۱۳۸۹/۱۰/۲۰

INTERNATIONAL WALK FOR HUMAN RIGHTS

62 Walks Worldwide in honor of the 62nd Anniversary


of the United Nations Universal Declaration of Human Rights

International Walk for Human Rights in Denmark

In honor of the 62nd anniversary of the signing of the United Nations Universal Declaration of Human Rights, the International Walk for Human Rights 2010 was represented in 62 walks around the world.

The purpose of Youth for Human Rights International (YHRI) is to teach youth around the world about human rights, specifically the United Nations Universal Declaration of Human Rights, and inspire them to become advocates for tolerance and peace.

International Walk for Human Rights in the United States

Organized by youth members of YHRI as a celebration of United Nations Human Rights Day, the walk has more than doubled in only its second year.

International Walk for Human Rights in India

Over 20,000 people walked in 26 nations across six continents to create awareness for human rights.

International Walk for Human Rights in Italy

Countries that participated in the walk included Australia, Austria, Belgium, Cameroon, Canada, Denmark, Ecuador, France, Germany, Holland, India, Italy, Japan, Mali, Mexico, Morocco, Pakistan, Russia, Scotland, Slovakia, Somalia, Sri Lanka, Switzerland, Taiwan, United Kingdom, United States and Zambia.

International Walk for Human Rights participants in Mali

The United Nations theme for Human Rights Day 2010 is "Human Rights Defenders Who Act To End Discrimination" with the message of "Speak Up - Stop Discrimination". The International Walk for Human Rights is a way that youth across the world did just that.

International Walk for Human Rights in Pakistan

Walking on streets lined with palm trees or streets covered with snow, each walk portrayed a uniqueness as people walked through crowded city streets of Europe, on rural dirt roads of India, passing local markets in the Middle East, throughout major universities in America, or villages in Africa. As each walk proudly displayed their nation, they all carried the same message of human rights.

International Walk for Human Rights in Russia

International Walk for Human Rights in Taiwan

Dustin McGahee, a youth member of YHRI from the United States, created the idea for the International Walk for Human Rights and was its key organizer. Dustin (pictured above with guitar) wrote a song, "10,000 Voices for Human Rights," which has become a favorite of youth volunteers around the world. This year the song was sung in many countries such as Belgium, India, Japan, Russia and Taiwan by participants in the International Walk for Human Rights. The lyrics and a link to the song are copied below.

تيغ تيز حكومت اسلامي به كدام سو نشانه رفته است ؟

http://www.rahana.org/wp-content/uploads/2010/11/a884b2d88acf36caf2ad61ca2621c67d3.jpg
حكومت اسلامي براي بقاي خود هر دم راهي را بر ميگزيند و اينبار چاره را در توليد فله اي احكام زندان و تعزيرات حكومتي براي آزادانديشان و دگر انديشان در نظر گرفته است به اين اخبار توجه كنيد :

دادگاه تجدید نظر شیوا نظر آهاری را به چهار سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد

به گزارش میزان خبر، حکم ده سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه ها و فضای مجازی عماد بهاور در دادگاه تجدید نظر دادگاه انقلاب تایید شد

محکومیت مهدی قلی زاده اقدم، عضو شاخه جوانان نهضت آزادی، به شش سال حبس تعزیری

محکومیت سید امیر خرم به هفت سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق

محکومیت خانم دکتر سارا توسلی به شش سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق

مهندس فرید طاهری به سه سال حبس محکوم شد

امیرحسین کاظمی به 3 سال حبس تعزیزی محکوم شد

اجرای محکومیت دو سال زندان لیلا توسلي (شاهد واقعه زير گرفتن مردم در روز عاشورا توسط حكومت اسلامي)

محکومیت نسرین ستوده به ۱۱ سال زندان و احضار همسرش به دادسرای اوین

اينها همه در شرايطي اعلام شد كه چندي پيش حكومت اسلامي ، با اكثريت قاطع نمايندگان سازمان ملل به تصويب رسيد. و آمريكا هم از آن حمايت كرد. براستي اين حكومت روي به كدامين سوي ميرد؟ اينها در شرايطي عنوان ميشود كه آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز طي نامه اي كه در وبسايت شخصي اش منتشر كرده است از سران حكومت به عنوان مارهاي افسرده ياد كرده است .
اما از طرفي ديگر رهبر حكومت اسلامي آيت الله علي خامنه اي براي چندمين بار به قم رفت تا مگر بتواند دل علماي قم را به دست آورد كه بزرگ ايشان آيت الله وحيد خراساني است كه از قضا پدر همسر رئيس قوه قضائيه نيز مي باشد را هم بدست آورد. اما گويا چندان توفيقي حاصل نشده است. گفته ميشود رهبر ايران براي اينكه حمايت اين مرجع بزرگ مستقر در قم را بدست آورد مسند قوه قضائيه را به ايت الله لاريجاني داده بود اما گويا موفق نشده عليرغم اين باج حمايتي حاصل كند. و باز هم قم را دست خالي به سمت تهران روانه گشت.
همچنين شنيده ها حكايت از آن دارد كه همين علماي قم و البته مشهد به شدت از آيت الله هاشمي رفسنجاني حمايت نموده اند و حتي حاضر هستند كه براي مسند رهبري ايشان فتوي هم بدهند. در اين راه پول و ثروت واعظ طبسي نيز در نظر گرفته شده است.
با توجه با مسايل عنوان شده و اينكه اختلاف در ميان حكومت بلا گرفته است ايا ميتوان چنين عنوان نمود كه حكومت براي كمرنگ كردن دامنه اختلاف ميان خودي ها دست به ايجاد يك فضاي نا امن نموده است تا اولا افكا ررا به سمت ديگر سوق دهد و از طرفي تيغ تيز قدرت خويش را به مخالفان درون دايره خودي نيز نشان دهد ؟
به گمان ميتوان در روزهاي آتي اصل ماجرا را فهميد.


۱۳۸۹/۱۰/۱۹

براي شيوا نظر آهاري ، كه تو عاشق چرايي

https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEha-meW7CnB4-gMbXOfFVG-QN0_8BheC8vm-NFdrfuIPDAUg9dbvKjXowGjD6pOXrGj1jDNErBo1n719STIwXN77OMgfw16eKs199oWF4VWrNjLAgBT-qXFezMfhdNEMY8yaxJumvAwLDBB/s1600/Shiva_nazarahari.jpg
شعبه 36 دادگاه تجديد نظر استان تهران ،‌شيوا نظر آهاري را به تحمل چهار سال حبس تعزیری ، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ ضربه شلاق محکوم كرد. اما به كدامين گناه ؟ بر آن شديم تا جرايم شيوا را برشماريم
1 - دبيركميته گزارشگران حقوق بشر
2 - قصد شركت در مراسم تدفين آيت الله العظمي منتظري
3 - سخنگوي گزارشگران حقوق بشر
4 - دفاع اززندانيان سياسي
5 - فعال حقوق كودكان كار
6 - عضو كمپين يك ميليون امضا
7 - روزنامه نگار
8 - وبلاگ نويس
9 - دانشجو
براستي آيا موارد برشمرده فوق براي هر شخصي افتخار است يا جرم؟
به جرات ميتوان گفت كه در ايران هركسي نامي از حقوق بشر مي آورد نام شيوا نظر آهاري هم با آن مي آيد. آيا مطالبه حقوق بشر جرم است ؟
شركت در مراسم تدفين طبق سنن اسلامي كه حكومت اسلمي داعيه آن است امري پسنديده است اما اينكه شيوا را به جرم قصد شركت . نه اينكه شركت دستگير كنند جاي تعجب فراوان دارد.
اينكه سخنگو بودن جرم باشد يا نه يك چيز است اما اينكه سخنگوي گزارشگران حقوق بشر بودن يك چيز ديگر، آيا سخنگوي حقوق بشر بودن جرم تلقي ميشود؟ در كدام قانون در كدام محكمه؟
دفاع از زندانيان سياسي ، در دامين مكتب در كدامين كشور شخصي را به جرم دفاع از زندانيان سياسي بازداشت ميكنند؟ حكومتي كه ادعا ميكند نداني سياسي ندارد ادعا ميكند ازادترين كشور جهان است مدافع زندانيان سياسي را بازداشت ميكند.
كسي كه در زمينه دفاع از حقوق كودكان كار به فعاليت مشغول است در همه جاي دنيا مورد احترام است و قابل ستايش اما هرگز در تصور نميگنجد كه در كشوري كه ادعايش اين است كه ام القراي جهان اسلام است اين چنين چيزي جرم باشد
عضويت در كمپين يك ميليون امضا جهت گرفتن حق برابري براي زنان در هركشوري مورد احترام است اما در حكومت اسلامي .....!؟!؟!؟
يكي از نابخشودني ترين گناهان در حكومت اسلامي روزنامه نگار بودن است گواه آن نيز اينكه حكومت اسلامي به عنوان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در جهان معرفي شده است.
در حكومت اسلامي اگر روزنامه نگار باشيد و وبلاگ نيز داشته باشيد گناه شما دو چندان است ، چون به دو فعل غير قابل بخشش روي آورده ايد.
اما اگر روزنامه نگار باشيد ، وبلاگ نويس هم باشيد و دانشجو هم باشيد از ديدگاه حكومت اسلامي مفسد في الارض محسوب ميشود چرا كه سه گناه بسيار نابخشودني را مرتكب شده ايد
بيچاره شيوا و بيچاره تر شيواها
از همه اينها بدتر اين است كه وكيل شيوا (شادي صدر) را يكروز پس از خودش بازداشت كردند كه اين خود نيز يكي از تعجب برانگيز ترين رخداد هاي داخل حكومت اسلامي است

ياد شعر عراقي افتادم

به كدام مذهب است اين ؟
به كدام مكتب است اين ؟
كه كشند عاشقي را
كه تو عاشق چرايي

تختی، نماد سر خم نکردن در برابر قدرت زمان

قصد اهانت به حسين رضازاده رو نداريم.
اما وقتي اين دوتا عکس رو قياس مي کنيم؛مي فهميم چرا به اين ابرمرد مي گن جهان پهلوان و ديگري هنوز دوسال نشده که از اوج فاصله گرفته اينطور از يادها رفته.

