ادامه ميدهد و نه رهبري دارد و نه سردسته
در خاتمه آقاي شريعتمداري شما را به اين مطلب نوشته شده توسط بهشت نصيحت ميكنم :

۱۳۸۸/۱۰/۱۹

دو حكومت ، دو ديكتاتوري - روماني ، حكومت اسلامي

چائوشسكو در15 سالگي خود فردي انقلابي بود و به زندان افتاد
در 22 مارس 1965 مردم روماني شاهد يك تغيير عمده بودند ، تغييري به نام جدايي از فاشيسم و روي آوري به كمونيسم . اين تغيير توسط فردي به نام نيكلاي چاشسكو صورت گرفت و مردم با اميد به آينده ، اين تغييرات را مي نگريستند ، اما در روز 25 دسامبر سال 1989 مردم روماني ، به زندگي و حكومت 24 ساله چاشسكو پايان دادند ،‌چراكه از 24 سال فضاي خفقان به تنگ آمده بودند ، چاسشكو به همراه همسرش النا طي يك محاكمه كوتاه و يا حضور جمعيت انبوده مردم در روز جشن كريسمس تيرباران شدند.
مردم روماني پس از اينكه بيش از دو دهه را در ترس وحشت ، بيم و نگراني رژيم ديكتاتوري كمونيستي چائوشسكو سپري نمودند در روز 24 دسامبر سال 1989 ميلادي شورش كردند و در 25 دسامبر با اعدام چائوشسكو به حاكميت ابدي او و خانواده اش پايان دادند. چائوشسكويي كه خود در دوران فشيستي يكي از مخالفان حكومت بود و همراه مردم در تغيير حكومت نقش داشت ،
چائوشسكويي كه در 15 سالگي به علت مخالفت با فاشيست زندان افتاده بود اما هنگامي كه به قدرت رسيد خود جنايتگار شد (ميگويند قدرت بدون نظارت فساد به بار مي آورد و قدرت مطلقه ، فساد مطلقه ، چائوشسكو كه بر عليه فاشيسم قيام كرد ، خود ديكتاتوري شد كه بيش از هزار نفر از مردمش را كشت ) و بر مردم خود سخت گرفت و اين بر سرش آمد . از جريان تيرباران چائوشسكو و خانواده اش فيلم برداري ها شد و به دفعات از شبكه هاي مختلف تلويزيوني پخش شد ، چائوشسكو در طول 24 سال حكومت مطلقه خود انواع سختي ها را به مردم خود تحميل كرد ، او در تاريخ 16 دسامبر سال همان سال صداي اعتراضي را كه در شهر تيميسوا زده شد را نشنيد ، هنگامي كه ملتش در اعتراض به دستگيري "كشيش لازلو توئكس" مدافع اقليتِ مجارِ ترانسيلوانيا ، در اين شهر دست به تظاهرات زدند ، چائوشسكو به ارتش دستور داد تظاهرات را سركوب كنند ، صدها نفر از مردم توسط ارتش چائوشسكو به خاك و خون غلطيدند ، چائوشسكو در تلويزيون از ارتش براي سركوب مردم تقدير كرد ، اما فرداي آنروز در هنگامي كه در بالكن كاخ خود قدم ميزد صداي فرياد هاي "مرگ بر چائوشسكو " و "مرگ بر ديكتاتور" را شنيد .
در روز 21 دسامبر يك تظاهرات عظيم كارگري عليه رژيم ديكتاتوري چائوشسكو در مقابل مقر حزب كمونيست در شهر بخارست بر پا شد ، ارتش آتش گشود و مردم را به خاك و خون كشيد ، و بخارست به پا خواست ، عليرغم سركوب شديد انقلابيون مردمي در مقابل انقلاب ديگر كاري از دست ارتش بر نمي آمد ، و نيروهاي امنيتي وادار به تسليم شدند. در روز 22 دسامبر وزير دفاع چائوشسكو "واسيلي ميله آ " خودكشي كرد .
چائوشسكو ، مردي كه به نابغه كاپات معوف بود خيلي دير متوجه شد كه در مقابل خواست مردمي نمي توان مقابله كرد و در تلاشي مذبوحانه شتابان به همراه خانواده اش قصد ترك بخارست را نمود تا كشور فرار كند ، نيكلاي چائوشسكو به همراه خانواده اش در جاده فرودگاه پيتستي توسط نيروهاي انقلابي دستگير شدند ، پيكره اصلي ارتش به مردم پيوست و 3 روز بعد در يك پادگان نظامي پايان سرنوشت چائوشسكو رقم خورد .
به اين ترتيب در روز 25 دسامبر سال 1989 ميلادي در روز جشن كريسمس ، نيكلاي چائوشسكو و خانواده اش پس از يك محاكمه مختصر و در ميان انبوه مردم تيرباران شدند بر اساس آمار در جريان انقلاب مردمي روماني ، 1104 نفر توسط نيروهاي امنيتي و ارتش روماني كشته شدند. نكته قابل توجه اين است كه نيروهاي انقلابي مردمي روماني هيچ رهبري براي انقلاب نداشتند و مردم خود رهبر بودند .
بحث نوشتن اين ماجرا از آن بود كه بسيار به جنبش سبز مردمي ايران شبيه است ، مردمي كه ميخواستند از شاه خلاصي حاصل كنند اسير ديكتاتوري اسلامي شدند و در حالي كه با انتخابات رياست جمهوري ميتوانست يك رفورم به وجود آيد ، ديكتاتوري تاب رفورم را نداشت و ميرود كه به سمت انقلاب نزديك شود ، اگر از ابتدا مرور كنيم اين جريانات را رهبر ايران از تخلف آشكار در جريان انتخابات حمايت كرد تا آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور شود ، تصور بر اين بود كه هيچ اعتراضي نخواهد بود ، شوربختانه رهبر ، شور عظيم مردمي را هرگز نديد ، آنقدر در اين حمايت پايداري كرد و پلهاي پشت سر را خراب كرد كه حال راه برگشت بسيار بسيار تنگ و باريك است .
اين روزها ديده ميشود كه عده اي به سيماي ضرغامي مي آيند و در حمايت از جنبش سبز سخن بر زبان جاري مي كنند ، اما ايكاش اين حركت بسيار بيش از اين ها انجام ميشد تا اين خونها ريخته نميشدند ، اما شوربختانه چه زود دير ميشود ، و حال نيز بسيار دير شده است راستي جايي براي بازگشت وجود دارد !؟

۱۳۸۸/۱۰/۱۳

نامه محرمانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به 5 نهاد حکومتی

این نامه لحظاتی پیش از ایران و از یک منبع کاملا موثق به دست بهشت رسید :