چهل و سه سال از درگذشت تختي مي گذره ، اما پورياي ولي دوم اين سرزمين با گذشت زمان يادش کهنه نميشه؛ جاودانه تر ميشه؛ براي نسل هاي آينده تبديل به اسطوره ميشه.
امروز هم براي ما نماد سرخم نکردن و تسليم زر و زور نشدن و مردم دار بودن شده.
خوشا به حال اين خاک که سرزمين تختي ها بوده و هست.

يادش گرامي

۱۳۸۹/۱۰/۱۵

آيا در حكومت اسلامي و در ميان سران حكومت اختلافي نيست ؟




چندي پيش خبري در خيابان بهشت درج شد مبني بردرگيري لفظي آيت الله خامنه اي و آقاي احمدي نژاد كم نبودند افرادي كه به اين خبر خنديدند و حتي آنرا مسخره پنداشتند و منبع خبري را حويا شدند . اما حالا پس از گذشت كمتر از چهار ماه از تاريخ انتشار مطلب خيابان بهشت ، به اخبار منتشر شده در داخل ايران توجه فرماييد.

انتقاد خطيب نماز جمعه آيت الله احمد جنتي از برخی عزل و نصب‌های دولت اما هنوز سه روز از اين انتقاد دبير شوراي نگهبان نگذشته بود كه خبر رسيد منوچهر متكي در حالي كه به دستور خود رئيس جمهور و حامل نامه اي از سوي محمود احمدي نژاد براي رئيس جمهور سنگال بوده است بركنار شده است .

از طرفي محمود احمدي نژاد اعلام كرد كه منوچهر متكي قبل از سفر به سنگال از بركناري خود خبر داشته است .اما منوچهر متكي ضمن غير حرفه اي خواندن خبر عزل خود عنوان ميكند كه خبر عزل خود را از رئيس جمهور سنگال شنيده است .

يكي از نمايندگان تندرو و حامي دولت (حجه الاسلام حميد رسايي) از خبر قريب الوقوع بركناري حيدرمصلحي ، مرضيه وحيد دستجردي ، صادق محصولی، مسعود میرکاظمی و وحیدی خبر داد با توجه به اين خبر (خانم دستجردي همسر آقاي شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان هستند ) بايد منتظر اختلافات بين روزنامه كيهان ارگان رهبر جكومت اسلامي و دولت باشيم .

از طرفي مجلس براي جلوگيري از قدرت و اختيارات رئيس جمهور دست به كار ميشود و بزرگترين فراكسيون مجلس (فراكسيون ورزش) طرح ادغام سازمان ملي جوانان و سازمان تربيت بدني را به فوريت به انجام ميرساند و حتي كليات آن را عليرغم مخالفت شديد دولت و همپيمانانش به تصويب ميرساند.

اما هنوز اين اختلافات در حال انجام است كه خبر ميرسد محمود احمدي نژاد چهارده مشاور عالي خود را بركنار ميكند. اما كار به همينجا هم ختم نميشود چيزي كه مشخص است در بين اين چهارده مشاور نام مهدي چمران نيز به چشم ميخورد كسي كه همواره از محموداحمدي نژاد حمايت مينموده است .

با فاصله اي چند روزه و توهين آميز دفتر رياست جمهوري از مهدي چمران عذرخواهي ميكند. اما در عين حال توپ رابه زمين مجلس مي اندازد تا چمران را با نمايندگان مجلس در اندازد.

ار طرفي ديگر نمايندگان مجلس طرحي را به تصويب رساندند كه بر اساس آن اختيارات رئيس جمهور را باز هم كمتر كنند و ان اينكه انتخاب رئيس كل بانك مركزي توسط نمايندگان مجلس انجام ميشود. اما در همين حال وزير اقتصاد دولت احمدي نژاد اعلام كرد كه در هيچ كجاي دنيا مرسوم نيست كه رئيس بانك مركزي توسط مجلس انتخاب شود (كسي نيست به ايشان بگويد در هيچ كجاي دنيا نيز مرسوم نيست كه با تقلب پيروز انتخابات شد - مردم را در خيابانها كشت - دانشجويانازاديخواه را زنداني كرد- روزنامه نگاران ازاد انديش را زندان افكند - ازاد انديشان را به اعدام محكوم كرد و ....).

حال با توجه به اين اخبار و اين سخنان آيا در حكومت اسلامي و در ميان سران حكومت اختلافي نيست ؟

به بهانه اعدام سهيلا قديري

http://www.womanandsociety.com/soheilaghadiri_2.jpg
خبر كوتاه بود اما ملال انگيز ، سهيلا قديري اعدام شد. زني كه بي گمان جنون داشت ، اما گويا قاضي اين جنون را قبول نداشت. ايا ميتوان قبول كرد مادري كه فرزند دلبندش را ميكشد جنون ندارد ؟ كدام مادر عاقلي اينگونه عمل ميكند؟ شوربختانه طي اظهاراتوكيل سهيلا هيكس از اسم واقعي او خانواده اش فاميلش خبر ندارد.

كسي كه اينگونه زندگي ميكرده است آيا ميتواند سالم باشد ؟ ميتوانسته سالم رشد كند ؟ دختري كه از 16 سالگي از خانه فرار كرده براي اينكه به ازدواج اجباري تن ندهد ،‌ دختري كه بارها و بارها مورد سوء استفاده جنسي و حتي گروهي قرار گرفته (بنا به اظهارات وكيلش) آيا ميتوانسته مادر عاقلي باشد؟ از قاضي كه حكم به اعدام اين زن نگون بخت داد بايد پرسيد پس جنون چيست ؟

اما نكته قابل تامل تر اين بود كه بنا بر اظهارات مينا جعفري وكيل سهيلا ، با هر سختي بوده همسر سيغه اي سهيلا را پيدا ميكنند و به حضور قاضي ميآورند و همسر به عنوان ولي دم كودك كشته شده از قصاص گشذت ميكند اما گويا جناب قاضي خود گذشت نداشته اند. براستي چگونه است كه يك زن تنها بي پناه غريب و محنون به راحتي به چوبه دار ميرسد و اعدام ميشود ؟ اما در عوض پليسي كه با ماشين نيروي انتظامي در روز عاشورا از روي مردم رد ميشود و آنها را به زير ميگيرد نه تنها توبيخ و تنبيه نميشود بلكه مورد حمايت هم واقع ميشود (شاهدي كه در دادگاه شهادت داده بود ماشين پليس از روي يك خانمي در ميدان وليعصر رد شده به زندان محكوم ميشود)

بيچاره مردمي كه بايد با چنين قضاتي گذران زندگي كنند.

۱۳۸۹/۱۰/۱۲

New Year's Message-Youth for Human Rights International

YHRI Logo

Dear Human Rights Supporter,


As we celebrate a decade of Human Rights Education (2001 - 2011) we look beyond our global expansion and heartwarming successes in preparation to expand even more.

I look forward to another year of long hours, long miles, visits to grand halls and humble shelters, dirt on the shoes, holding back the tears in the face of unforgivable-in-the-21st-century realities, stretching the limits as well as the tight budgets toward ensuring that EVERYONE knows that EVERYONE has human rights and responsibilities EVERYWHERE!

Human Rights Education is like the soothing drops of rain that gently caresses, gently penetrates, gently nourishes and gently brings new hope, dreams and realities ... and every drop counts!

I wish you a productive and successful 2011!

With Kind Regards,

Mary Shuttleworth, EdD

President
Youth for Human Rights International

۱۳۸۹/۱۰/۱۱

هياهوي سالگرد ۹ دي؛ اعتبار تراشي براي تجمع تقلبي

مقام هاي حکومتي ايران سناريو ويژه اي براي سالگرد تجمع سازماندهي شده 9 دي تدارک ديده اند. انعکاس گسترده اظهارنظر چهره هاي هوادار رهبر جمهوري اسلامي در رسانه هاي حکومتي به همراه مجموعه اي از همايش ها و گردهمايي ها در آستانه نهم دي ماه نشان از يک سناريوي تبليغاتي تمام عيار دارد. مدعاي اصلي هواداران حکومت اين است که تجمع نهم دي ماه سال گذشته نقطه پاياني بر اعتراض هاي پس از انتخابات رياست جمهوري بوده و در اين روز ورق به نفع رهبر جمهوري اسلامي و دولت تحت حمايت او برگشته است. آنها در راستاي همين مانور تبليغاتي نهم دي ماه را روز بصيرت نامگذاري کرده اند و با استفاده از تريبون هايشان در صدد اعتبارتراشي براي تجمع سازماندهي شده سال گذشته هستند. برگزاري مراسمي تحت عنوان " تقدير از 9 شخصيت موثر در جريان حوادث سال گذشته " به ميزباني مجلس شوراي اسلامي، انتشار بيانيه هايي از سوي سپاه پاسداران، سازمان تبليغات اسلامي و برخي احزاب محافظه کار، برگزاري همايش هايي در دانشگاه هاي مختلف و در نهايت برنامه ريزي براي " تجمع هيات هاي مذهبي تهران" در سالگرد نهم دي ماه ،اجزاي مختلف سناريوي تبليغي حکومت را تشکيل مي دهند. اين هياهوي تبليغي در شرايطي به راه افتاده که تمام نشانه ها حاکي از افت شديد مشروعيت آقاي خامنه اي پس از سرکوب اعتراض هاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري است و ريزش و چند دستگي هاي دروني محافظه کاران حاکم به حدي است که رهبر جمهوري اسلامي حتي توان متحد کردن نيروهاي هوادار خود را نيز از دست داده است.

.

cid:image001.png@01CBA7B5.CABAA5A0

امنيت رواني براي رهبر

نگاهي به عبارات کليشه اي به کار رفته در ادبيات مقام هاي جمهوري اسلامي ، تبليغاتي بودن سناريو بزرگداشت تجمع نهم دي را برملا مي کند. براي نمونه "غلامحسين محسني اژه اي" دادستان کل کشور در رابطه با اين روز مدعي شده که " عنايت هاي خاص پروردگار در نهم دي ماه مشاهده شد"، "علي لاريجاني" رييس مجلس شوراي از اين تجمع به عنوان قيامي ياد کرده که موجب به هم ريختن محاسبات غلط دشمنان شد، "حسين اسلامي" نايب رييس کميسيون اصل نود مجلس آن را نشانه خروشي ناشي از ارادت به ابا عبدالله دانسته ،"محمود احمدي بيغش" نماينده شازند آن را تبلور غيرت خدا در وجود مردم ايران معرفي کرده، "آيت الله علوي گرگاني" از آن به عنوان قدرتي خدايي براي ناکام گذاشتن فتنه گران ياد کرده و "محمد حسين صفار هرندي" وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته است که بخش اعظم شرکت کنندگان در تجمع نهم دي کساني بوده اند که مي خواستند غفلتشان را جبران کنند. " اين ادبيات محصول نگرش شعارگونه اي است که محافظه کاران همواره براي دفاع از خود و حمله به مخالفانشان به کار برده اند و شگردهاي تبليغي به کار رفته در آنها نيز براي ناظران مسايل ايران به هيچ وجه تازگي ندارد. به عقيده ناظران تدارک گسترده هواداران حکومت براي سالگرد تجمع نهم دي ماه بيش از آن که نشانه اي از قدرت آنها در ساخت سياسي ايران باشد نتيجه نگراني و تشويش نسبت به مستحکم بودن موقعيت شان است.

در همين رابطه يکي از اساتيد دانشکده حقوق و علوم سياسي تهران به "جرس" مي گويد : " مانور دادن درباره تجمع نهم دي يک نوع نمايش اعتماد به نفس است. آنها مي خواهند بگويند که از بحران سياسي عبور کرده اند اما خودشان هم مي دانند که بن بست به قوت خود باقي است و هنوز هيچ مساله اي حل نشده است." به گفته اين استاد دانشگاه " يک بخش از تبليغاتي که درباره تجمع نهم دي انجام مي شود براي متقاعد کردن آقاي خامنه اي و دلگرمي دادن به ايشان است. در واقع يک گروهي از تئوريسين هاي حکومت راه بقايشان را در ايجاد فضاي رواني امن براي رهبر جمهوري اسلامي مي بينند و از همين رو هم با ترتيب دادن تجمع هايي مانند تجمع 9 دي ماه سال گذشته يا تبليغات عجيب و غريب در سالگرد آن سعي مي کنند اين فضاي رواني را ايجاد کنند."


تجمع جعلي

ميدان داري تندروترين لايه هاي محافظه کاران در مانور تبليغاتي نهم دي ماه هدف اين مانور را روشن تر مي کند. سال گذشته "احمد علم الهدي" امام جمعه موقت مشهد سخنراني تجمع کنندگان در اين روز را به عهده داشت و ادبيات هتاکانه وي عليه معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوري نشانه اي واضح از دشمني حکومت با مخالفانش به شمار رفت. علم الهدي در جمع نيروهاي هوادار حکومت، معترضان را "يک مشت گوساله و بزغاله" ناميد و اعتراض آنها عليه حکومت را به جنگ حزب شيطان با حزب الله تعبير کرد. اظهارات او در شرايطي ابراز مي شد که سه روز قبل از تجمع سازماندهي حکومت، صدها هزار نفر از شهروندان معترض همزمان با عاشوراي حسيني به خيابان هاي تهران و برخي ديگر از شهرهاي بزرگ آمده و با خشونت بي حد و مرز نيروهاي امنيتي و لباس شخصي هاي وابسته به حکومت روبرو شدند. در جريان تظاهرات عاشورايي شهروندان تهراني بيش از 8 نفر به شهادت رسيدند، صدها نفر بازداشت شدند و هزاران نفر در معرض ضربات باتوم و گاز اشک آور قرار گرفتند.

جمع نهم دي در واقع تلاشي از سوي حکومت براي خنثي کردن اعتراض عاشورايي مخالفان حکومت بود. حکومت در صدد بود تا طنين شعارهايي که به طور مستقيم مشروعيت رهبر جمهوري اسلامي را هدف گرفته بودند خنثي کند و از همين رو سه روز پس از تظاهرات عاشورا تجمعي سازماندهي شده و فرمايشي را ترتيب داد. برگزار کنندگان تجمع 9 دي در پي الگوبرداري از تجمع معترضان نيز برآمدند و از همين رو مسير حدفاصل ميدان امام حسين تا ميدان آزادي يعني دقيقا همان مسيري که توسط معترضان انتخاب شده بود را برگزيدند. انتخاب اين مسير اما اسباب رسوايي حکومت شد. علي رغم تبليغات وسيعي که نهادهاي حکومتي براي آوردن سه ميليون جمعيت به خيابانها در روز نهم دي انجام داده بودند منابع مستقل ميزان جمعيت را در بهترين حالت حدود 150 هزار نفر تخمين زدند که تمرکز آن در حوالي ميدان انقلاب تهران قرار داشت. در خيابان آزادي تنها تا تقاطع خيابان نواب جمعيت ديده مي شد و در خيابان انقلاب هم تنها تا چهار راه ولي عصر تجمع کنندگان به صورت پراکنده حضور داشتند، بقيه اين مسير خالي از جمعيت بود. آوردن اين تعداد از جميعت نيز به واسطه اجبار ادارات دولتي و اعزام بسيجيان شهرستاني به تهران ميسر شده بود. در کنار مسير تجمع صدها اتوبوس اعزامي از شهرستان ها نيز قرار داشت که به خودي به خود سازماندهي شدن اين تجمع را گواهي مي داد. به کارکنان برخي ادارات دولتي هشدار داده شده بود که اگر در مراسم شرکت نکنند به قسمت حراست اداره معرفي مي شوند. برخي ادارات نيز براي ترغيب کارمندان خود به شرکت در تجمع وعده هاي تشويقي به آنها داده بودند. تنها در يک نمونه سرويس اياب و ذهاب کارخانه هاي ايران خودرو و سايپا موظف شده بودند که براي تجمع نهم دي 30 دستگاه از ناوگان اتوبوس خود را به همراه کارکنان اين کارخانه ها به محل اعزام کنند. بنابر برخي گزارشها نهادهاي برگزار کننده اين تجمع حتي برخي زنان خياباني را نيز به خدمت گرفته و با پرداخت مبالغي، اين افراد را به محل تجمع آورده بودند. در کنار اين موارد کانتينرهاي حامل کيک و سانديس که در جاي جاي مسير تعبيه شده بودند به افراد حاضر در اين مراسم سرويس مي دادند. برخي اعضاي شبکه اجتماعي جنبش سبز با گرفتن عکس ها و فيلم هاي غيررسمي از اين تجمع و قراردادن آن بر روي شبکه اينترنت زوايايي مهم از سازماندهي مراسم نهم دي را برملا کردند. انتشار عکس هايي که هواداران حکومت را در تقلا براي دريافت سانديس و کيک از کانتينرها نشان مي داد بازتاب گسترده اي در فضاي مجازي پيدا کرد و برخي از کنشگران جنبش را برآن داشت تا به کنايه از اين تجمع به عنوان " حماسه کيک و سانديس" ياد کنند. در يکي از نوشته هاي هواداران جنبش سبز براي تقبيح تجمع سازماندهي شده نهم دي آمده بود که " ديدن آدمهايي که براي گرفتن سانديس و کيک بالا و پايين مي پرند، پاي همديگر را لگد مي کنند و به هم فحش ناموسي مي دهند آن هم درست سه روز پس از آن که در اين خيابان ها از روي هموطنانم با اتومبيل رد شدند، خونشان را روي سنگفرش ها ريختند و با باتوم و گاز اشک آور و پنجه بوکس به جانشان آمدند نفسم را تنگ مي کرد و روحم را چنگ مي زد."

cid:image002.png@01CBA7B5.CABAA5A0

--------------------------------------------

۱۳۸۹/۱۰/۰۷

هدفمندي يارانه ها يا هدف قرار دادن معيشت مردم

کارشناسان ايران سبز بر اين باورند که در پس پرده آزاد سازي قيمت ها تحت عنوان " هدفمند سازي يارانه ها " انديشه انحصار طلبانه ناگواري پنهان است که تعبير" کودتاي اقتصادي" در باره آن کمترين صفتي است که مي توان به آن نسبت داد.آگاه بايد بود و ايستادگي بايد کرد. تاخير در برخورد با شرايط تحميل شده به مردم خسارات جبران ناپذيري را به همراه دارد.