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نامه محرمانه ای به 5 نهاد:اطلاعات بیت رهبری و حفاظت اطلاعات نا جا وسپاه .دفتر دادستانی وقوه قضائیه اسامی افراد زیر را به عنوان بدنه رهبریت فتنه درکشور اعلام کرده وگفته است این افراد برخی از کشور گریخته اند وبرخی در زندان بسر می برند وبرخی نیز هنوز دستگیر نشده اند.لذا انهایی که در زندان بسر می برند را تحت الحفظ نگهداریدوبقیه را دستگیر کنید وانهایی که درخارج هستند را با تشکیل تیم ترور خارج ار ایران بکشید. امير زماني نيا ، محمود زماني قمي ، محمد رضا زهدي [i: جلال توكليان ،خسرو تهراني ، رضا تهراني ، جلال جلالي زاده ، حميد رضا جلايي پور،مهرنوش جعفري، اسحق جهانگيري سيد صفدر حسيني ، سيد محمود حسيني ، امير حسين آبادي ، غلامرضا حسن آبادي ، بهرام حسن زاده ، محمومد حسيني نيا، الياس حضرتي ، ، عليرضا حقيقي ،علي خاتمي،، مصطفي خانزادي،هادي خانيكي ، علي اصغر خداياري ، علي خدابخش ،حسين خليلي اردكاني ، ابولقاسم خوشرو ، علي خوشرو ، نادر داودي ، ابراهيم خليفه سلطاني ، ابراهیم مهتری,محمد دادخواه ، محمد دادفر ، خشايار ديهيم [ محمد سلامتي، حسين سليمي ، هادي سمتي . علي اصغر سيد آبادي ، حميد سيدي ، سيد اصغر شاپوريان ، محمد شامخي ، ولي اله شجاع پوريان ، شهلا شركت ،رضا شريفي،، محمد شريعتي دهاقاني ،اسماعيل دوستي، محمدحسين شريف زادگان ، كاظم شكري ، علي شكوري راد ،احمد شيرزاد ، احمد شيخ زاده ، علي شيخ زاده ، سعيد شيركوند ،شعبان شهيدي مودب، محمود صارمي، حسين صادقي ، علي صالح آبادي ، نادر صديقي ، بهروز صحابه ، غلامرضا صحرائيان ، محمد صدر ، احمد صدري ، محمود صدري ، ،علي صوفي،مجيد صيادي ، خسرو طالب زاده ، محمود طالقاني نژاد ، محمد دادفر ، خشايار ديهيم احمد نراقي ، محمد نعيمي پور ، علي محمد نمازي ، كامبيز نوروزي ،صادق نوروزي، [ عبدالواحد موسوي لاري ، مير طاهر موسوي، [: محمد تقي فاضل ميبدي ، محمد فاضلي ، حميد فيض آبادي ، علي فرامرزيان ، احمد قابل ، هادي قابل ، حسين قاضيان ،ابوالفضل قدياني، خسرو قديري ، جواد قديمي ذاكر ، رحمانقلي قلي زاده ، علي قنبري ، محمد قوچاني ، حسين كاظم پور اردبيلي ، مرتضي كاظميان ، رحيم كركه آبادي ، غلامحسين كرباسچي ، مهدي كرباسچي ،ابوالفضل كزازي، مصطفي كزازي، جميله كديور ، محسن كديور ، منوچهر كديور ، داود كرمي ، مهدي كريمي ، حسين كمالي، فرج كميجاني ، بهمن كميلي زاده ، الهه كولايي ،عباس كوشا، محمد كيانوش راد ، بهروز گرانپايه ، [: محمد عطريانفر ، احمد عظيمي ، عباس عظيمي زاده ، عليرضا علوي تبار ، فريدون عمو زاده خليلي ، مسعود غفاري ، فخرالسادات محتشمي پور ،احمد مسجد جامعي، داود محمدي[ محسن گودرزي

۱۳۸۸/۱۰/۰۹

حكومتي كه ساختارش با يك سوت و كف ميشكند !؟

چه شده است اين حكومت را ؟ چه كرده است اين جنبش با اين حكومت ؟ حكومتي كه ساختارش ، اركان نظامش ، هست و نيستش با يك سوت بر باد ميرود ، آيا براستي حكومتي كه با يك سوت و يك كف از بين ميرود لياقت ماندن را دارد ؟ براستي تمامي اين غوغا سازي ها ، دعوت هاي ملتماسنه از مردم ، اجبار كاركنان به آمدن به تظاهرات امروز (9/10/88) همگي از براي ساختار شكسته شده است؟ تبليغات نخ نماي حكومتي براي چيست ؟ در روز عاشوراي حسيني ، فرمانده نيروي انتظامي سردار احمدي مقدم (باجناق آقاي احمدي نژاد) اظهار نمودند كه در روز عاشورا از هيچ سلاح گرمي استفاده نشده است !؟ و هيچ كسي هم كشته نشده است !؟ هنوز كلام اين سردار منعقد نشده بود كه سردار رادان (فاتح زندان كهريزك) طي سخنان مبسوطي اظهار نمودند كه در روز عاشورا 4 نفر كشته شده اند ، هنوز در هنگامه سخنان جناب سردار رادان بوديم كه فرمانداري تهران اعلام نمود 5 نفر در روز عاشورا كشته شده اند اما فردراي عاشورا خبر رسيد كه 8 نفر كشته شده اند !؟ تزوير - ريا و دروغ در اركان حكومت نهادينه شده است هركسي سازي ميزند و دروغ خود را ميگويد توگويي مردم ايران ساده انگارانه هرآنچه حكومت بگويد مي پذيرند ، غافل از اينكه مردم ايران بسيار باهوش تر از آني هستند كه اين ترفندهاي نخ نما را باور كنند ، از همه بد تر اينكه داستان كي بود كي بو من نبودم را نيز حضرات به راه انداخته اند و ميگويند يك نفر در تصادف فوت نموده است !؟ يك نفر از پل پرت شده است !؟ يك نفر تير خورده است !؟ و ..... و گويا مردم خودشان خودشان را كشته اند تا گردن حكومت اسلامي بياندازند !؟ خود گويي و خود خندي ؟؟؟ فيلمهاي تهيه شده توسط مردم غيور ايران زمين تمامي دروغ پردازي هاي حضرات را برملا ساختند خصوصا جنايتي كه توسط وانتهاي نيروي انتظامي در ميدان وليعصر رخ داد و دروغ پردازي هاي حكومت اسلامي را بيش از پيش بر ملا ساخت.
عجبا كه سردار احمدي مقدم نيز امروز طي سخنان گهربار جديدي ، اعلام نمودند كه خودروي نيروي انتظامي كه مردم را زير گرفته است سرقتي بوده است !؟ از اين به بعد ديگر با تظاهركنندگان مدارا نخواهد شد !؟ و در خاتمه نيز خبرنگاران را تهديد كرد كه سوالات انچناني نبرسند وي حتي خبرنگاران را با بازجو مقايسه كرد.
آقاي احمدي مقدم بر خود به عنوان يك خبرنگار ، هرچند دور از وطن ، واجب ميدانم كه جواب گستاخي هاي شما را بدهم و اميدوارم كه امعه خبرنگار ينيز به كار اقدام كنند و جواب شما را بدهند:
1 - راننده مزبور لباس پليس هم بر تن كرده بود آيا لباس را نيز دزديده بوده است ؟ در ثاني دزد به كاهدان زده است كه از ميان اين همه خودرو خودرو نيروي انتظامي را بدزدد ؟ و در حالي كه هزاران هزار پليس در آنجا وجود داشته اند نتوانستند جلوي خودرو سرقتي را بگيرند ؟ دروغ تا كجا ؟ سيف نام سردار كه بر شما نهاده شود سرداران ايراني همگي راست گو و درست كار بوده اند پس شما سردار نيستيد .
2 - فمايش شما در مورد مدارا به مردم است !؟ واويلا كه مردم را ميزنيد ، ميكشيد ، شكنجه ميكنيد و تجاوز ميكنيد و دست آخر هم حرف از مدارا ميزنيد ؟ كدام مدارا؟ وقات را سر كشيده ايد و حيا را قي كرده ايد شوربختانه
3 - آقاي احمدي مقدم گويا رسالت خبرنگاران را فراموش كرده ايد !؟ خبرنگار كارش پرسيدن است و البته اين حق را دارد كه از شما به عنوان مسئول سوال كند و البته حق دارد كه از شما بازجويي كند اين حق طبيعي خبرنگاران است و گويا شما اين حق را ناديده گرفته ايد.
اما اگر به واقعه روز عاشورا برگرديم ، حضرات حكومتي كارناوال وا مصيبتا در روز چهارشنبه به راه مي اندازند كه ساختار حكومت شكسته است و به عاشورا بي احترامي شده است !؟ حضرات فراموش كرده اند كه در روز عاشورا و طبق شواهد بسياري از مردم و البته سيماي حكومتي ايران در چندين نوبت به پخش عده اي از طرفدارانشان نمودند كه در خيابان ها شعارهايي در حمايت از آقاي خامنه اي و نه امام حسين ميدادند !؟ آيا اين كار حرمت شكني نبود ؟ هنگامي كه مزدوران حكومتي با فرياد حيدر به جان مردم بي دفاع مي افتادند حرمت شكني در روز عاشورا نبود !؟ نقشه هاي نخ نمايي حضرات به حدي رسيده است كه روز سه شنبه در شهرهاي مختلف به راهپيمايي حكومتي مي پردازند و در فرداي آنروز مردم را از شهرهاي دور و نزديك به تهران مي آورند تا در تهران به راهشيمايي پر شور مردم تهران !!!! بپردازند . هيهات كه اين تبليغات نخ نما شده است و مردم ايران بسيار با هوشتر از آن هستند كه به اين تبليغات حكومتي توجهي هرچند اندك داشته باشند. حتي شنيده شده است كه با پول ، وعده و وعيد مردم را به تظاهرات فرا خواندهاند ، دانش آموزان را از سر كلاس درس به تظاهرات فرا خوانده اند ، بيچاره حكومتي كه با ترفند بخواهد چند صباحي بيشتر حكومت كند !؟!؟
اما اين را بايد حضرات حكومت اسلامي بدانند كه با كفر ميشود حكومت كرد اما به ظلم نه