طرح آزاد سازي قيمت ها که از روز يک شنبه 28 آذرماه آغاز شد ، واجد هيچگونه تمهيد اقتصادي دور انديشانه نيست و بنابر اين نمي توان نام هدفمند سازي يارانه ها را بر آن نهاد.
بنظر مي رسد کشدار شدن زمان اعلام رسمي اين طرح پيش از آنکه موقوف به پيش بيني ضرورت هاي معيشتي مردم و رفع اشکالات اقتصادي پيش رو و مهيا ساختن زمينه هاي اجتماعي طرح باشد ، معطوف به آماده سازي نيروهاي امنيتي و مهيا ساختن ابزار سرکوب مخالفان شده است.

وابسته دانستن منتقدان طرح آزاد سازي قيمت ها به دولتهاي بيگانه ( پيش از اجرايي شدن طرح!) که مکررا از سوي مقامهاي سياسي و روحاني مورد اشاره قرار مي گرفت ، امنيتي شدن فضاي شهرهاي بزرگ کشور و اسقرار نيروهاي ضد شورش در آستانه اجراي طرح ، سخنان ساده انگارانه احمدي نژاد در تلويزيون که به دليل خلاء آشکار مکانيسم هاي کنترل و هدايت متعادل در طرح جديد اقتصادي از مردم درخواست مراعات حال يکديگر را داشت و نيز بحرانهاي گسترده داخلي و خارجي حاکميت همه با هم نشان از بي برنامگي و آشفتگي زايد الوصف دولت کودتا و تسلط انديشه استبدادي و امنيتي بر خرد اقتصادي کشور، همزمان با اجراي اين طرح دارد .

هم اکنون تعداد زيادي از کارشناسان اقتصادي و اجتماعي ايران ، منتقدان و روزنامه نگاران متخصص که اجراي چنين طرحي جز با استفاده همه جانبه از تخصص هاي آنان امکان پذير نبود يا در زندانهاي حکومت به زنجير کشيده شده اند ، يا با وثيقه هاي سنگين و محکوميت ها و تهديد هاي گوناگون صدايشان را خاموش کرده اند .
معدود کارشناسان اقتصادي منتقد نيز که امکان اعتراض يا نقد علمي طرحهاي اقتصادي را دارند هم طبق برنامه از قبل تعيين شده در آستانه دستگيري و محکوميت قرار دارند که بازداشت شب گذشته فريبزرز رئيس دانا پس از گفتگو با بخش فارسي تلويزيون بي بي سي نمونه اي از اين نوع برخوردهاست



کارشناسان ايران سبز بر اين باورند که در پس پرده آزاد سازي قيمت ها تحت عنوان " هدفمند سازي يارانه ها " انديشه انحصار طلبانه ناگواري پنهان است که تعبير " کودتاي اقتصادي" در باره آن کمترين صفتي است که مي توان به آن نسبت داد.

آنچه در اين بين به طور حتم بوقوع مي پيوندد ، سقوط حدود 4 و نيم ميليون نفر ديگر از شهروندان به زير خط فقر تا پايان سالجاري خورشيدي ، کاهش شديد ارزش پول ملي در برابر ارزهاي خارجي ، انحصار بازرگاني خارجي در دست شرکتهاي وابسته به سپاه پاسداران و نيز ورشکستگي گسترده توليد کنندگان داخلي است. نکته ديگري که بزودي اطلاعات مربوط به آن انتشار مي يابد ، به قربانگاه بردن بخش خصوصي غير وابسته به نيروهاي امنيتي است که فاجعه اي اقتصادي بزرگي را رقم خواهد زد.

نظر به اينکه تاثير طرح "کودتاي اقتصادي" بر زندگي شهروندان محسوس تر و آشکارتر از "کودتاي انتخاباتي" است و بي تفاوتي در برابر آن سبب از ميان رفتن سرمايه هاي اندک و نازک شدن بيش از پيش طبقه متوسط و فروپاشي طبقات فقير خواهد شد، ضروري است تا حساسيت تک تک افراد جامعه در اين باره برانگيخته شود و "هوشياري و مقاومت" جانشين "متابعت و صبوري " شود

آگاه بايد بود و ايستادگي بايد کرد. تاخير در برخورد با شرايط تحميل شده به مردم خسارات جبران ناپذيري را به همراه دارد.

۱۳۸۹/۰۹/۰۶

فراخوان به اعتصاب سراسري دانشگاهها در روز 16 آذر

خيالي نيست اگر ديروز، شقايق‌هاي دشت ميهنم را يک به يک چيدند و سرخي را ستاندند از کف اين دشت پهناور
به قدري خرم است اين دشت، که گر سرخي ستاني، سبز ميرويد
من اکنون سبز مي بينم سراسر خاک ميهن را

16.jpg

جمعي از دانشجويان دانشگاه‌ تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، دانشگاه علم وصنعت، دانشگاه امير كبير، دانشگاه صنعتي شريف، دانشگاه شهيد بهشتي و دانشگاه تربيت معلم تهران اعلام کردند به مناسبت فرارسيدن 16 اذر روز دانشجو، از 15 تا 17 آذر به مدت سه روز دست به اعتصاب زده و از حضور در کلاس‌هاي درس خودداري خواهند کرد.

در بيانيه‌ي شماره‌ي 2 اين دانشجويان اعلام شده است که اين اعتصاب در اعتراض به جو امنيتي و پليسي حاکم بر جامعه، امنيتي شدن محيط دانشگاه‌ها و زنداني شدن فعالان دانشجويي صورت خواهد گرفت. بيانيه روز 15 آذر را روز خودداري از رفتن به کلاس‌ها و اجتماع در محيط دانشگاه، روز 16 آذر را روز اجتماع در دانشگاه و سردادن فرياد حق‌طلبي، و 17 آذر را تجمع در دانشگاه و سپس راهپيمايي آرام اعلام کرده است. در بيانيه از دانشجويان خواسته شده است تا براي جلوگيري از هرگونه سوء استفاده، در طول اعتراضات هشياري و آرامش خود را حفظ کنند.

خواست‌هاي اعتراضات روز 16 آذر در بيانيه به اين شکل تبيين شده است:

"در اين روز دانشجويان بايد خواستار آزادي بي قيد و شرط همه زندانيان سياسي و عقيدتي شده و محاكمه عاملين اين جنايت ضد بشري را خواستار شوند. دانشجويان بايد بر مسأله استقلال و آزادي دانشگاه تاكيد كرده و خواستار بازگشت اساتيد دلسوز و گرانقدر بازداشت شده و اخراج شده به جمع دانشگاه شوند. در اين روز همچنين بايد ياد شهداي سبز گرامي داشته شود تا نشان بدهيم كه ياد آنها هنوز زنده است و جنبش مردمي سبز زنده تر.


۱۳۸۹/۰۸/۲۳

تبليغ و اشاعه تمرين سنگسار در شبكه دوم سيماي حكومت اسلامي




دراين فيلم مشاهده ميشود كه در يكي از روستاها مردم به تمرين سنگسار كردن تشويق ميشوند و حتي شبكه دوم سيماي حكومتي ايران نيز از آن گزارش تهيه كرده است

۱۳۸۹/۰۶/۰۵

درگيري لفظي آيت الله خامنه اي و آقاي احمدي نژاد



بنابر گزارشهاي رسيده به تازگي و در يك محفل بسيار خصوصي كه سران بسيار نزديك نظام در آن شركت داشته اند ، آيت الله علي خامنه اي نسبت به استفاده آقاي احمدي نژاد از اسفنديار رحيم مشايي به آقاي احمدي نژاد گله كرده و گفته است كه اكثريت مسئولان دلسوز نظام نسبت به استفاده از اين شخص روي خوش نشان نميدهند و بهتر است كه ايشان را بركنار كنيد و از ديگر نيروهاي دلسوز نظام بهره بگيريد.

در مقابل آقاي محمود احمدي نژاد نسبت به اين سخنان آشفته شده و در مقابل پاسخ ميدهد من نماينده 25 ميليون نفر از مردم ايران هستم و مردم به من راي داده اند و از من و تصميمات من حمايت ميكنند و شما را خبرگاني انتخاب كرده اند كه دو ميليون نفر هم مردم به آنها راي نداده اند.

در اين لحظه علي مطهري غضبناك شده و فرياد ميزند كه آقاي احمدي نژاد اصلا و ابدا نسبت به رهبر اعتقادي ندارد و هرگاه كه ميگويد به ولي فقيه التزام دارد منظورش امام زمان است و به مقام رهبري هيچ التزامي ندارد

در پايان اين كش و قوس با وساطت اطرافيان ، اين درگيري لفظي خاتمه پيدا ميكند

۱۳۸۹/۰۵/۱۳

سازمان تامين اجتماعي در چنگال گروه هفتاد



سازمان تامين اجتماعي به عنوان يكي از نهادهاي قدرتمند مالي در كشور مطرح است كه منابع مالي فرارواني دارد و ثروت اين سازمان بدون اغراق در ايران بي نظير است. (البته اگر بنياد مستظعفان را از در اين مقال نياوريم) سازمان تامين اجتماعي يك سازمان غير دولتي بود كه متاسفانه طب يك مصوبه ننگين و غير قانوني (غير قانوي از آن جهت كه اين سازمان با پول 60 درصد مردم تهيه شده است و بايد براي فقط آن 60 درصد خدمات ارايه دهد حال آنكه وزارت رفاه به كل آن را مال خود نمود) در مجلس زير مجموعه وزارت رفاه و تامين اجتماعي شد و دولت با اين كار قصد آن را داشت تا بدهي عظيم خود به اين سازمان را مختومه كند

به گمان در زمان رياست آقاي ذبيحي در اين سازمان قببح ترين اعمال در اين سازمان انجام گرديد كه تنها به ذكر اين موضوع ميپردازيم كه در تاريخ بين 30 خرداد تا روز قدس تمامي چماقداراني كه در خيابان به ضرب و شتم مردم بي دفاع مي پرداختند توسط سازمان تامين اجتماعي اجير شده بودند و بودجه اين امر از طريق سازمان تامين اجتماعي تامين شده بود!؟ سازماني كه شعار آن نياز امروز پشتوانه فردا بود تبديل شد به مركز پرورش چماقداران .