۱۳۸۸/۱۰/۰۶

از عاشوراي حسين تا عاشوراي تهران - صفانه دلدار



امروز روز عاشورا بود ، روز دهم محرم ،‌روزي كه هميشه از بچگي به ما ميگفتن در اين روز حسين و يارانش به دست يزيديان كشته شدن ، روزي كه ظالمين به حسين و مردم بي پناهش حمله كردن ، هميشه مي شنيديم كه بزرگترها ميگفتن ايكاش بودن در كنار امام و مردم بي پناه تا به ياري اونها برن برن و اگر لازم شد در راه خدا شهيد بشن ، در راه آزادي شهيد بشن. راستي امروز عاشورا كجا بودين؟
اگه تهران بودين و توي خيابونهاي مركز شهر قدم بر برداشتيد خوب ميدونيد كه چي ميگم ، امروز تهران از عاشورا هيچي كم نداشت ، شايد از عاشوراي حسين دردآورتر هم بود. چون يك عده يزيدي با چوب و چماغ و گاز و اشك آور و تفنگ به جون مردم بي پناه افتادن و مردم و به گلوله بشتن ،‌ چه فرقي بود ميان اين عاشورا و اون عاشورا ؟
هردو براي آزادي به پا خواسته بودن ، نداي آزادي سردادن و بر يزيد زمان ننگ فرستادن ،‌ يزيد فرقي نميكنه مال كدوم زمون باشه ،‌ يزيد ، يزيده حالا هركي ميخواد باشه ،‌ هركسي ظلم كنه به مردم ، آزادي رو از مردم بگيره ظالمه ، يزيده ، امروز هم مردم تهران براي مقابله با يزيد زمان به خيابونها ريخته بودن ، اومده بودن تا بگن كه آزادي ميخوان ، اومده بودن تا بگن يزيد نميخوان اومده بودن تا بگن جمهوري ايراني ميخوان.
امروز طبق قرار قبلي با دوستان رفتيم به ميدون آزادي نزديكهاي ميدون آزادي كه رسيديم پليس هاي ضد شورش رو ديديم كه دور تا دور ميدون چمباتمه زده بودن خبري آنچناني از مردم نبود اما كنار خيابونها مردم واستاده بودن كه معلوم بود منتظر يك جرقه هستن با دوستان تماس گرفتيم كه ببينيم اونها كجا هستن ؟ گفتن چهار راه كالج صحراي محشر شده ، سريع گازشو گرفتيم رفيتم به سمت صحراي محشر ، نزديكاي خيابون فلسطين كه رسيديم شعار ها شروع شده بود ، مرگ بر ديكتاتور ، مرگ بر خامنه اي مثل نقل و نبات توي دهن همه ميچرخيد ، ماشنها هم كه همه بوق ميزدن و بوق اعتراض ماشينها طنين انداز خيابونها شده بود.
نزديكي هاي خيابون انقلاب كه رسيديم گاز اشك آور و صداي گلوله بيداد ميكرد ، ياد درخواست عفو بين الملل از حكومت ايران افتادم كه خواستار پايان دادن به خشونت ها شده بود ، خندم گرفت كه حكومت اسلامي چقدر به حقوق بشر اهميت ميده !!! ياد حرف اما افتادم كه ميگفت اين محرم و صفر هستش كه اسلام رو زنده نگه داشته ، اما انگار داره بلاي جون اسلام ميشه !!! البته از نوع جمهوري اسلاميش !!!
به هرجهت با هر بدبختي بود خودمونو رسونديم به ميدون وليعصر ، زمين پر بود از سنگ و خاك . سطل هاي آشغال هم سوخته و نيم سوخته روي زمين بودن . ميدون وليعصر رو به سمت شمال رفتيم ، همون اول ميدون يه جوونو خونين مالين سوار يه ماشين كردن و از محلكه فراريش دادن تا دست مزدوران رژيم بهش نرسه ، يه خانم بيشترين كمك رو بهش كرد و جالبه خودش سوار ماشين نشد و برگشت تا توي تظاهرات شركت كنه ، آفرين به اين شيرزن ، مزدوران رژيم هم پا به پاي ما ميومدن اما يه دفعه به سمت جنوب برگشتن ما هم نزديكي هاي فروشگاه قدس توي ترافيك گير كرديم ،‌اما چه ترافيك دلنشيني ، هيچوقت تا اين اندازه از ترافيك خوشم نيومده بود ، يواش يواش تعداد ما زياد ميشد و شعار ها بلند و بلند تر يك عده چماق دار مزدور حكومتي از سمت غرب خيابون وليعصر به سمت شمال در حركت بودن كه وقتي ديدن تعداد مردم خيلي زياد هستش فرار كردن و مردم با هرچي كه دستشون بود اونها رو دنبال كردن مردم هم مزدوراي رژيم رو هو ميكردن واي كه چقدر به دلم نشست تقريبا 45 دقيقه اون منطقه از خيابون وليعصر در اختيار جووناي غيور بود كه هيچكس توان مقابله با اونها رو نداشت مردم همه از پير و جوون كه توي اون منطقه بودن هرچي دلشون خواست برعليه حاكمان ستمگر رژيم شعار دادن ، واي كه چقدر به دلم نشست.
همزمان با دوستانمون تماس گرفتيم اونها هم توي خيابون نواب خيابون رو به كنترل خودشون در آورده بودن ، همزمان خبر رسيد كه خامنه اي توسط يك هليكوپتر به يك پادگان نظامي برده شده تا ازش مراقبت بشه :) عجب رهبر دلاوري دارن اين مزدورا :) اين موبايلها هم كه هي قطع ميشد هي وصل ميشد آخرشم كه ديگه اصلا كاملا قطع شد تا خيال همه رو راحت كنه ، البته به اين دليل موبايل ها رو مقطعي قطع ميكردن تا جاسوس هاي رژيم بتونن خبر رساني بكنن خودمون توي خيابون وصال دوتاشونو رو ديديم كه سوار يه موتور به شماره 52481 شده بودن كه نمره تهران داشت .
از پشت خيابون زرتشت به سمت غرب رفتيم توي يكي از كوچه ها مزدوراي رژيم به سمت مردم گاز اشك آور پرتاب كرده بودن ، و عجيب تر اينكه توي يدونه خونه هم گاز اشك آور پرتاب شده بود كه نشون ميداد مزدورا تعادل روحي ندارن و اشتباهي هم گاز اشك آور پرتاب ميكنن .
هرچي بود از كربلاي تهران بيرون اومديم تا براي شام غريبان ميرداماد ساعت هشت شب آماده بشيم ، بيصبرانه مشتاق ديدار شما در شام غريبان مردم تهران هستيم ، وقتي داشتم اين مطلب رو مي نوشتم شنيدم كه خواهرزاده مهندس ميرحسين هم در روز عاشورا شهيد شده :( خدا رحمتش كنه گويا جنازه اين شهيد الان توي بيمارستان سينا نبش بلوار فردوس نرسيده به ميدون آرياشهر هستش ،‌خبرها حاكي از اينه كه مردم زيادي هم دور اين بيمارستان جمع شدن.
از شهرهاي تبريز ، زنجان ، مهابان ، قزوين سنندج ، مريوان و پاوه هم خبر رسيده كه اوضاع به شدت بحراني هستش ، خبرگزاري فرانسه هم اعلام كرد كه ايران در آستانه انفجار هستش ، شما چي ميگيد ؟ امشب شام غريبان ميرداماد منتظر شما هستم.

۱۳۸۸/۱۰/۰۲

به بهانه پاره كردن عكسهاي شهيد سهراب اعرابي



ميگويند شبي از شبها دزدي به خانه اي رفت براي دزدي ، در خانه كسي نبود و دزد به آساني به جستجوي خانه پرداخت ، دزد نگون بخت هرآنچه گشت هيچ شي ء گرانبهايي نيافت ، آخر كار از عصبانيت به خط زدن مشق هاي بچه صاحبخانه پرداخت تا حداقلش دلش خنك شود كه كااري گرده است .
حكومت اسلامي در مقابل جنبش عظيم مردمي در شهرهاي مختلف كم آورده است ، اين جنبش از 25 خرداد به راه افتاد و هر روز قدرتمند تر و پرصلابت تر ميشود و حكومت اسلامي در مقابل آن ناتوان تر و عجبا كه هنوز باور نكرده است كه در مقابل سيل خروشان مردم ، هيچ راه گريزي نيست ، در خبر ها آمده بود كه ديروز، ماموران حكومتي به منزل شهيد سهراب اعرابي هجوم برده و عكسهاي سهراب عزيز را پاره كرده اند ، براستي آيا با پاره كردن عكس هاي شهيد سهراب اعرابي ، نام - ياد و خاطره او هم از اذهان فراموش ميشود ؟ سهراب و سهرابها در دل مردم جاي گرفته اند ، آيا ميتوان دل مردم را نيز پاك كرد ؟ هيهات .
براستي در عجبم از افكار ساده لوحانه حكومت اسلامي ،‌ شعار هاي روي ديوارها را پاك ميكنند ،‌ عكس هاي شهيدان جنبش را پاك ميكنند ، بر ملتي عظيم و برزگ منش سخت ميگيرند ،‌ اعتراض آرامشان را با خشونت قهرآميز جواب ميدهند ، در زندانها به شكنجه و تجاوز ميپردازد ، در خيابانها به سوي مردم تير شليك ميكند ، در كشتن مردم و زنداني كردن دگرانديشان ، در نقض آشكار حقوق بشر گوي سبقت را از تمامي حكومتهاي ديكتاتوري مي ربايد ، و در توهم خويش ، تصور ميكند كه اين اعمال ماندگاري حكومت را دارد.
ايكاش قدري تاريخ بلد بودند ،‌ايكاش سر سوزني تاريخ مي خواندند تا بدانند كه حكومت با ظلم و ستم پايدار نمانده و نخواهد ماند . حكومتهاي ماندگار تنها تنها حكومتهايي هستند كه در قلبهاي مردم حكومت ميكنند و نه بر جسم مردم شايد بتوان جسم مردم را رنجور كرد ، شايد بتوان بر مردم سختي گرفت شايد بتوان مردم را ترساند شايد بتوان مردم را كشت شايد و هزاران شايد ديگر ، اما ،،،،
اما بر قلبهاي مردم نميتوان حكومت كرد مگر با داد ، مگر با انصاف مگر با مروت ، مگر با جوان مردي ، هرگز با ظلم ، ستم ،‌دروغگويي ، تقلب ، ايجاد فتنه و آشوب نميتوان بر مردم حكومت كرد ، با پاره كردن عكسي و انداختن گناه آن بر گردن مردم نميتوان مردم را ترساند نميتوان يك حركت عظيم را با تهديد و ارعاب از بين برد. اگر اين مردم ترس داشتند ميلونها نفر در قم و در مقابل منزل آيت الله العظمي منتظري جمع نميشدند ، در مطلب قبلي و به نقل از آقاي جانسون عنوان شده بود كه حكومت چه راه هايي دارد و عجبا كه دقيقا حكومت عكس نظر كارشناسان عمل ميكند ، توگويي خود خواسته به سمت سقوط با سرعت نور حركت ميكند.
در اين مورد باز هم خواهيم نوشت




۱۳۸۸/۰۹/۳۰

مشاهدات امروز من از شهر قم - صفانه دلدار

صفانه دلدار-از ديشب تصميم گرفتيم با دوستان امروز بريم قم ، بريم به مراسم تشيع جنازه آيت الله العظمي حسينعلي منتظري ، راستي شما تا حالا قم رفتين ؟ براي من كه تا حالا قم نرفته بودم خيلي برام تازگي داشت ، توي راه همش فكر ميكردم همه دارن ميرن قم هركسي ميديدم توي اتوبان فكر ميكردم داره ميره قم اما دوستان هي ميگفتن تو چقدر ساده اي خوب اينا دارن ميرن سر كارو زندگيشون همه كه بكار نيستن پاشان اين همه راه برن قم ، خوب منم قبول كردم ، اما هرچي به قم نزديك تر ميشديم احساس ميكردم كه جمعيت زيادي رو شاهد خواهيم بود. ابتدا دنبال حرم گشتيم ، از اين بپرس از اون بپرس تا سمت حرم رفتيم واي چقدر شلوغ بود ، به ماشينها دقت كردم ، اكثرا نمره هاي تهران بودن به دوستام اشاره كردم شماره ها رو نشونشون دادم از تعجب دهنشون باز مونده بود ، انگار هرچي ماشني توي تهرانه اومده بودن قم :) با بدبختي يه جارو پيدا كرديم ت اماشينو پارك كنيم همه جا زده بودن پارك كردن مطلقا ممنوع اما كسي گوشش به اين حرفها بدهكار نبود همه پارك كرده بودن ما هم پارك كرديم جايي كه ما پارك كرديم يه خيابوني بود كه از سطح اصلي شهر 5 ~ 6 متر پايين تر بود وسطشم يك رودخونه بود كه برام جالب بود اونجايي كه ما پارك كرديم دروغ نباشه 10 هزارتا ماشين پارك كرده بودن خيلي بود وقتي ميگم خيلي ديگه بايد بدونيد چقدر بود ديگه :) اونقدر گشتيم تا يه پله پيدا كرديم كه بتونيم بريم به سمت حرم ، اما نزديك هاي حرم كه رسيديم راهمون ندادن گفتن بريد از درب شمالي بريد تو ، رفتيم سمت درب شمالي گفتن نه بريد از درب شرقي بريد تو يكي از بچه ها گفت باب از درب شرقي هم بريم ميگن بريد از درب جنوبي بريد تو ولش كنيد ، بريم سمت خيابون شهيد منتظري ، در تمامي طول مسير پليس فراوون بود اما با مردم گاري نداشتن ، اما مزدور هاي حكومتي همه جا بودن توي دسته هاي 7 يا 8 نفره بودن و جالبه كه همشون هم تابلو مشخص بودن ، امروز قم هواش خيلي گرم بود اما توي اون هواي گرم يكي يه شال انداخته بودن روي گردنشون و يكي يدونه كاغذ سفيد A4 هم از عرض 4 لا تا كرده بودن دست ديگشون و همشونم يكي يدونه موبايل ايرانسل دستشون بود اين مشخصه ها كاملا نشون ميداد كه از كدوم قماش آمدها هستن اكثرشونم جوونهاي زير 22 سال بودن كه عقده قدرت دارن وقتي هم يكي دنبال ميكردن 7 ، 8 نفري ميريختن سرش ميگرفتنش.
به هرجهت به بلوار شهيد منتظري رسيديم ، جمعيت هرلحظه بيشتر ميشد ، اما عجيب اين بود كه دور تا دور دفتر بسيج پارچه مشكي زده بودن و روي پارچه هاي مشكي هم عكس آيت الله منتظري بود ، بسيج و اين كارا !؟ دو تا كوچه بالاتر دفتر آيت الله العظمي صانعي بود يه پارچه مشكي بزرگ روش تسليت نوشته بود و اسم آيت الله منتظري رو با رنگ فسفري مشخص كرده بود. يك عده از مردم هم عكس آيت الله منتظري رو گرفته بودن دستشون توي وسط بلوار راه ميرفتن و به همه نشون ميدادن ،‌ خيلي خيلي حمعيت داشت زياد ميشد طوري كه ديگه راه رفتن توي او شرايط براي هركسي سخت ميشد وسط هاي بلوار كه رسيديم پليس گفت راه بسته هستش برگرديد. رفتيم ضلع غربي بلوار و به سمت حرم حركت كرديم ،‌ يك سري اتوبوس چيده بودن كنار هم راه و بند آورده بودن نميدونم اون اتوبوس ها اونجا چيكار ميردن ، از يكي از بچه ها پرسيدم اين همه آدم مال شهر قم هستن يكي از توي جمعيت گفت نه ما از تبريز اومديم ! با تعجب پرسيدم از تبريز تا اينجا كلي راهه چطور اومدين ؟ تركي بهم گفت :
دينيميزدن گيشمرك دونيا اگر ويران اولا (از دين مون نميگذريم دنيا اگر نابود بشه)
بيزده قران مجيد سيزده مسلسل تانك اولا (خونه ما قران مجيد باشه اما خونه شما مسلسل به تانك تبديل باشه)
منظورش اين بود كه واقعا به آيت الله منتظري ارادت داره. كم كم كه شلغي بيشتر شد يواش يواش شعار ها هم بيشتر شد و مرگ بر ديكتاتور و اين ماه ، ماهِ خونه ، ديكتاتور سرنگونه ، منتظري منتظري آزاديت مبارك و ... شعارهاي خيلي زيادي بود كم كم مارو به سمت ضلع غربي حرم هدايت كردن و ما هم به سمت ماشين رفتيم در هنگام خروج از پاركينگ چماقداران به ماشنهايي كه نمره غير از قم داشتن حمله ميكردن ، زدن آينه ماشين مارو هم شكستن ،‌ توي راه كه مي اومديم به سمت تهران همه مردم دست هاشونو از پنجر ها به علامت پيروزي بيرون گرفته بودن و پشت شيشه ماشن ها هم عكس آيت الله منتظري چسبونده بودن هواسمون نبود يه سرعتمون زياد بود پليس متوقفمون كرد واستاديم پليس گفت چرا اينقدر سرعت ميريد ؟ گفتيم رفته بوديم تشيع جنازه آيت الله منتظري يه سري آدم وحشي به ما حمله كردن با چماق زدن آينه ماشينمونو شكستن ما هم داشتيم فرا ميكرديم از دست شون آقاي پليس وقتي اين حرفها رو شنيد خوشحال شد خنديد گفت موفق باشيد جنبش بزدوي پيروز ميشه و جريمه مونم نكرد :)
راستي وقتي كه حتي پليس و بسيج هم با ما هستن اين كيا هستن كه با چماق به جون مردم مي افتن ؟؟؟