اما كار به اينجا ختم نشد و دولت براي قبضه كردن تمامي اين ثروت طرح تشكيل گروه هفتاد را داد ، گروه هفتاد عبارت است از هفتاد تن از نزديكان دولت محمود احمدي نژاد كه از سپاهيان نزديك به ايشان هستند اين گروه هفتاد ، بيش از دويست تن از مديران ارشد و كار آمد اين سازمان را با تجربه هاي بسيار يا خانه نشين نمود و يا به شغل هاي پست وادار ساخت كه اين امر خود برخلاف تمامي قوانين خود حكومت اسلامي است

جالب تر از آن اين است كه تعدادي از اين افراد از كار بيكار شده جهت احقاق حق خود به ديوان عالي كشور هم مراجعه نموده اند اما اين مرجع قضايي نيز گفته است كه كسي توان مقابله با گروه هفتاد را ندارد !؟ براستي گروه هفتاد چيست ؟ توسط چه كس يا كساني اداره ميشود ؟

۱۳۸۹/۰۵/۱۲

آيا بر طبل جنگ نواخته خواهد شد ؟


درياسالار مايك مالن طي سخناني اعلام نمود كه ارتش ايالات متحده اين آمادگي را دارد كه به ايران حمله كند ، البته هريك از سياستمداران آنگونه كه دوست دارند به تفسير اين خبر پرد اخته اند اما واقعيت اين است كه ايالات متحده اصلا قرار نيست در خاك ايران سرباز پياده كند (البته در صورت حمله احتمالي) براي اين عمليات 11 نقطه در خاك ايران مشخص شده است و قرار است در صورت حمله احتمالي به اين يازده نقطه حمله شود.
البته اين حمله از هنگامي كه ناوگان يازده گانه نيروي دريايي ايالات متحده هنگامي كه از كانال سوئز گذشت بسيار محتمل گشت و تقريبا از همان زمان بود كه ارتش ايران در آماده باش كامل قرار گرفت (نيروهاي سپاه بيش از يك سال است كه در آماده باش هستند) .
طبق گزارشهاي رسيده از ايران ، يك لشكر كشي پنهاني توسط ارتش ايران در مناطق جنوبي كشور صورت گرفته و خصوصا نيروهاي پدافند هوايي در شهر اميديه حضوري بسيار پررنگ دارند ، بنا به گزارش ناظران محلي اميديه به يك پادگان نظامي تبديل شده است.
اما در عين حال مقامات رسمي ايران همچنان ميگويند كه آمريكا هيچ غلطي نميتواند بكند، آيا ميتوان اين سخنان را باور كرد ؟ از طرفي ديگر ، سخنان درياسالار مايك مالن در شرايطي مطرح ميشود كه تا 29 روز ديگر يكصدهزار سرباز آمريكايي از عراق خارج خواهند شد. و تنها پنجاه هزار سرباز در داخل عراق باقي خواهند ماند. آيا اين امكان وجود دارد كه اين يكصد هزار سرباز آماده براي حمله به نقطه اي ديگر آماده ميشوند؟
آرام حسامي (استاد دانشگاه مونت گومري و كارشمناس مسائل ايران): تا جايي كه من ميدانم آمريكا در سواحل ايران نيرو پياده نخواد كرد ، و تنها نقاط حساس ايران را مورد هدف خود قرار خواهد داد نقاطي همچون مراكز اتمي ، فرودگاههاي نظامي و كلا به مناطق نظامي كه در جهت تجهيز اتمي ايران مشغول هستند خواهد پرداخت ، البته اين را هم بگويم كه بنده گمان نميكنم كه دولت ايران بخواهد كه آمريكا به ايران حمله كند و تصور ميكنم كه دولت ايران حتما با آمريكا وارد مذاكره خواهد شد و شرايط آمريكا را خواهد پذيرفت . آرام حسامي ادامه ميدهد : البته اين را هم بگويم كه اگر ولي فقيه در اين امر دخالت كند اصلا معلوم نيست كه چه خواهد شد. اقاي حسامي گفت ، براي ايران چهار گزينه پيش رو بود تصويب قطعنامه – تحريم – محاصره اقتصادي و حمله نظامي ، در حال حاضر قطعنامه صادر شده است در مرحله قطعنامه ايران ميتوانست با كمترين هزينه اين بحران بر طرف كند اما در مقابل آن قرار گرفت و آقاي احمدي نژاد نيز بتازگي گفت 4 تا كه هيچ 4 هزار تا قطعنامه صادر كنند هيچ چيزي نميشود. مرحله بعدي تحريم بود كه تحريم بسيار بر اقتصاد ايران تاثير بدي خواهد گذاشت. محاصره اقتصادي نيز در حال آغاز است و مرحله بعدي ممكن است كه حمله باشد.
پاتريك كلاوسون كارشناس مسائل خاورميانه معاون موسسه مطالعات خاور نزدیک : من مدتهاست كه گفته ام كه دولت ايران به سمت جنگ پيش ميرود متاسفانه تا وقتي كه آقاي احمدي نژاد در راس اين دولت باشد شكي نيست كه ايران به سمت جنگ پيش خواهد رفت و از آن بدتر اين است كه رهبر ايران هم از اين جنگ حمايت ميكند ، فكر ميكنم سران حكومت ايران هنوز نميدانند كه در مقابل چه قدرتي ميخواهند قرار بگيرند.وي در مورد يكصدهزار سربازي كه تا 29 روز ديگر كشور عراق را ترك خواهند كرد گفت : اين نيروها به ايران حمله نميكنند بلكه بخشي از آن ها به افغانستان ميروند و بخشي ديگر نيز به ناوگان دريايي ايالات متحده مستقر در خليج فارس خواهند پيوست.آقاي كلاوسون در مورد حمله زميني ايالات متحده به ايران گفت ، هنوز زود است در مورد اين گزينه صحبت كنيم.

بارها گفته شده و باز هم ميتوان به عينه ديد كه راهي كه حكومت اسلامي ايران در آن قدم گذشاهته است شباهتهاي بسياري با راه عراق صدام حسين دارد. راستي آيا در خاورميانه شاهد جنگ جديد خواهيم بود ؟ آيا بازهم بر طبل جنگ نواخته خواهد شد ؟

۱۳۸۹/۰۳/۲۴

گذر از فتنه ، باجي كه قاليباف به شغال داد



كمتر از يك ماه قبل قراردادي ميان آقاي قاليباف و وزارت كشور بسته شد كه كاملا يكطرفه بود ، آقاي قاليباف حق هيچ دخل و تصرفي در آن را نداشت و فقط بايد آن را امضا ميكرد. بر اساس اين قرارداد ، عده اي از طرف وزارت كشور مامور مي شدند كه به روزنامه همشهري بروند و در آن روزنامه ميانه رو اقدام به انتشار يك مجله نمايند.
مجله اي كه در روزهاي اول هيچكس در روزنامه همشهري از آن خبر نداشت ، ‌حتي عنوان شده بود كه اين عده براي اين استخدام شده اند كه براي سالگرد ارتحال امام خميني مجله تهيه كنند.
از قضا كسي كه مسوليت تهيه اين مجله را بر عهده داشت خود زماني درروزنامه همشهري عضويت داشت ، و حتي سابقه تهيه مجله هاي همشهري خردنامه و همشهري ديپلماتيك را نيز برعهده داشت او كسي نبود جز ابوالفضل عمويي، كه پس از قبولي دكترا در رشته علوم سياسي در دانشگاه تهران (با نوع قبول شدنش كاري نيست) بسيار به وزارت كشور نزديك شد. و از همشهري رفت ، اما بازگشت خويش به صحنه مطبوعات را با گذر از فتنه آغاز كرد.
چيزي كه بسيار جاي تعجب داشت اين بود كه اعضاي اين گروه 25 نفره متشكل از وزارت كشور و گروه سياسي سيماي جمهوري اسلامي وقتي كه متوجه شدند كسي به سيماي حكومتي ايشان توجه ندارد چاره را در آن ديدند كه اين مجله را در قالب روزنامه پر طرفدار همشهري به چاپ برسانند. اين كه رسانه اي ملي خود را حتي كمتر از همشهري ميبيند و دست به دامان همشهري ميشود در نوع خود مورد توجه است.
اما نكته اي كه فراموش شد اين بود كه مردم بسيار عاقل تر ازاين هستند كه به اسم نگاه كنند براي مردم فرقي نميكند كه اين مطلب را همشهري به چاپ برساند و يا جام جم و يا كيهان ،‌مردم خود عقل دارند و خوب و بد را تشخيص ميدهند. كه تشخيص هم دادند و بنا بر اطلاعات رسيده 85 درصد نسخه هاي اين مجله به همشهري بازگردانده شد.
و عجيب تر اينكه بعداز انتشار اين مجله ارگانهاي حكومتي در تيترهاي خبري خود با صداي بلند اعلام كردند كه "همشهري گذر از فتنه را منتشر كرده است" (ياد ماجراي كي بود كي بود من نبودم به خير) رجا نيوز سايت الف
اما گويا اين هزينه اي كه بر دوش همشهري نهاده شد (مجله اي با آن كيفيت كاغذ بي نظير و نوع چاپ) وهرگز طرفداري نداشت ؛ براي ايشان درس عبرت نشده است و شنيده ميشود كه نسخه دوم اين مجله به زودي در راه است البته با تيم جديد و محتواي جديد.
با توجه به اين روشي كه حكومت اسلامي پيش گرفته فردا روز ممكن است روزنامه هايي همچون جامعه ، طوس ؛ نشاط و ... فك پلپ شوند تا براي اين حكومت مجله هايي اين چنيني چاپ كنند.
هرچه هست از آقاي قاليباف با آن مديريت خوب و تحسين برانگيز ؛ انتظار ميرفت كه اهل باج دادن نباشد ، آنهم به شغال

۱۳۸۹/۰۳/۲۲

مناطق مركزي تهران در آتش و دود - تهران ديشب نخوابيد


ديروز تهران ، پايتخت ام القراي جهان اسلام (به گفته سران حكومت اسلامي) در آتش و دود بود ، خيابانهاي آزادي تا امام حسين درگيري ها پراكنده وجود داشت ، شعار هاي مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنه اي در تمامي سطح اين خيابانها موج ميزد نيروهاي ضد شورش تغريبا از اين حركات مردمي سردگم شده بودند هرگز تصور نمي كردند اينقدر جمعيت بيايد.
صداي گلوله هم شنيده مي شد ، در خيابان كه بوديم شايعه شد كه عده اي هم به سمت جام جم رفته اند و درگيري در جام جم هم وجود دارد، خبر رسيد كه آيت الله خامنه اي به مشهد رفته است و از آقاي احمدنژاد هم خبري نيست. قرار بود نيروهاي سپاه در درگيري ها مداخله نكنند اما آنها بصورت كاملا آشكار دخالت كردند.
نيروهاي ضد شورش در سطح زياد در شهر مستقر شده بودند. گزارش شد كه ميدان ونك تبديل به يك انبار باروت شده است و تنها به يك جرقه نياز دارد. حضور مردم در ميدان ونك بي سابقه بوده است.
ميدان آزادي همگان را به ياد روزهاي انقلاب انداخته بود . با نزديك شدن به تاريكي هوا اين احتمال نيز ميرفت كه نيروهاي ضد شورش ناتوانتر نيز بشوند و احتمالا در نزديكي همديگر و به صورت فشرده تر مستقر شوند.
مردم فرياد ميزدند اين اولين روز است منتظر روزهاي ديگر باشيد. تقريبا هيچ سطل زباله اي در خيابانهاي مركزي شهر سالم نمانده است همگي در آتش و دود هستند.
ميدان آرياشهر مملو از پليس و جمعيت بود. شعار دهندگان در طول خيابان كاشاني در حال تردد و زدوخورد با نيروهاي ضد شورش بودند.
لباس شخصي ها به شدت در حال عوض كردن موقعيت هاي خود بودند چرا كه با شناسايي شدن مجبور به فرار مي شدند. اكثر لباس شخصي ها با موتوربودند تا بتوانند به سرعت فرار كنند.
شهر حالت نيمه جنگي به خود گرفته بود ، پليس هاي مشكي پوش و يگان ويژه سپاه در سطح وسيعي وجود داشتند ، اما تعداد مردم حاضر در محل خيلي بيش از تصور آنها بود.
گويا به نيروهاي ضد شورش گفته شده بود به حمله هاي كوتاه دست بزنند و پس از فراري دادن مردم دوباره به موقعيت خود باز گردند چون به تعقيب مردم نميپرداختند
اين امكان نيز وجودداشت كه با توجه به انبوهي جمعيت و كم بود نيروهاي ضد شورش چاره را در آن ديدند كه فقط در خيابانهاي اصلي شهر باشند و در خيابانهاي فرعي نروند چراكه ممكن است براي خود نيروهاي ضد شورش مشكل ايجاد شود.
بنده خود شاهد بودم كه به دفعات در نقاط مختلف شهر نيروهاي پليس به صورت تدافعي عمل ميكردند و هرگز به سوي مردم هجوم نميبردند چون تعداد مردم خيلي زياد بود.
خيابانهاي فرعي منتهي به انقلاب و آزادي پر بود از مردم خشمگين كه فريادهاي ضد حكومتي سر ميدادند. جوانان دخترو پسر ، پير و جوان همه در حيابانها بودند. گويا كسي قصد خانه رفتن نداشت.
شب هم كه صداي الله اكبر تا ديروقت به گوش ميرسيد
راستي آيا ديشب تهران خوابيد ؟

هستم اگر ميروم گر نروم نيستم - آمديم تا 22 خرداد در ايران باشيم

بالاخره رسيد نوبت به ما هم رسيد ، نوبت به همكاري بزرگ ، پارسال اينموقع هم در ايران بوديم ،‌تمامي تلاش خودمان را كرديم كه امسال هم بياييم و آمديم ، آمديم تا 22 خرداد در تهران باشيم ، و خوشحاليم كه هستيم ، نميدانم مجوز صادر شده است يا ميشود اما اين را ميدانم كه امديم تا در 22 خرداد در تهران باشيم و همراه با ديگر همميهنان عزيزمان باشيم.
آمديم تا نوزادي را كه پارسال به هم ميهنان سپرده بوديم را ببينيم ، نوزادي كه اكنون يكساله شده است و خوب هم رشد كرده است اين نوزاد، و ديگر نوزاد نيست كودكي يكساله است كه جنبش سبز ايران زمين را در كالبد خود دارد.
اين نوزاد به همياري من و تو نياز داشته و دارد ، پس آمديم تا با شما باشيم. چه كسي ميخواهد من و تو ما نشويم ؟ خانه اش ويران باد. نميدانم بناي سخنان آقايان كروبي و موسوي چه بوده است اما به همراه تعدادي از دوستان خارج نشين به ايران آمديم تا در كنار اين كودك باشيم و نه در فراغ آن ، آمديم تا با شما باشيم و ندا را فرياد كنيم ، سهراب را صدا بزنيم ، اشكان را بخوانيم .
كم نيستند عزيزاني كه خونشان سيراب گر نهال اين جنبش شد ، ندا ؛ سهراب ؛ اشكان ؛ كيانوش ؛ عليرضا ؛ محمود ؛ مسعود ؛ فاطمه ؛ ايمان ؛ كامبيز كسري ؛ محسن ؛ مصطفي ؛ مبينا ؛ سرور ، ناصر ؛ فهيمه ؛ مهدي ؛ حسين و ...
صدايمان ميكنند اين عزيزان ، فراخوان ما ايشان بودند نه ديگران ، دوستي گفت اشتباه كرديد كه به ايران آمديد ، ‌كدام اشتباه ؟ آمدن به ميهن خويش اشتباه است ؟ نوار سبز در دست داريم . آمده ايم و آماده ايم . هر دوازده نفرمان با هم آمديم ايران ، براي آن كودك يكساله آمده ايم براي حمايت از آن كودك آمديم. كودكي كه به شدت نيازمند ياري سبز مااست.
وعده ديدار خيابان آزادي - ميدان آزادي
هستم اگر ميروم گر نروم نيستم

۱۳۸۹/۰۳/۱۸

گلي عامري: طرح امنيت اجتماعي جهت مقابله با جنبش سبز است

گلي عامري در وزارت امور خارجه ايالات متحده كم شخصيتي نيست. وي در دوران وزارت خانم كاندوليزا رايس به مقام معاونت امور فرهنگي در وزارت امور خارجه ايالات متحده رسيد. اين خود نشان از آن دارد كه اين شخصيت ، توان اداره كردن بزرگترين معاونت فرهنگي دنيا را داد. لذا اگر در جايي فرصت دست داد تا با اين شخصيت ايراني الاصل مصاحبه اي داشته باشيد هرگز اين فرصت را از دست ندهيد. خانم گلي عامري عليرغم اينكه سالها از ايران دور بوده به زبان فارسي بسيار مسلط است. در اينجا مصابه اي انجام شده با خانم عامري جهت دوستان و علاقه مندان تقديم ميگردد:

سوال : خانم گلي عامري شما كه در امور فرهنگي و اجتماعي تخصص داريد در مورد طرح امنيت اجتماعي كه در ايران مدتي است برپا شده چه نظري داريد ؟ و ديگر اينكه چرا حكومت اسلامي ، اين طرح را به اجرا در آورده است ؟ و خصوصا اينكه چرا اين زمان را براي ارايه آن انتخاب كرده است؟

خانم عامري: شك ندارم كه حكومت ايران خود بزرگترين ناقض امنيت اجتماعي است ، كشته شدن مردم ايران در خيابانها و خصوصا خانم ندا آقا سلطان نمونه بارز نقض امنيت اجتماعي است. بنابراين باور ندارم كه اين حكومت از امنيت اجتماعي حمايت كرده باشد ، اما از طرفي شك دارم كه اين حكومت اصلا بداند كه امنيت اجتماعي يعني چه !؟ در مورد اينكه چرا اين طرح را به اجرا در آورده و در مورد زمان اجراي آن اين مسئله كاملا مشخص است ، اول اينكه مردم را بترساند ، حكومت فكر ميكند با ترساندن مردم ميتواند همچنان بر مردم حكمراني كند، اما زمان آن چرا حالا انتخاب شده است دليل آن اين است كه علاوه بر ترساندن مردم توجه مردم را از وقايع جنبش سبز به سمت و سوي ديگر سوق دهد ، تا مردم تمركزشان بر روي طرح امنيت اجتماعي باشد و نه جنبش سبز .