۱۳۸۸/۰۹/۲۰

آيا حكومت اسلامي در سراشيبي سقوط است ؟

[27.jpg]

در هنگامه 16 آذر ، اين سوال پيش آمده است كه آيا براستي حكومت اسلامي در سراشيبي سقوط قرار گرفته است ؟ توجه كنيد ؛ حكومت اسلامي دانه به دانه در حال سوزاندن بليط هاي خويش است براي بقا ، از مقامات بالاي حكومتي شروع كرد ، از بالاترين مقامات نظاي استفاده نمود ، از بسيج خرج نمود ، از سپاه نهايت سوء استفاده را نمود ، حالا نوبت به دانشجويان دانشگاه امام صادق رسيده است راستي بلسط بعدي حكومت براي سوختن چيست ؟
شكنجه گاهي كه نام دانشگاه برخود نهاده است و از تقدس امام صادق استفاده ميكند ،‌ اين مركز آموزش نيرو ، در روز دانشجو به دانشگاه هاي ديگر نيرو ميفرستد با چوب و چماق و گاز اشك آور به جان دانشجويان افتاده و آنها را به خاك و خون كشند ،‌ دانشجويان را بازداشت كنند و دانشجويان آزادي طلب را از پشت بام ساختمانهاي دانشگاه ها به پايين پرتاب كنند ،‌ از همه اينها بدتر آنكه اين گروه متخاصم در روز 17 آذر نيز به دانشگاه ها و خصوصا به دانشگاه تهران حمله ور شده شيشه هاي دانشكده فني (اين دانشكده جزو آثار ملي محسوب ميشود و زير نظر سازمان ميراث فرهنگي قرار دارد) را مسشكند و به داخل آن گاز اشك آور پرتاب ميكند و در نهايت قصاوت قلبي به دانشجويان دختر حمله ور ميشوند ،‌ وضع در بيرون دانشگاه ها از اين هم بدتر بود به حدي كه به گفته يكي از شاهدان كه نخواست نامش فاش شود و در حالي كه با گريه سخن ميگفت ديده بود كه دختري حدودا 14 ~ 15 ساله چگونه توسط دژخيمان چماق به دست حمومت اسلامي چگونه مورد لگد قرار گرفته بود ،‌شاهد مورد نظر اضهار داشت كه دخترك آنقدر كتك خورده بود كه همچون يك تكه گوشت بود كه ديگر نه رمقي براي دفاع داشت و نه تواني براي ناله كردن در آن سردي هوا از فراواني كتك تمامي بدنش كرخ شده بود و مردم خوش غيرت به كمك دخترك نيامدند و اين شاهد نيز كه به كمك رفته بود مورد ضربات باتوم پليس ها !!!!! قرار گرفته بود.راستي سخن از پليس به مبان آمد ،‌ در فرهنگ لغات اصطلاحات عامه وقتي كه به كلمه پليس بر مي خوريم آمده است : حافظ جان و مال مردم ،‌راستي آيا نام پليس با وظايفش در حكومت اسلامي سنخيت دارد ؟ براستي پليس حامي مردم است يا حامي دژخيمان حكومت اسلامي ؟ به گمان سازمان پليس بين الملل بايد نسبت به خدشه وارد آمدن به نام پليس توسط حكومت ايران بايد به دادگاه هاي صالحه شكايت نمايد.
بر همين اساس فرصتي كوتاه دست داد تا با آقاي پيتر بوسكو جانسون كه 12 سال در ايران سفير بود است مصاحبه اي كوتاه داشته باشم ،‌ از آقاي جانسون در مورد اين حركات حكومت اسلامي سوال كردم ، اينكه آيا حكومت اسلامي در سراشيبي سقوط قرار گرفته است ؟ آقاي جانسون گفت حكومت ايران در حال خراب كردن تمامي پل هاي پشت سر خود است ، هرگز در طول اين سالها نديده بودم كه حكومت ايران تا به اين حد از عدم محبوبيت چه در داخل و چه در خارج از ايران قرار گفته باشد ، حكومت ايران در حال نابودي تمامي پل هاي پشت سر خويش است ، حتي امروزه بسياري از شخصيت هاي مطرحي كه در حكومت اسلامي از اين رژيم حمايت ميكردند يا مخالف شده اند و در زندان آرميده اند و يا به حاشيه رانه شده اند ، حلقه موافقان حكومت اسلامي به شدت كوچك شده است ، به نحوي كه در تمامي سطوح قدرت در ايران اختلاف به وجود آمده است ،‌ در بين نيروهاي نظامي اختلاف وجود دارد و اكثريت قاطع مردم نيز از حكومت روي گردان شده اند ، از آقاي جانسون دليل شدت برخورد با مردم را سوال كردم ،‌ ايشان جواب دادند ،‌حكومت هايي كه به سراشيبي سقوط ميروند هرچه به سقوط نزديك تر شوند شدت برخورد با مردم را نيز بيشتر ميكنند ، در حال حاضر من شدت برخورد با مردم ايران را در سطح بسيار بالايي ميبنم و اين ميتواند شايد نتيجه همان مطلبي باشد كه به شما گفتم .از آقاي جانسون سوال كردم كه اين سراشيبي تا چد حد است و آيا اميد به بازگشت وجود دارد ؟ آقاي جانسون گفت به طور دقيق نميتوان به آن پاسخي داد ، اما چيزي كه هست حكومت بسيار ترسيده است و كلا حكومت هايي كه ميترسند به خشونت روي مي آورند ، من خشونت در حكومت اسلامي را بسيار بالا ميبينم . اما در مورد امكان بازگشت چيزي كمتر از 10 درصد وجود دارد
از آقاي جانسون در مورد چگونگي شرايط بازگشت سوال كردم ، آقاي جانسون گفتند به گمان شرياط براي بازگشت بسيار سخت تر از آن است كه بتوان به آن پاسخ داد ، در درجه اول بايد يك آشتي ملي انجام شود ، تمامي زنداني هاي سياسي بدون قيد و شرط ازاد شوند ، رهبر ايران رسما از تمامي مردم ايران عذرخواهي كند به خسارت ديده گان خسارت داده شود نيروي هاي شبه نظامي كه به مردم هجوم بده اند برچيده شوند انتخابات دوباره و در فضايي آزاد برگزار شود سران ايجاد خشونت ها بر عليه مردم محاكمه شوند
از آقاي جانسون سوال كردم آيا اين شرايط امكان دارد كه به وقوع بپيوندد ؟ وي گفت من گفتم شرايط بسيار سخت است اما اگر رهبر ايران بخواهد رهبر بماند و بر ايران حكومت كند هيچ راهي غير از اين وجود ندارد
وي در خاتمه براي جنبش سبز ايران آرزوي موفقيت نمود
پس از پايان مصاحبه به اين فكر فرو رفتم راستي آيا ميتوان اميد وار بود كه شرايط نامبرده شده توسط رهبر انجام شود ؟ يا اينكه حكومت به سراشيبي سقوط حمله ور ميشود ؟؟؟