حكومت ميخواد مردم نگران اين باشند كه مثلا فردا چه لباسي بپوشند تا مورد تهاجم پليس امنيت اجتماعي قرار نگيرند و اگر به اين موضوعات فكر كنند كمتر به فكر جنبش سبز و حواشي آن خواهند پرداخت.

سوال: خانم عامري شما براي مقابه با اين مشكل چه پيشنهادي داريد ؟

خانم عامري: جواب اين سوال قدري مشكل است ، اين به آن ميماند كه ما بيرون گود باشيم و از پهلوان داخل گود بخواهيم كه عملي متحيركننده انجام دهد. هرچند من ميدانم كه مردم داخل ايران خود براي آن راه پيدا كرده اند اما براي اينكه به سوال شما جواب داده باشم ميگويم كه بهترين كار اين است كه براي مقابله با اين طرح ، عدم توجه به آن است.

حكومت و يا بهتر بگويم پليس امنيت اجتماعي ميتواند با تعداد معدودي در راستاي طرح خويش برخورد كند اما اگر اين طرح توسط اكثريت مردم ناديده گرفته شود ، خود به خود طرح به دست فراموشي سپرده ميشود.

سوال: خانم عامري در مورد جنبش سبز صحبت كرديد ، آيا به نظر شما اين جنبش به پيروزي ميرسد؟

خانم عامري: من بيش از آنكه سياستمدار باشم ، يك جامعه شناس هستم ، اما نيك ميدانم كه هرگز در هيچ جاي دنيا هيچ حكومتي نتوانسته است در مقابل مردم خود بياستد و دير يا زود يا از بين رفته است و يا از مردم شكست خورده است نمونه بارز آن در كشورهاي شوروي ، روماني بخوبي نمايان است كه چگونه شكست خوردند و نابود شدند.

سوال : خانم عامري ميخواستم از شما در مورد جامعه فرهنگي ايران سوال كنم ، چه آينده اي براي جامعه فرهنگي ايران پيش بيني ميكنيد ؟

خانم عامري: متاسفانه در ايران دولتي بر سر كار است كه وزارتخانه فرهنگي اش بزرگترين دشمن فرهنگ است. بستن روزنامه ها زنداني كردن روزنامه نگاران آنهم توسط وزارت فرهنگي يك كشور بيشتر شبيه يك جوك است تا هرچيز ديگر، من قاطعانه ميگويم كه براي جامعه فرهنگي ايران ابراز نگراني ميكنم چون حكومت اسلامي ايران تنها روزنامه و روزنامه نگاراني را ميخواهد كه چاپلوسي ايشان را بكنند. در چنين فضاي مسمومي چگونه ميتوان به آينده فرهنگي اميدوار بود؟ در فضايي كه دانشجوياني كه نداي حق سر ميدهند جوابشان يا گلوله است و يا زندان و شكنجه و اگر در بهترين حالت تصور كنيم فرار از ميهن ، چگونه ميتوان براي آينده فرهنگي تصوري خوب داشت؟

هنگامي كه خانه انجمن روزنامه نگاران به دلايلي كه اصلا معلوم نيست پلمپ شده ، دبير اين انجمن خانم بدرالسادات مفيدي مدتها است بدون هيچ دليلي زنداني شده ، روزنامه نگاران عضو اين انجمن يا زنداني هستند ، يا فراري شده اند . روزنامه نگاران حق اظهار نظر ندارند. اگر روزنامه نگاري بخواهد حرفي بزند كه حكومت تاب تحمل شنيدن آن را ندارد و بلا فاصله روزنامه نگار نگون بخت به اتهام هاي سنگيني همچون ، اقدام عليه امنيت ملي ، توهين به مقدسات و .... متهم ميشود. چه جايي براي تصور آينده فرهنگي است ؟

سوالي كه من همواره با آن درگير بوده ام اين است كه آيا يك خبر نگار ميتواند به امنيت يك كشور توسط يك مقاله ضربه بزند ؟ اگر چنين است كه پس اين امنيت شكننده تر از آن است كه تصور شود پس همان بهتر كه شكسته شود. من در اين مورد درك نميكنم كه آقاي احمد زيدآبادي به چه گناهي اين همه مدت در زندان است ؟

و يا در مورد توهين به مقدسات ، اين مقدسات را چه كسي تعيين ميكند ؟ چه كسي گفته است كه رهبر ايران مقدس است ؟ اين تقدس را بايد مردم به رهبر بدهند اما ميبينيم كه عكس او را در خيابانها آتش ميزنند و بر او فرياد مرگ سر ميدهند ،

اين چه قداست خود ساخته اي است ؟ ياد داستان حاكمي افتادم كه خياط برايش لباسي ندوخت و گفت برايت لباسي دوخته ام كه هركسي كه حرامزاده باشد نميتواند آن لباس را ببيند ، حاكم در خيابانها به راه افتاد تا مردم لباس اورا ببينند و تصور كرد كه لباس بر تنش است اما هيچ نداشت. رهبر ايران نيز اكنون هيچ ندارد ، اما در تصور خويش همه چيز دارد .

لذا تا وقتي كه اين حكومت وجود دارد من هيچ آينده اي براي جامعه فرهنگي ايران پيش بيني نميكنم.

به عنوان آخرين سوال آيا تابحال بر عليه روزنامه نگاري توسط مديريت تحت امر شما شكايت شده است ؟

خانم عامري: دراينجا خبرنگاران بسيار آزاد هستند كه در مورد هر مسئله اي تحقيق كنند ، و اگر شخص ، مقام و يا هركسي بخواهد به نحوي جلوي تحقيقات خبرنگار را بگيرد در واقع جرم مرتكب شده است و بر اساس قوانين آن خبرنگار ميتواند در دادگاه شكايت كرده و از حق خود دفاع كند. شكايت از خبرنگار به جرم اينكه در حال جستجوي خبر است يا به جرم نوشتن مقاله و يا ديدگاه در هيچ كجاي دادگاه هاي عدالت محور جايي ندارد.

ايالات متحده ميداند كه يك خبرنگار نميتواند و اين قدرت را ندارد كه بخواهد بر عليه امنيت ملي اين كشور اقدام كند.

با سپاس از شما سركار خانم گلي عامري

۱۳۸۹/۰۲/۱۴

چوب دوسر طلا ، هم زنداني شدن هم دروغگو خطاب شدن (صفانه دلدار)

صفانه دلدار- اين يكي دو روز توي سايتهاي مختلف ديدم كه در مورد من چه حرفهايي زدن ،‌بعضي ها به من گفتن دروغگو هستم ،‌بعضي ها منو داستانساز گفتن اونم از نوع س ك س ي ،‌ باورم نميشه اين همه سختي كشيده باشم اما اين حرفها رو بهم نسبت بدن البته ممكن هم هستش كه عوامل رژيم اين حرفها رو بزنن تا منو اينجور بين مردم نشون بدن ، بعضي ها هم از اسم من تعجب كردن ، براي تنوير افكار عمومي ميگم كه صفانه دلدار اسم مستعار من هستش پس نگران نباشيد كه اينقدر راحت صحبت ميكنم . من ادامه 79 روز زنداني شدنم رو رو موكول ميكنم به روزهاي آينده. تاسف آوره ياد ماجراي چوب دوسر طلا فتادم ، هم زنداني شدن هم مورد ازار قرار گرفتن و هم دروغگو خطاب شدن

۱۳۸۹/۰۲/۱۲

چگونه در 22 بهمن دستگير شدم ؟ (صفانه دلدار) قسمت اول

تا قبل از سال نو از دوست خوبم صفانه دلدار هيچ خبري نداشتم ، براي امنيت بيشتر به گوشي اش زنگ هم نميزدم كه برايش مشكلي ايجاد نشود (چون همواره از طريق ايميل با هم تبادل طلاعات ميكنيم) ، اما در طول تعطيلات سال نو فرصتي داد تا به ايران بروم و علاوه بر ديدار اقوام ، از صفانه عزيز نيز اطلاعاتي كسب كنم ، اما كسي درمنزل نبود نتوانستم اطلاعاي بدست آورم و اين احتمال را دادم كه به مسافرت رفته باشد ، به هرجهت پس از تعطيلات از ايران خارج شدم و همچنان بيخبر از دوست خوب ، صفانه.

باري تا اينكه ديروز يك ايميل از دوست خوبم صفانه دريافت كردم كه عيننا در ادامه آمده است:

صفانه دلدار : روز 22 بهمن مثل دفعه هاي ققبل تصميم كرفتيم با دوستان بريم به راهپيمايي ، قرارمون ساعت 10 صبح ، ضلع جنوبي فلكه دوم آرياشهر بود. ساعت 10 كه رسيدم به قرار، ديدم كه آرياشهر بيشتر از اوني كه شبيه به فلكه شهري باشه شبيه پادگان نظامي هستش ، اما مردم همه واستاده بودن كنار خيابون و منتظر آقاي كروبي بودن ، كم كم دوستان يكي يكي ميومدن ، مردم كه زياد ميشدن ، شعار هم ميدادن ، شعار مرگ بر ديكتاتور و كروبي حمايتت ميكنيم و البته شعارهاي ديگه هم بود كه يادم نيست (هشتاد روز پيش بود) .