۱۳۸۸/۰۹/۱۷

16 آذر ، روزي با گل هايي از جنس باتوم ، گاز اشك آور و سرب

صفانه دلدار-ديروز 16 آذر بود روز دنشجو ، با دوستان پا شديم رفتيم به سمت انقلاب تا گل هامونم بگيريم آخه آقايون گفته بودن به دانشجو ها گل ميديم ، اما انگار گلهاشون بوي باروت ميداد ، بوي دود ميداد ، گل هاشون اشك مارو در آورد ، البته بعضي از گلهاشونم از جنس سرب بود. راستي كدومشون گفت گل ميديم ؟؟؟
نزديكي هاي ميدون وليعصر كه رسيديم ماشينهاي پليس قدم به قدم كنار خيابونا پارك شده بود از وانت حمل زباله پليس گرفته تا پليس آگاهي هرچي ماشين تونسته بودن آورده بودن ، هرچي هم سربزاو عير سرباز داشتن آورده بودن ، به همشونم يا باتوم داده بودن با سپر يا باتوم داده بودن بي سپر ، هرچي بود باتوم مثل نقل و نبات توي دستاي پليس و غير پليسشون (ديگه دوس ندارم بگم لباس شخصي چون كلمه مزخرفيه آقايون هرغلطي ميخوان توي لباس شخصي ميكنن) بود. اما جالب اينجا بود كه سربازا عين لشكر شكست خورده همشون روي زمين ولو بودن حال واستادن نداشتن ، بعضي هاشونم باتوماشونو انداخته بودن زمين تسبيح مي چرخوندن ، وقتي ما رسيديم بخ خيابون انقلاب پليس ها اجازه نميدادن كه به سمت دانشگاه تهران بريم گفتن راه بسته هستش ، كسي نبايد بره ؟! خوب ما هم كه نابلد ؟! گشتيم راه پيدا كرديم تا خودمونو به سمت دانشگاه برسونيم از چندتا كوچه و پس كوچه و بالا و پايين كردن رسيديم به خيابون 16 آذر ، آخ كه من چقد اين خيابونو دوستش دارم ، رفتيم از در دانشگاه بريم تو ، كارتهاي دانشجويي مونو نشون داديم گفتن نميشه بريد تو گفتيم چرا گفتن دانشگاه تعطيله !؟!؟ گفتيم ما كلاس داريم استاد فقط امروز مياد بهم.م گفت بياييد كلاس ، اگه نبينيمش ديگه ميمونه تا هفته ديگه ، حراستي هاي دانشگاه گفتن كدوم استاد ،‌غلط كرده استاد گفته بياييد اسمش چيه ؟!؟! يكي از دانشجو ها از داخل دانشگاه ديد به اجازه ورود نميدن داد زد ، اگه كارت دانشگاه امام صصادق رو داشتين ميتونستين بيايين تو !؟ شوكه شدم ،‌يعني مارو تو دانشگاه خودمون راه نميدادن اما دانشجوهاي دانشگاه امام صادق توي دانشگاه ما جولان ميدادن !؟ راستي يادم رفت بگم يك سري اتوبوس توي ضلع شمالي دانشگاه پارك شد بود كه تقريبا تمام ضلع شمالي دانشگاه رو پر كرده بودن تازه يادم افتاد كه اون اتوبوس ها از كجا اومدن و براي چي اومدن !؟ يك سري هم از اين موتور سوار هاي آدم كش توي خيابونا پرسه ميزدن جالبه كه پلاك نداشتن و عكس خمنه اي رو جاي پلاك چسبونده بودن !؟ كنار خيابون توي 16آذر نشستيم كه پليس ها اومدن گفتن پاشيد بريد خونتون اينجا وا نستيد !؟ گفتيم چرا ؟ گفتن اينجا واستادن ممنوع هستش !؟ يه خانم مسن برگشت گفتش تابلو واستادن ممنوع كوشش ؟؟؟ پليسه گفتش يا بريد ببينم !؟ به سمت خيابون انقلاب راه افتاديم كه بريم سمت در اصلي دانشگاه ، بازم نزاشتن بريم جلو از سمت جنوبي خيابون انقلاب رفتيم به سمت شرق تا ببينيم چي ميشه كرد ؟ اما يه دفعه با يه صحنه عجيب ، نه خيلي عجيب روبرو شديم !؟ يه تابلو خيلي بزرگ كشيده بودن به طوري كه تمام در جنوبي دانشگاه كه ما اسمشو گذاشتيم پنجاه تومني رو پوشونده بودن كه مردم داخل دانشگاه رو نبينن !؟ راستي تا اين حد اينا ترسو هستن !؟ :)
تمام مغازه ها و فروشگاه رو بهشون داشتن ميگفتن كه ببندن مغازه هاشونو به مردمي هم كه جلو در خونه هاشون بودن البته خونه كه نبود سرايدار هاي اون ساختمون هاي اونجا مي گفتن كه برن تو و در ها رو هم ببندن :) يواش يواش داشت نزديكاي چهار ميشد كه تعداد مردم بيشتر شد و بيشتر شعارها هم داشت بيشتر ميشد چنتا بسيجي با عكس خامنه اي كه علمش كرده بودن به شما رازي حركت ميكردن ما هم داشتيم نيگاشون ميكرديم يهو دورو برشونو ديدن خالي از پليسه فوري در رفتن و برگشتن به سمت عقب :) عجب بسيجي هاي غيور و نترسي :) راستي مگه دولت نگفتش خارج از دانشگاه تظاهران نباشه پس چرا جلوي اين بسيجي ها رو نگرفتن ؟؟
رسيديم به نزديكي هاي پارك دانشجو پليس ها بيداد ميكردن !؟ به هيچ كسي اجازه ورود به پارك نميدادن !؟ پارك رفتن هم ديگه مجوز ميخواد !؟ گفتيم ميخوايم بريم پارك بشينيم ،‌گفتن مجوز نداريم !؟ از وليعصر برگشتيم رفتيم به سمت بالا تا ميدون وليعصر پليس ها قدم به قدم چمباتمه زده بودن سردشون بود خسته شده بودن كلافه هم بودن :) عجب پليس هايي :) از بلوار كشاورز رفتيم به سمت اميرآباد و خوب پليس ها هم كه مارو اسكورت ميكردن :) البته با چماق ، باتوم ،‌گاز اشك آور و شليك تيرهاي هوايي :) هركسي هم كه از جمعيت جدا مي شد بازداشتش ميكردن :( راستي شعارها هم جالب بود ديگه كسي اسمي از بسيجي نمي آورد ، با احمدي نژاد هم كسي ديگه كاري نداشت به بسيجي ها مزدور ميگفتن و گيرشون هم از احمدي نژاد رد شده بود و حالا ديگه به خامنه اي رسيده :) و از هم جالب تر اين بود كه به سمت مزدورها (بسيجي ها البته فك كنم ارازل اوباشم توشون بود چون قيافه بعضي از بسيجي هاشون خيلي تابلو بود) پول پرت ميكردن و در واقع ميخواستن بهشون حالي كنن كه ما بهتون پول ميديم چون مزدور هستين :)
اميرآباد رو به سمت بالا رفتيم به سمت كوي دانشگاه اما انگار حكومت نظامي بود نزديك كوي كه اصلا اجازه جنبيدن به هيچ جنبنده اي داده نميشد برام عجيب بود يعني اينقدر اينا از دانشجو ها ميترسن ؟؟؟؟ هرچي بود به سلامت از خاكريز 16 آذر گذشتيم ، اما يه سوال : وقتي در روز دانشجو اين همه پليس به خيابونها مياد ،‌وقتي كه قول دادن گل به دانشجو ها ميدن اما در عمل اين گل به باتوم گاز اشك آور و گلوله هاي سربي تبديل ميشه ،‌ وقتي جلوي در دانشگاه ديواري ديوايري عظيم ميكشن تا ننگ رو با رنگ پاك كنن وقتي براي دانشگاه تهران از دانشگاه امام صادق دانشجو ميارن تا تظاهرات كنن ،‌وقتي كه با زور و چماق و اسلحه بازم نميتونن حريف مردم بشن وقتي ....
شما بگيد پيروز اين خاكريز كيه ؟
خاكريز بعدي محرم هستش فراموش نكنيد :)