يك دفعه صداي تير شنيديم و پشت سرش بازم صداي تيرهاي ديگه و گاز اشك آورهاي پي در پي ، لباسهاي بعضي ها هم حسابي رنگي شده بود و ما از اين رنگها تعجب كرده بوديم ، توي تعجب بوديم كه نيروي هاي سركوبگر به ما حمله كردن ، و ما هم كه در حال فرار بوديم مي خورديم به هم و من تنم خورد به يكي كه لباسش رنگي شده بود و لباسهاي منم رنگي شد.

در حال فرار كه بوديم دقت كردم مزدوراي رژيم روي من زووم كردن و ميخوان منو بگيرن با تمام قدرتم فرار ميكردم اما ديدم كه ديگه راهي براي فرار نيست و منو محاصره كرده بودن ، و وقتي كه وايستادم يكي از مزدوراي رژيم از پشت محكم با يك چيزي كه فك كنم شلنگ بود زد به پشتم ، ضربه اينقدر محكم بود كه با صورت خوردم زمين ، تا اومدم بلند بشم ، يكي از مزدوراي رژيم كه پوتين پاش كرده بود يك پاشو گذاشت روي گردنم و فشار داد و گفت از جات تكون نخور .

يكي ديگه دستامو از پشت بست و من كه هنوز از اون ضربه هايي كه خورده بودم احساس درد ميكردم يك درد ديگه هم احساس كردم و اون پرت شدن با صورت به كف ماشين ون بود، كه پرده هاش آبي بودن ، توي ماشين ون انتظار داشتم كه پليس هاي خانم باشن اما دوتا مرد كه خيلي خيلي بي ادب بودن ما رو تحويل گرفتن و زشت ترين حرفها رو نثار ما كردن و چشمامونم بستن.

نميدونم چند نفر شديم كه ماشين حركت كرد روي زمين بودم و چشمامم بسته بود ، اما احساس كردم كه ماشين حركت كرد ، نميدونم چقدر حركت كردم و كجا رفتيم اما اينقدر ميدونم كه 15 دقيقه اي توي راه بوديم ، به محض رسيدن به مقر مزدوران رژيم ، باز هم زشت ترين حرفها رو به ما گفتن و از ماشين پرتمون كردن بيرون ، احساس ميكردم يه جاي بسته و تاريك بود ، چون صداها مي پيچيد ،

بلندمون كردن از روي زمين و حرفهاي زشتي كه به يك زن تن فروش ميشه گفت رو به ما گفتن ، يكي شون گفت هرشب بايد با يكي شون بخوابيم ، وحشت كردم ،از زمان دست گيري ‌خيلي ترسيده بودم اما با شنيدن اين حرفها وحشت كردم ، يكي ديگ شون كه فكر كنم سن بالايي هم داشت گفت همشونو لخت كنيم و بعد همشون بهمون مي خنديدن.

يكي ديگه گفت بايد بگيم سهميه مارو بيشتر كنن ،‌ اين تعداد دختر واسه ما كمه ، هرجور كه ميخواستن مارو تحقير ميكردن ، خيلي خسته بوديم و يواش يواش تشنگي و گشنگي هم داشت به ما فشار مي آورد. بعد بهمون گفتن ميريم و شب مياييم سراغتون.

نميدونم چند نفر بوديم اما صداي گريه آهسته دختراي ديگه رو ميشنيدم ، آخراي شب بود كه اومدن سراغمون هوا سرد بود و سرمون شده بود ، نميدونستيم ، كجا هستيم و جرات اينكه از جامونم بلند بشيم نداشتيم ، تا مزدوراي رژيم اومدن صداي وحشتناكشون ترس مارو دوچندان كرد. دونه دونه از روي زمين بلندمون ميكردن و ميبردن به يه اتاقي ، اول همه از يه دختري شروع كردن و بهش گفتن پاشو ، از جاش كه بلندش كردن ،‌جيغ و داد ميكرد و نميخواست كه بره صداي چك و مشت و لگد ميومد به همراه داد و فرياد و فحش به دختره كه هيچي نگه و باهاشون بره و ما هم ترسمون بيشتر شده بود چون ميدونستيم كه نفر بعدي يكي از ما ها هستيم .

اتفاقا نفر دوم من بودم ، كه جيغ كشيدم و داد زدم كه نميام و با چك و لگد و فحش منو كشون كشون بردن كه فكر ميكنم يه اتاق توي همون جا بود، دستامو باز كردن و گفتن لباساتو در بيار ، گفتم در نميارم گريه ميكردم ترسيده بودم التماس ميكردم گفتم مگه خودتون خواهر نداريد كه يه چك محكم زدن توي گوشم كه خودتو با خواهر ما يكي نكن ج ن د ه ،

از ترس تكون نخوردم ، گفت لباساتو در بيار خيلي ترسيده بودم لباسامو در آوردم ، گفت پس چرا واستادي بقيه شو هم در بيار(لباسهاي زير) ، گفتم اين ها آبرو و عصمت يك دخترو نشون ميده اگه اين دو تكه لباس رو هم در بيارم آبروي شما هم ميره ، دوباره بهم اون فحش زشت و دادن و از پشت يكي زد به باسنم و گفت يالا ادامه بده ،‌ گفتم از اين بيشتر ديگه در نميارم ميدونم شما هم اونقدر غيرت داريد كه نميخواين من اين دوتا تيكه لباسمو در بيارم ، يكي از مزدورا يك دفعه با وحشي گري تمامي به من حمله ور شد هم كتكم زد و هم لباسهاي زيرمو پاره كرد و حالا ديگه كامل لخت شده بودم .

فكر كنم چهار نفر بودن و داشتن منو كه حالا لخت مادرزاد شده بودم ورانداز ميكردن ، يكي شون منو بلند كرد و روي ميز گذاشت تا در كمال وقاحت بتونن منو بهتر ورانداز كنن ، يكي از مزدورا گفت حاجي امشب اين مال من بشه ؟ صدايي كه فكر كنم حاجي شون بود گفت هنوز كه بقيه رو لخت نكرديم صبر كن شايد بهترم گيرت بياد. اما مرد اولي گفت نه همه رو ورانداز كردم اين توشون خوبه بعد حاجي گفت پس ببرش ، تا اومد منو بغل كنه ببره حاجي گفت صبر كن ميخواي باهاش نري ؟

برق ايد توي دلم جوونه زد ، با خوشحالي گفتم آره حاجي دستم به دامنت تورو خدا منو نجات بده هرچي بگي گوش ميكنم ، گفت يه صندلي براش بزارين بشينه ، نشستم روي صندلي گفت هر سوالي ازت ميپرسم درست جواب بده ، اسم و فاميلتو ميدونم چيه ميدون مكجا كار ميكني ، ميخوام همدستاتو بگي ، بگي از كي دستور مييگري ؟ جزو دارو دسته موسوي هستي يا كروبي ؟ توي محل كارت چه كساني ضد رژيم هستن ؟ و خيلي سوال هاي ديگه كه يادم نمياد.

گفتم چه جوري بايد اين همه رو بنويسم ؟ من كه چشمام بسته هستن ؟ گفت نگران نباش چشم بندشو باز كنيد ، چشم بندمو باز كردن ، حاجي رو ديدم مردي حدودا 50 ساله ريش تسبتا جو گندمي كم پشت داشت ، 3 تا پسر جوون ، خيلي جوون فكر كنم 17 يا شايد 18 ساله بودن كه باهاش بودن تازه فهميدم كه اين پسرهاي جوون بودن كه ميخواستن شب رو با من سر كنن ،

بيشتر از اوني كه بترسم سردرد گرفته بودم ، حكومت اسلامي بين جووناي ما توي بسيج چي ترويج ميكنه ؟ سكس ؟ همخوابگي ؟ ياد گفته اما خميني افتادم كه گفته بود : بسيج مدرسه عشق است ، راستي بسيج مدرسه عشق هستش يا مدرسه عشق بازي ؟ يا شايدم مدرسه سكس بازي ؟

خلاصه هرچي حاجي گفت نوشتم به همه چيز هم اقرار كردم ، حتي اگه ميگفت بمبگذاري 7 تير هم كار تو هستش بنويس مينوشتم هرچند اون موقع 9 ساله بودم ، بعد كه همه چيز رو نوشتم گفت لباساتو بپوش لباسامو پوشيدم و بردنم توي يه اتاق ديگه (از فضاي در و ديوار احساس كردم كه شايد توي يه مسجد باشيم) ، در اتاق رو كه باز كردن ديدم يه دختر ديگه هم اونجا هستش. منو انداختن توي اون اتاق و در رو بستن ، با اون دختر هم صحبت شدم در حال صحبت بودم كه صداي جيغ و داد و فرياد دخترهاي ديگرو ميشنيديم كه داشتن ميبردنشون پيش حاجي ، تا ازشون اقرار بگيرن ،

دونه دونه دخترارو مياوردن توي اتاق ما ، اونجا بود كه فهميدم ما 6 نفر بوديم. و يا شايدم بيشتر كه 6 تامونو توي يه اتاق كرده بودن ، بعدش يه پارچ آب پلاستيكي كه معمولا توي مسجد ها موقع نظري دادن توي محرم سر سفره ها ميزارن رو دادن بهمون و دو تا هم نون سنگگ بهمون دادن.

شب رو همونجا خوابيديم و فردا صبح خيلي زوود اومدن دنبالمون چشمامونو بستن دستامونم از پشت بستن و سوار ماشينمون كردن بردن فكر كنم 10 دقيق اي بود كه توي راه بوديم و بعد رسيديم به جايي كه بعدا فهميدم زندان اوين هستش

خيلي خسته هستم تازه آزاد شدم و در ايميل بعدي از زندان اوين مينويسم تا بگم هشتاد روز زنداني شدن من چطور بود