۱۳۸۸/۰۹/۱۴

آقايان ، تهران منطقه صفر مرزي نيست




به عكس فوق دقت كنيد ، به محل شهادت آنها دقت كنيد ، كهريزك ، اميرآباد ، ميدان آزادي ، تقاطع سلسبيل -رودكي ، كوي دانشگاه ، خيابان محمد علي جناح ، مقابل مسجد لولاگر، ميدان بهارستان ، خيابان جمهوري ، ميدان انقلاب و .... توجه كنيد اين مناطقي كه در آنها عزيزانمان به شهادت رسيده اند مناطق عملياتي و يا نقطه صفر مرزي به شهادت نرسيده اند ، اين عزيزان و بسياري ديگر از عزيزانمان در مركز شهر و در پايتختي كه مدعي ام القراي جهان اسلام بودن را دارد به خاك خود كشيده شده اند هنگامي كه اينگونه عزيزانمان در قلب شهر تهران توسط حكومت اسلامي كشته ميشوند چه انتظاري ميرود كه در ديگر شهرها چه جناياتي توسط حكومت رخ نداده باشد مردم خونگرم و عزيز ديگر شهر ها نيز همچون تهراني ها در شهرهاي خود و در ميادين اصلي شهر به شهادت رسيده اند راستي آيا ميداني شهيد همت در كجا به شهادت رسيد ؟ محل شهادت شهيد باكري را ميدانيد ؟ محل شهادت شهيد باقري را ميدانيد ؟ شهيد محمد غفاري ؟ شهيد صابونچي ؟ و... اين عزيزان در مناطقي همچون فاو ، شرق دجله ، جزيره مجنون ، بانه و ... بوده است در مناطقي همچون صفر مرزي و يا خارج از كشور اما عزيزان يادشده در عكس فوق نه در فرسنگها دورتر از شهر و ديار بلكه در خيابانهاي پايتخت ايران به شهادت رسيده اند ، ياد خرمشهر افتادم ، در خرمشهر هنگامي كه عراقي ها به شهر حمله كردند ، همه از كوچك و بزرگ به خرمشهر رفتيم تا از مردم مان از كشورمان از ميهنمان دفاع كنيم يك دل بوديم و يك زبان در خياباها بسياري از هم ميهنانمان شهيد شدند اما دم نزديم و تنها اشك ريختيم كه عزيزانما در راه دفاع از ميهن توسط بيگانه گان كشته شده اند ، اما براستي اين عزيزان نام آورده شده در تصوير فوق و بسياري ديگر كه در اين تصاوير نيستند به دست چه كساني كشته شده اند ؟ بيگانگان ؟ در مناطق جنگي ؟ چه كسي ميتواند پاسخ اين سوال را يدهد ؟؟؟ شك ندارم كه اگر شهيد همت زنده بود خون گريه ميكرد از كشته شدن هم ميهنانش ، پيراهن از تن ميدريد شهيد باكري از به خون غلطيده شدن هم ميهنانش ، شهيد باقري براي نجات جان دوستان هم قطاري اش خود را روي نارنجك انداخت ،‌چون تاب شهيد شدن هم ميهنانش را نداشت خود شهيد شد تا ديگران زنده بمانند اما حكومت اسلامي با چهره اي به ظاهر خندان تهران را با منطقه جنگي يكي كرد خون ريخت و قهقه زد ، آيا براي اين كشتار پا...